فیلترشکن غیرفعال کن و پرداخت کن

با پیشرفت هوش مصنوعی، حالا آدما می‌تونن با ساخته‌هاشون ارتباطی واقعی داشته باشن. هنوز توی اولای یه انقلاب بزرگیم، ولی تصور دنیایی که هوش مصنوعی از یه سرویس ساده به یه موجود زنده تبدیل بشه، سخت نیست. این خیال اگه واقعی بشه، سؤالای عمیقی پیش میاره. فیلم Companion به کارگردانی درو هنکاک این ایده رو روی پرده برده و ذهن تماشاگرا رو درگیر کرده. با ویجیاتو همراه باشید تا این فیلم رو بررسی کنیم.

رابطه جاش و آیریس لایه‌هایی داره که زیرش یه فاجعه پنهونه.

داستان حول جاش (جک کواید) و آیریس (سوفی تاچر) می‌چرخه. اونا به یه پارتی توی ویلای سرگی، یه روس پولدار که جنگلای دور یه دریاچه رو خریده، می‌رن. همه‌چیز اول ساده به نظر میاد، ولی کم‌کم می‌فهمیم پشت این جمع یه لایه ظاهریه که باید شکافته بشه. آیریس یه رباته که فقط برای لذت جنسی جاش ساخته شده، ولی جاش دنبال چیزای بیشتریه. با دستکاری تنظیمات آیریس، اونو به یه قاتل تبدیل می‌کنه تا به هدفای مادیش برسه. جاش نماد خواسته‌های بشریه: سکس، پول و قدرت.

ایجاد یک پرسش‌گاه سمبلیک

فیلم ما رو از دنیای معمولی بیرون می‌کشه و به ویلایی توی دل طبیعت می‌بره که هیچ اثری از تمدن نداره. حتی GPS هم کار نمی‌کنه. صدای آیریس می‌گه که فقط توی لحظه‌های خاص می‌تونیم حقیقت رو ببینیم. این ویلا یه پرسش‌گاه نمادینه که رابطه انسان و ربات رو زیر ذره‌بین می‌بره.

دور از تمدن، اعماق انسان رو می‌بینیم.

توی این ویلا، رابطه‌های بشری بررسی می‌شن. سه زوج کنار هم خوش می‌گذرونن، ولی هر کدوم یه جورن: جاش فقط لذت جنسی از آیریس می‌خواد، سرگی به کت مثل یه ربات نگاه می‌کنه، ولی پاتریک و الی واقعاً همدیگه رو دوست دارن. این طیف نشون می‌ده رابطه‌ها می‌تونن سطحی، یک‌طرفه یا عمیق باشن. مأمور امپتیکس هم می‌گه بعضی‌ها از رباتا برای کارهای خیلی بدتر استفاده می‌کنن.

تشنج در ناکجاآباد

اوضاع زود به هم می‌ریزه. ویلا به کشتارگاه تبدیل می‌شه. جاش با دستکاری آیریس، همه‌چیزو از کنترل خارج می‌کنه و ما رو توی کثافتای درون آدما غرق می‌کنه. جاش می‌خواد دزدی کنه و این نقشه، حقایقی رو رو می‌کنه که با شروع فیلم جور درنمیاد. اون نماد حرص و بی‌رحمیه و با یه ربات همه‌کاره، نتیجه می‌شه دروغ و دسیسه‌ای که توی فیلم می‌بینیم.

بو و طعم آزادی

زیر لایه‌های فیلم، یه پیام بزرگ پنهونه. آیریس توی آخر فیلم آزاد می‌شه و دیگه برده جاش نیست. می‌تونه خودش باشه، نه یه عروسک دست‌ساز. این فقط درباره رباتا نیست؛ یه حرف بزرگ‌تر درباره جامعه و به‌خصوص زنهاست. آیریس و کت، مثل خیلی از زنا، فقط برای لذت مردا استفاده می‌شن و آزادیشون یه حس فمینستی قوی داره.

آیریس از تحمیل به آگاهی و آزادی می‌رسه.

فیلم پر از معنیه، ولی دیالوگاش گاهی ساده‌ان و با عمقش جور نیستن. نقشه جاش و کت هم حفره داره؛ مثلاً اونا نمی‌دونن رباتا همه‌چیزو ضبط می‌کنن، که یه ضعف بزرگه. با این حال، کلیت داستان خلاقانه‌ست و سؤالای جالبی درباره هوش مصنوعی و انسانا می‌پرسه، هرچند شالوده‌ش خیلی محکم نیست.

امتیاز ویجیاتو

70
فیلم Companion عمق زیادی داره، ولی شالوده‌ش محکم نیست و ایرادای واضحی بهش وارد می‌شه.


دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟

console.log("Hello world");