خلاصه داستان: «جون هویی» یک کارمند معمولی به نظر میرسد اما در حقیقت رئیسی در پوشش کارمند است. او با ظاهر زیبا و برازندهاش زنان را جذب میکند اما به ازدواج اعتقادی ندارد و همهی آنان را از خود میراند.
خلاصه داستان: مجموعهای درام درباره خانوادهای که یک تجارت جمعآوری بدهی را اداره میکنند، Tricky Business به راههایی میپردازد که مردم برای رهایی از مشکلات انجام میدهند.
خلاصه داستان: این سریال داستان عاشقانه دختر جوانی را روایت میکند که در یک شیرینیفروشی کار میکند و تنها آرزویش تبدیل شدن به یک قناد حرفهای است. او با یکی از پلیبویهای جوان و ثروتمند کشور ترکیه آشنا میشود و عشقی طوفانی بین آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه …
خلاصه داستان: عرفان قهرمان (فرهان) یک قاتل زنجیرهای است که روی بدن هر یک از قربانیانش، 3 سکه به جای میگذارد. پرونده او به واحد جرایم سازمانیافته محول میشود و کاپیتان افه تکین رهبری آن را در دست میگیرد. در همین حین، عرفان که از دست قانون گریزان است به یک محله رومینشین به نام چینگیراکلی پناه میبرد.
کارتال چاکا، رهبر مافیای رومی و محافظ این محله است. هنگامی که افه میفهمد کارتال قاتل نیست، تصمیم میگیرند با همکاری یکدیگر، قاتل را دستگیر کنند. ارتباط غیرمنتظره بین قاتل و گذشته غمانگیز کارتال، همه چیز را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: شهردار کینگزتاون؛ سریالی در سبک جنایی مهیج ساخته تیلور شریدان و هیو دیلون و بازیگری جرمی رنر است. خانوادۀ مک لاسکی کارگزاران قدرتی هستند که با نژادپرستی سیستمیک، فساد و نابرابری در کینگزتاون میشیگان دست و پنجه نرم می کنند. این شهر جایی است که تجارت زندان تنها صنعت شکوفای آن است…
خلاصه داستان: الیف و ارهان زوج نامزدی هستن که خیلی همدیگه رو دوست دارن و بزرگترین انتظارشون از زندگی ازدواج کردن و خوشبخت شدنه. روتین زندگی اونا با فریب وحشتناک ارهان به هم میخوره و ارهان با بدهی بزرگی که باید پرداختش کنه روبرو میشه. با شنیدن این خبر در سفر کاری ارهان که با هم رفته بودن زندگی و روانشون به هم میریزه. در حالی که بدهی که پرداخت آن تقریبا غیرممکن به نظر میرسه، زندگی آنها را به یک کابوس تبدیل کرده، پیشنهاد سیبل، رئیس ارهان، زندگی آنها را برای همیشه تغییر میده.
خلاصه داستان: این سریال یک نسخه دیگه از یک سریال به همین نام است که در سال 2011 ساخته و پخش شده و بار دیگر به این موضوع میپردازد که چگونه دو فرد غیرمحتمل با هم ازدواج میکنند و به مرور زمان عشق پیدا میکنند.