خلاصه داستان: یون هه جین (Shin Min Ah) یک دندان پزشک، زنی زیبا و باهوش است. او پس از گذراندن موانع مختلف و بهم خوردن برنامه و اهداف زندگیش، به روستای ساحلی گونگجین می رود و در آنجا با آقای هونگ آشنا می شود. هونگ دو شیک (Kim Seon Ho) که در روستا به آقای هونگ معروف است در ظاهر بدون شغل و بیکار است اما استاد انجام دادن کارهای مختلف و عجیب است و هر کسی در روستا به کمک نیاز داشته باشد او همواره برای رفع مشکل حضور دارد…
خلاصه داستان: سریال درباره متخصصین حرفه ای است که توسط FBI گرد هم میان تا یک قاتل زنجیره ای را گیر بیاندازند..یک تفاوت اصلی این سریال با سریالهای پلیسی این است که آن اتفاقی که شما فکر می کنید می افته اتفاقا نمی یفته ... بیشتر از اینکه به تجهیزات وابسته باشه به قدرت های فردی و روانی افراد وابسته هست..بر روی شخصیت ها و رابطه اونها تاکید زیادی شده و تقریبا همه شخصیت ها جذاب هستند...و در پایان کلیت سریال برای کسانی که از رشته روانشناسی جنایی اطلاعی ندارند یا می خواهند اطلاع پیدا کنند بسیار جذاب است چون رویه ای کاملا متفاوت برای کشف جرم را به ما نشان میدهد...
خلاصه داستان: "گلیات" داستان بیلی مکبراید رو روایت میکنه، یه وکیل بااستعداد که از یه شرکت حقوقی بزرگ که خودش تأسیسش کرده بود اخراج شده و حالا بهعنوان یه وکیل خیابونی روزگار میگذرونه. وقتی یه پرونده مرگ غیرعادی بهش پیشنهاد میشه، بیلی با تیمش وارد یه نبرد حقوقی میشه که یه توطئه بزرگ رو فاش میکنه. این سریال توی چهار فصل، بیلی رو توی مبارزه با غولهای حقوقی و شخصی دنبال میکنه، از جمله شرکت قدیمی خودش، Cooperman McBride، که حالا دشمن اصلیشه.
خلاصه داستان: زندگی کامل دکتر اسیل وقتی متوجه می شود که همسرش سیف با هم رابطه دارد، از هم می پاشد. تلاش بعدی او برای انتقام او را به مسیری تاریک می برد.
خلاصه داستان: داستان این سریال حول دو شخصیت اصلی، گینی و آدیتیا تیا راج سینگ میچرخد. گینی، دختری 24 ساله است که با خانوادهاش رستورانی در امریتسار اداره میکند. او در زندگیاش با چالشهای خانوادگی و فقدان عشق مواجه است. در همین حال، آدیتیا سینگ، پسری 27 ساله است که آرزوی تبدیل شدن به هتلدار بزرگ را دارد اما تحت فشارهای شدید خانوادهاش قرار دارد.
زمانی که آدیتیا با گینی، سرآشپز روستایی، ملاقات میکند، روابط آنها به تدریج تغییر میکند و احساسات جدیدی بین آنها شکل میگیرد. گینی که به دنبال حل مشکلات خود است، عشق به آدیتیا را به عنوان راهی برای رسیدن به رویاهای جدید میبیند. اما این مسیر پر از چالشها و مشکلات است که به شدت زندگی هر دو شخصیت را به چالش میکشد. این درام عاشقانه به بررسی موانع اجتماعی، خانوادگی و شخصی میپردازد که میتواند در مسیر عشق و موفقیتهای شخصی ایجاد شود.
خلاصه داستان: زندگی اینجی که با پدربزرگ و برادر غیرتیش زندگی میکنه با تصادفی که میکنه عوض میشه. این تصادف اونو با هان و خانوادهی مرموزش آشنا میکنه. هان همراه خواهرش که زندگیش پر از وسواسهای مختلفه و گلبن که ترس از دست دادن خواهر برادرانش رو داره زندگی میکنه. آیا عشق قدرت اینو داره که با وجود تمام مشکلات مانع از جدایی اینجی و هان بشه… (داستان این سریال براساس واقعیت است)
خلاصه داستان: ازال و کنعان عاشق یکدیگر هستند و در شهر کوچکی کنار دریا زندگی میکنند. آنها در آستانه ازدواج هستند و رؤیای یک زندگی ساده و شاد را در سر میپرورانند. اما با ورود وکسل دمیر، مردی ثروتمند و قدرتمند که شیفته هازال میشود، همه چیز تغییر میکند. وکسل برای به دست آوردن هازال دست به هر کاری میزند و زندگی عاشقانه او و کنعان را به کابوسی تبدیل میکند.
این سریال پر از عشق، خیانت و انتقام است و سرنوشت شخصیتها بارها به شکل غافلگیرکنندهای تغییر میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهی یک زوج آلمانی در دوران جنگ سرد است که تصمیم میگیرند به ایرانِ دوران انقلاب اسلامی مهاجرت کنند.
یک زن آلمانی به نام بئاتریس (Beate) و همسر ایرانیاش علی، که یک فعال سیاسی است، تصمیم میگیرند از آلمان شرقی به ایران بازگردند. علی که از پیروان انقلاب است، تصور میکند با پیروزی انقلاب، کشور به آزادی و عدالت خواهد رسید. اما وقتی آنها به ایران میرسند متوجه میشود که اوضاع با چیزی که تصور میکردند بسیار متفاوت است.
خلاصه داستان: داستان سریال از سال 1947 میلادی که الیزابت دوم هنوز به تخت سلطنت تکیه نزده و در آستانه ازدواج با پرنس فیلیپ می باشد آغاز می شود. دورانی که سر آغاز افول امپراتوری قدرتمند بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم و تغییرات سیاسی-اقتصادی مهم در دنیای قرن بیستم می باشد. علاوه بر مواجه با این تغییرات الیزابت دوم باید روابط جدیدی را با دفتر نخست وزیری و یکی از قدرتمندترین و زیرک ترین سیاستمداران قرن بیستم یعنی وینستون چرچیل شکل دهد و…
خلاصه داستان: سریال «قلب سیاه» یک درام عاشقانه-انتقامی است که در جو خیرهکننده کاپادوکیه رخ میدهد. داستان حول محور سورمو میچرخد، مادری جوان که فرزندانش را رها کرده و زندگی جدیدی با خانواده ثروتمندش ساخته است. فرزندانش، ملک و نوح، با کشف هویت مادرشان، به دنبال او میروند و در این مسیر با رازهای خانوادگی، عشق و انتقام روبهرو میشوند. داستان با فضای پرشور و دراماتیک، به موضوعاتی مانند خانواده، خیانت و جستجوی هویت میپردازد. تصاویر بصری کاپادوکیه و روابط پیچیده خانوادگی سریال را به تجربهای جذاب و احساسی تبدیل کرده است.