خلاصه داستان: داستان سریال در قارههای خیالی وستروس و اسوس، در نزدیکی پایان یک تابستان 10 ساله اتفاق میافتد و چندین خط داستانی را دنبال میکند. اولین داستان به جنگ بین خانوادههای اشرافی برای به دست آوردن تخت آهنین و پادشاهی هفت اقلیم مربوط میشود. دومین خط داستانی، نزدیک بودن زمستانی طولانی و یورش موجوداتی افسانهای از شمال را شرح میدهد و سومین خط داستانی مجموعه، تلاش فرزندان شاه مخلوع، برای بازپسگیری تاجوتخت است. این مجموعه از طریق شخصیتهایی که اخلاقیات مبهمی دارند، حول مسائلی چون طبقات اجتماعی، وفاداری، فساد، جنگ داخلی و مجازات میگردد.
خلاصه داستان: مادر و دختری برای فرار از ازدواج اجباری در فرقه ای محدود کننده فرار می کنند. مادر برای یک روانپزشک پیشرو کار می کند که هویت دخترش علیرغم پیوند رو به رشد آنها باعث آشفتگی می شود.
خلاصه داستان: گیل فاور رئیس دنباله دار یک رانندگی مداوم با گاو است. رودی یتس به او کمک می کند. خدمه در طول راه با شخصیت ها و ماجراجویی هایی روبرو می شوند.
خلاصه داستان: داستان سریال این است که چگونه نماد مد کریستین دیور و معاصرانش از جمله کوکو شانل، پیر بالمین و کریستوبال بالنسیاگا در وحشت جنگ جهانی اول حرکت کردند و مد مدرن را راه اندازی کردند.
خلاصه داستان: دو هان پسر خانواده ای پولدار است که تحت فشار خانواده برای ازدواج است اما او راز مخفی دارد که نمی تواند ازدواج کند. به همین دلیل از آه جونگ، دوست قدیمی خود می خواهد تا نقش همسرش را بازی کند…
خلاصه داستان: در گذشته مادر کیم جی یونگ، توسط یک اراذل مورد ضرب و شتم قرار گرفت و جان سپرد. این اراذل فقط 3 سال و نیم زندان گرفت. کیم جی یونگ اکنون بالغ شده و می بیند که قاتل مادرش اصلا تغییر نکرده است. در روزهای هفته، او دانشجوی نمونه دانشگاه پلیس است، اما در تعطیلات آخر هفته، مجرمانی را که احکام خندهداری دریافت کردهاند و به اعمال مجرمانه خود ادامه میدهند، مجازات میکند…
خلاصه داستان: هنگامی که یک فضانورد به طور مرموزی در طول یک ماموریت ناپدید می شود، شوهرش در حالی که زندگی خود را به عنوان یک والدین مجرد به دخترشان می گذراند، برای تحقیق می رود.
خلاصه داستان: بابا لنگ دراز با نام اصلی بابا لنگ دراز من؛ یک مجموعه تلویزیونی انیمه ژاپنی است. (خلاصه داستان اسپویل دارد!) جودی اَبوت دختر بچه یتیمی است که با پشتیبانی مالی حامی ناشناس خود که جودی او را با نام «جان اسمیت» میشناسد، میتواند به دبیرستان راه یابد. او فقط يک بار سایۀ او را دیده است و به خاطر سایه دراز پاهای او ، او را بابا لنگ دراز صدا میزند. در مقابل خوبیهای حامی اش تنها کاری که باید انجام دهد این است که هر ماه برایش نامه بنویسد؛ بدون اینکه انتظار دریافت پاسخ نامههایش را داشته باشد.در نهایت اسمیت که عاشق پاکی و سادگی جودی شده است ، با وجود اختلاف سنی قابل توجه از او خواستگاری می کند و این برای جودی که از یک طرف علاقه زیادی به اسمیت دارد و از طرف دیگر در پاکی روابط بینشان غرق شده ، بسیار گران می آید و به شدت می گرید ولی عشق ...
خلاصه داستان: چهار خبرنگار زن که هر حرکتی از رشتهی کاندیدایان نامزد ریاست جمهور با نقصهایشان را دنبال میکنند، دوستی، عشق و یک رسوایی که ممکن است نه تنها ریاست جمهوری بلکه تمام دموکراسی ما را هم به خطر بیندازد...