دستهها برخلاف برچسبها میتوانند سلسله مراتب داشته باشند. به طور مثال شما میتوانید یک دسته به نام موسیقی داشته باشید و برای آن دسته، زیر دستههایی مانند موسیقی ایرانی و یا موسیقی غربی تعریف کنید.
خلاصه داستان: در این مجموعه با معروف ترین ابر قهرمان جهان و محبوب ترین خبرنگار در کتاب های کمیک همراه خواهید شد. آن ها با استرس، فشار و مشکلات ناشی از پدر و مادر بودن در جامعه ی امروزی دست و پنجه نرم می کنند…
خلاصه داستان: سایه و استخوان؛ سریالی فانتزی ساخته اریک هیزرر بر اساس رمانی به همین نام از لی باردوگو است. یک جوان پس از جدایی از هر آنچه که میشناخت، باید بهعنوان یک سرباز ارتشی تشکیلشده از افراد جادویی مشغول سفر شود. او آرامآرام میفهمد که در جهان پرشده از افراط پیرامون او، همه همزمان میتوانند دشمن و همراه باشند. او درک میکند که تقریبا هیچچیز و هیچکس در این جهان، در حقیقت به شکلی نیستند که در ابتدا به نظر میرسند. او مشغول تلاش برای افزایش توانایی خود در استفاده از قدرت جادویی شده است…
خلاصه داستان: یو سه پونگ یک پزشک سلطنتی است که پس از یک توطئه از قصر اخراج می شود. او به روستای گیسو می رود. در آنجا با یون وو و کی جی هان آشنا می شود. او کم کم تبدیل به پزشکی می شود که نه تنها جسم بیماران بلکه دردهای روحی مردم را درمان می کند…
خلاصه داستان: داستان در سال 2138 اتفاق می افتد ، عصری که در آن بازی های واقعیت مجازی در اوج خود هستند. روزی یک بازی آنلاین محبوب به نام ایگدراسیل را تعطیل می کنند اما شخصیت اصلی داستان “مومونگا” تصمیم میگیرد از بازی خارج نشود. مومونگا به عنوان قوی ترین جادوگر به شکل یه اسکلت در می آید. جهان به عوض شدن ادامه می دهد و شخصیت های غیر بازیکن (NPC) ها دارای احساسات می شوند. مومونگا بدون والدین یا دوستی یا موقعیتی در جامعه ، تلاش می کند تا بر جهان تازه ای که بازی بوده چیره شود.
خلاصه داستان: اوغوز یک زن جوان مبتلا به فراموشی به نام دفنه را نجات داده است که او را به خانه خود می آورد. اما زمانی که دفنه حافظه خود را بازیابی می کند، متوجه می شود که او یک کلاهبردار بوده که باید مخفی بماند.
خلاصه داستان: یک طرفدار جوان راه خود را به اتاق خبر یک مجری کارکشته مانور می دهد اما به زودی با جنبه تاریک جاه طلبی، حسادت و میل به دیده شدن مواجه می شود.
خلاصه داستان: الیف که مادرش را در سنین جوانی از دست داد، خواهری فداکار است که از خواهر و برادرهایش صفر و نارین حمایت می کند. در حالی که الیف زندگیای پر از مشکلات را پشتسر میگذارد، خواهر کوچکترش نارین را از دست می دهد و تنها صفر با او می ماند. در حالی که این دو یکدیگر پیوند محکمی دارند، الیف ناگهان از این ادعا که صفر قاتل است، ویران می شود. در طرف دیگر، زندگی شاد و آرام طارق، تنها وارث هلدینگ کاراجا، یکی از معدود شرکت های موفق ترکیه، با قتل خواهر بزرگترش که او را بسیار دوست دارد، ناگهان زیر و رو میشود …
خلاصه داستان: لی هوان شاهزاده ای که گرفتار یک نفرین مرموز شده و مین جه یی، زنی که تحت تعقیب است؛ در حالی که شاهزده به پاک کردن اتهامات دروغین مین جه یی کمک میکند، او نیز شاهزاده را از شر نفرین رها میکند…