خلاصه داستان: یک زن و شوهر مجبور به انجام کار های جوانی خود می شوند، زیرا اینجا پای یک قرارداد میلیون یورویی در میان است. آیا آنها می توانند از طریق ازدواج خود پول به دست آورده و پس انداز کنند و فرزند هشت ساله خود را به موقع...
خلاصه داستان: سیتو یان، یک وکیل جوان اهل پکن است که به دلیل پایبندی به اصول خود از سمتش برکنار میشود ولی بعد از آن برای تبدیل شدن به یک کارآگاه به هاربین می آید و در پرونده هایش با دوست ثروتمندش لو شائو چوان همکاری می کند و…
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگهاى داخلى امریكا مایك مكوم را، به رغم شجاعتهایش ، از ارتش شمالى ها بیرون مىاندازند و او هم آرام آرام به كارهاى خلاف روى مىآورد. تا این كه به نوادا مىرود و پس از راه انداختن قمارخانهاى بزرگ با مردى به نام استنلى مور در معدن نقره ى او شریك مى شود...
خلاصه داستان: یک زن برای یافتن دخترش به یک شهر دور افتاده و متروک به نام «تپه خاموش» میرود. این فیلم بر اساس یک بازی ویدئویی با همین نام ساخته شده است.
خلاصه داستان: دو تیراندازی در کافه جغد شب دستیار کمیسر وارما و افرادش مسئول پروندهی تحقیق درباره تیراندازی در یک کافه میشوند ولی در حین تحقیق دربارهی تیراندازی، متوجه رازی تاریکتر میشوند.
خلاصه داستان: پسر بزرگ توکوگاوا ایمیتسو تاکهچیو توسط یک سپاه قاتل مورد حمله قرار می گیرد . هفت سامورایی که توسط لرد ساکورا هان، هوتا ماساموری استخدام شده بودند، به تاکهچیو کمک می کنند . این حمله به دلیل درگیری جانشینی شوگان بعدی صورت می گیرد ...
خلاصه داستان: شرلوک هلمز به طوری تصادفی به دکتر موریارتی شلیک میکند و جنازه گم میشود. مطبوعات و پلیس به خاطر قتل موریارتی به او مشکوک می شوند و او در همین هنگام با دکتر واتسون آشنا می شوند و در کنار هم احتمال زنده بودن موریارتی را بررسی میکنند...
خلاصه داستان: بی گناهی اسکارلت بر پایه داستانهای کلاسیک کــره ای Shimcheongjeon ساخته شده است. این یک نسخه مدرن از داستان است که به طــور کامل وارونه است، عشق پرشور و ممنوعه ایی بین پروفسور حک کیو و دوک یی دختر جوانی که 20 ساله است...
خلاصه داستان: مردی که با خانواده ش سالها در انگلیس زندگی میکند به جرم قتلی مرموز دستگیر میشود و حالا همسرش سعی میکند بیگناهی اش را ثابت کند ولی باید پا در مسیری متفاوت بگذارد وی..
خلاصه داستان: شاهزاده آن، مشغول سفر به کشورهای مختلف اروپایی است و در آخرین سفرش، به کشور ایتالیا و شهر رُم وارد میشود. او از برنامههای روزانه، کاملا خسته شده و دوست دارد یک زندگی پر از شور و شوق را تجربه کند. همین انگیزه باعث میشود، شبانه، قصر را ترک کرده و بیخبر وارد شهر رُم شود..