خلاصه داستان: جیمی از جدایی اش با دوست دخترش پشیمان است، در حالی که ماریان نیاز به آرامش دارد. در جستجوی شروعی تازه، آنها یک سفر جاده ای غیرمنتظره به تالاهاسی را آغاز می کنند. وقتی آنها با گروهی از جنایتکاران نابکار روبرو می شوند، همه چیز به سرعت خراب می شود ...
خلاصه داستان: در مورد یک شمشیرزن نابینا با مهارتهای رزمی بالا به نام چنگ شیا زی است که به طور اتفاقی دختری کوچک به نام ژانگ شیائو یو را که تمام اعضای خانوادهاش را از دست داده، نجات میدهد. حالا چنگ شیا زی تحت تاثیر اصرارهای دختر بچه، با اکراه او را در کنار خود نگه داشته و شروع به آموزش هنرهای رزمی به او میکند.
خلاصه داستان: یک عقاب کوچک به نام منقار طلایی که در میان مرغ ها بزرگ شده و توسط مادر خوانده و خواهرش راچت پناه گرفته است، فکر می کند که نمی تواند پرواز کند، یا حداقل به او گفته شده است.
خلاصه داستان: مت که به تازگی بخاطر پیدا شدن کوکائین در وسایلش، از دانشگاه هاروارد اخراج شده، به لندن می رود تا با خواهرش و شوهر خواهرش استیو زندگی کند. مت با برادر کوچکتر استیو، یعنی پیت آشنا می شود. بعد از رفت و آمدهایی با پیت، مت می فهمد که پیت و دوستانش اوباش فوتبالی هستند...
خلاصه داستان: داستان کارگران زیرزمینی که جان خود را برای ارسال اطلاعات و دفاع از سرزمین مادری به خطر میاندازند، پس از حمله ژاپن به پرل هاربر زمانی که رژیم وانگ جینگوی به بریتانیا و ایالات متحده اعلان جنگ کرد، اتفاق میافتد.
خلاصه داستان: شانسی برای برگشت! یه در مرموز باز میشه و پسری که تمام زندگیش بهش زور میگفتن رو دعوت میکنه که یه قدم شجاعانه به سوی ناشناخته ها برداره. در سمت دیگه، کلی شیء ارزشمند و یه دنیای پر از جادو و هیولاها رو پیدا میکنه. ولی متعجب کننده ترین چیز اینه که میتونه هرچیزی که خواست رو با خودش به زمین برگردونه. ولی زیاد طول نمیکشه که این زندگی دوجانبه براش تغییر میکنه…
خلاصه داستان: یک زن جوان در مزرعه یک زوج ثروتمند شغلی پیدا می کند. از او خواسته می شود تا بهترین خدمات را ارائه دهد. او باید نقش همسر مرد را برای بچه دار شدن بازی کند. با پیشرفت بارداری او، وابستگی جنسی رو به رشد شوهر تشدید می شود...