خلاصه داستان: استیون گلس، روزنامهنگار جوان و پرطرفدار مجله نیو ریپابلیک در سال ۱۹۹۸، با مقالات جذاب و داستانهای منحصربهفرد خود به ستارهی تحریریه تبدیل شده است. اما زمانی که وبسایت فوربز شروع به بررسی دقیق یکی از مقالات او میکند، حقیقت هولناکی آشکار میشود: بیشتر داستانهای گلس از تخیلات او سرچشمه گرفتهاند و او برای سالها با ساختن منابع و نقلقولهای دروغین، اعتماد سردبیران و همکارانش را به بازی گرفته است. این فیلم که در سال ۲۰۰۳ توسط بیلی ری ساخته شده و با بازی تحسینبرانگیز هیو دنسی در نقش گلس، همراه با پیتر سارسگارد و کلوئی سونی، داستان واقعی یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ روزنامهنگاری را روایت میکند و مرزهای میان شهرت و صداقت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: «نهمین زندگی لوئی دراکس» (۲۰۱۶) به کارگردانی الکساندر آژا و با بازی جیمی دورنان، سارا گدون، آرون پل و اولیویا وایلد، داستان پسربچه ۹ ساله ای به نام لوئی دراکس را روایت میکند که پس از سقوط از یک صخره و تجربه ای نزدیک به مرگ، به کما میرود. در طول تحقیقات پزشکی و روانی برای نجات او، دکتر آلن پاسکار، متخصص مغز و اعصاب، به تدریج درگیر رازهای تاریک خانواده لوئی میشود و متوجه میشود که این حادثه تصادفی نبوده است. فیلم با بهرهگیری از عناصر تریلر روانشناختی و فانتزی، مرز میان واقعیت و خیال را در هم میآمیزد و بیننده را درگیر معمایی پیچیده میکند.
خلاصه داستان: یک مارشال فدرال به نام تدی دنیلز در سال ۱۹۵۴ به همراه شریک جدیدش، چاک آول، برای تحقیق در مورد ناپدید شدن یک بیمار خطرناک به جزیره شاتر میروند؛ آسایشگاهی دورافتاده برای مجرمان روانی. دنیلز که خود با خاطرات دردناک از جنگ جهانی دوم و مرگ همسرش دست و پنجه نرم میکند، به تدریج درگیر توطئهای مرموز میشود که او را وادار به بازنگری در واقعیت و هویت خود میکند. مارتین اسکورسیزی با بازی تحسینبرانگیز لئوناردو دیکاپریو، بیننده را در یک تریلر روانشناختی پیچیده غرق میکند که مرز میان واقعیت و توهم را در هم میشکند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام رز پس از تصادف وحشتناک موتورسیکلت، تحت عمل جراحی تجربی پیوند پوست قرار میگیرد. دکتر کیلی که روشی جدید برای پیوند بافت ابداع کرده، با استفاده از بافت گرفته شده از ران رز، پوست جدیدی برای او میسازد. اما این عمل عواقب هولناکی به دنبال دارد؛ رز دچار تغییرات هولناک جسمی و روحی میشود و به موجودی خونآشامگونه تبدیل میشود که برای زنده ماندن نیاز به نوشیدن خون انسانها دارد. او که اکنون تبدیل به منبع شیوع یک بیماری مرگبار شده، به تدریج کنترل خود را از دست داده و هر کسی را که با او تماس پیدا کند به سرنوشتی مشابه دچار میکند. این بیماری مسری به سرعت در شهر منتشر شده و جامعه را به هرج و مرج و وحشت میککشاند. کارگردان دیوید کراننبرگ در این فیلم ترسناک بدنمحور، با بازی مریلین چمبرز، مفاهیم هویت، میل جنسی و بیماری را در قالب یک داستان فراواقعی و هولناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پنج دانشجوی پزشکی کنجکاو به رهبری نلسون رهبری میکنند که تصمیم میگیرند با به خطر انداختن جان خود، مرزهای زندگی و مرگ را در هم بشکنند. آنها با توقف موقت ضربان قلب و ثبت فعالیتهای مغزی، به دنیای پس از مرگ سفر میکنند. اما این تجربه مرگ موقت، عواقب وحشتناکی به همراه دارد. هر یک از آنها با کابوسها و خاطرات سرکوب شدهای از گذشته مواجه میشوند که به دنیای واقعی راه یافته و زندگیشان را به کابوسی تمامعیار تبدیل میکند. آنها به زودی درمییابند که برخی از اسرار، بهتر است برای همیشه در تاریکی باقی بمانند. فیلم ترسناک علمی-تخیلی «فلتلاینرز» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی جوئل شوماخر و با بازی کیفر ساترلند، جولیا رابرتز، کوین بیکن، ویلیام بالدوین و اولیور پلات است.
خلاصه داستان: فیلم سقوط (Falling) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی و بازی ویگو مورتنسن، داستان زندگی جان پترسون (با بازی لانس هنریکسن)، مردی سالخورده و سرسخت را روایت میکند که با شروع علائم زوال عقل، به لس آنجلس نقل مکان میکند تا نزد پسر همجنسگرایش، جان (با بازی ویگو مورتنسن)، و خانواده او زندگی کند. این فیلم که با بازی درخشان لورا لینی و تراژدی عمیق خانوادگی همراه است، به بررسی روابط پیچیده پدر و پسری، خاطرات دردناک گذشته و چالشهای پذیرش و بخشش در مواجهه با بیماری و کهولت سن میپردازد. مورتنسن در اولین تجربه کارگردانی خود، اثری شخصی و تأملبرانگیز خلق کرده که مخاطب را با پرسشهای بنیادین درباره خانواده و هویت روبرو میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم کریسمسی به کارگردانی کریستینا اوسولین و با بازیگری کتی ناکائو و کریس کارماک، که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، داستان زنی به نام سارا را دنبال میکنیم که در آستانه کریسمس، نامهای مرموز دریافت میکند که او را به زادگاهش فرا میخواند. او که سالهاست به دلایلی نامشخص از خانواده و گذشته خود دور بوده، با بازگشت به شهر کوچکش، با رازهای خانوادگی عمیقی روبرو میشود که تمام تصوراتش را زیر سوال میبرد. در این مسیر، او با مردی مهربان آشنا میشود که به او در کشف حقیقت کمک میکند و در کنار هم، آنها نه تنها اسرار گذشته را برملا میکنند، بلکه معنای واقعی خانه و تعلق را در آستانه جشن کریسمس دوباره کشف میکنند. این فیلم ترکیبی دلنشین از راز، عشق و روحیه کریسمس است که تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: مردی به نام «کِن کارتر» که یک وکیل موفق است، در یک سفر کاری به لاس وگاس، به طور تصادفی با یک زن غریبه به نام «اِوِت شِلی» ازدواج میکند. آنها که هر دو کاملاً مست بودهاند، صبح روز بعد با کابوسی از یک ازدواج ناخواسته بیدار میشوند و بلافاصله تصمیم میگیرند که طلاق بگیرند. اما ماجرا به این سادگی نیست؛ زیرا پدربزرگ ثروتمند و مریض کن، «جو کارتر»، که در بستر مرگ است، از این ازدواج مطلع شده و وصیتنامه خود را تغییر میدهد. او شرط به ارث بردن میلیونها دلار ثروت توسط کن را، ماندن در این ازدواج به مدت ۶ ماه اعلام میکند. کن که به شدت به این پول نیاز دارد، مجبور میشود اوت را متقاعد کند که در این رابطه ساختگی و پر از چالش باقی بمانند. آنها برای فریب دادن خانواده و وکیل پدربزرگ، باید نقش یک زوج عاشق و خوشبخت را بازی کنند، غافل از اینکه این بازی ساختگی به تدریج احساسات واقعی را در دل هر دو ایجاد میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سیدنی، عکاس جوان و بلندپرواز مجلهٔ مُد، در آپارتمان همسایهٔ خود با لوسی، عکاس مشهور و اسرارآمیزی که سالهاست از دنیای هنر کنارهگیری کرده، آشنا میشود. لوسی که زمانی ستارهٔ درخشان عکاسی بود، اکنون به همراه معشوقهٔ معتادش، گِرتا، در انزوای خودخواسته به سر میبرد. سیدنی که مجذوب استعداد خاموش لوسی و دنیای پرتلاطم او شده، تلاش میکند تا لوسی را به عرصهٔ هنر بازگرداند و در این مسیر، رابطهای عمیق و پیچیده میان آنها شکل میگیرد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی لیسا کولودنکو و با بازی درخشان رادا میشل، آلی شی دی و گابریل مان است که روایتی شاعرانه و بیپروا از عشق، فداکاری، هنر و هزینههای رسیدن به موفقیت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک روانشناختی فرانسوی به کارگردانی پاسکال لوگیه که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. داستان حول محور دو دوست به نامهای لوک و آنا میچرخد که پس از مواجهه با یک زن اسرارآمیز و آسیبدیده، درگیر یک توطئه وحشتناک میشوند. آنها توسط گروهی مرموز ربوده شده و تحت شکنجههای جسمی و روحی شدید قرار میگیرند. فیلم به کاوش در مفاهیم درد، رنج، شهادت و جستجوی ماوراءالطبیعه برای یافتن حقیقت پس از مرگ میپردازد. لوک و آنا باید برای بقای خود بجنگند و راز پشت این سازمان مخوف را فاش کنند. «شهدا» به دلیل صحنههای خشن و شکنجهگرانهاش شهرت دارد و تماشاگران را با تصاویر آزاردهنده و پایان شوکهکنندهاش به چالش میکشد.