خلاصه داستان: خلاصه داستان: «آبمیوه» (Juice) فیلمی درام و جنایی محصول سال ۱۹۹۲ به کارگردانی ارنست دیکرسون است. داستان حول محور چهار دوست صمیمی در هارلم به نامهای کیو (عمر اپس)، ریش (خلیل کین)، استیل (جرمین هاپکینز) و ریش (تاپاک شکور) میچرخد. این چهار نفر که تحت تأثیر فیلمهای گانگستری و فرهنگ خیابانی قرار دارند، به دنبال کسب احترام و قدرت در محله خود هستند. کیو که آرزو دارد دیجی شود، در مقابل فشار دوستانش برای ورود به دنیای جرم و جنایت مقاومت میکند. اما زمانی که یک درگیری کوچک به خشونت کشیده میشود، زندگی آنها برای همیشه تغییر میکند. این فیلم به بررسی پیامدهای خشونت، دوستی و جستجوی هویت در میان جوانان شهری میپردازد و با بازی درخشان توپاک شکور در نقش ریش، تصویری خام و واقعگرا از زندگی در محلههای حاشیهنشین ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در فیلم سینمایی «هشت هدیه حنوکا» (۲۰۲۳) به کارگردانی جاستین جی. دیک، سارا استرانگ در نقش آریا کوهن، یک هنرمند جوان یهودی، ایفای نقش میکند که در آستانه جشن حنوکا، با یک چالش عاطفی بزرگ روبرو میشود. آریا که به تازگی از نامزد خود جدا شده، تصمیم میگیرد برای التیام دلشکستگی، به دیدار خانوادهاش برود و در مراسم سنتی حنوکا شرکت کند. اما این سفر ساده، به زودی به یک ماجراجویی غیرمنتظره تبدیل میشود. زمانی که آریا در یک مهمانی خانوادگی با مردی به نام جیکوب آشنا میشود، احساسات جدیدی در او شکل میگیرد. این آشنایی، او را در دوراهی میان گذشته و آینده قرار میدهد. در طول هشت شب جشن حنوکا، آریا با هدایای نمادین و درسهای زندگیای که هر کدام از این شبها برایش به ارمغان میآورند، مسیر جدیدی برای عشق و زندگی خود پیدا میکند. این فیلم که با بازیگرانی چون مارک هیلدرث و لیلیا اسکالا همراه است، داستانی دلگرمکننده درباره امید، خانواده و پیدا کردن عشق در زمانهای غیرمنتظره را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک زن آمریکایی به نام جولیت به قاهره سفر میکند تا با همسرش که در سازمان ملل کار میکند وقت بگذراند، اما به دلیل مشغلههای کاری همسرش، مردی مصری به نام طارق که دوست قدیمی همسرش است، مأمور مراقبت از او میشود. در ابتدا جولیت که در محیطی غریب و جدید قرار گرفته، احساس سردرگمی میکند، اما به تدریج و با راهنماییهای طارق، زیباییهای پنهان شهر قاهره را کشف میکند. این همراهی و گفتوگوهای عمیق میان آنها، به تدریج به احساسی عمیق و عشقی آرام و غیرمنتظره تبدیل میشود که هر دو را در موقعیتی دشوار و عاطفی قرار میدهد. این فیلم درام رمانتیک محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی روبا نداء و با بازی پاتریشا کلارکسون و الکساندر صدیق است.
خلاصه داستان: فیلم اکشن و جنایی «قدیسین محله» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی تروی دافی، داستان دو برادر ایرلندی-آمریکایی به نامهای کانر و مورفی مکمانوس (با بازی شان پاتریک فلانری و نورم رید) را روایت میکند که پس از یک درگیری با مافیای روس در بوستون، تصمیم میگیرند به عنوان «قدیسین» به پاکسازی شهر از تبهکاران بپردازند. آنها با همراهی پدرشان (بیلی کانولی) و یک کارآگاه عجیب و غریب به نام اسکینر (ویلم دفو)، عملیاتهای خود را با خشونت و اعتقادات مذهبی شدید پیش میبرند. این فیلم با صحنههای اکشن خشن، طنز سیاه و سبک بصری منحصر به فردش، به یک کالت کلاسیک تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در شهری کوچک به نام وارن ولی، چهار داستان ترسناک در شب هالووین به هم گره میخورند. آقای کینگ، مردی تنها که از سنتهای هالووین متنفر است، با موجودی کوچک و ترسناک به نام سم روبرو میشود. گروهی از دانشآموزان دبیرستانی به قبرستانی میروند و با دختری مرموز آشنا میشوند. یک مدیر مدرسه که در واقع یک قاتل سریالی است، شکار خود را آغاز میکند و زنی جوان به نام لوری در اولین قرار ملاقاتش با مردی به نام هنری، رازی تاریک را کشف میکند. همه این داستانها توسط سم، نگهبان افسانهای هالووین، به هم متصل شده و کسانی که قوانین این شب را زیر پا بگذارند، با عواقب وحشتناکی روبرو میشوند. این فیلم آنتولوژی ترسناک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی مایکل داگتی و با بازی دیلن بیکر، آنا پاکوین و برایان کاکس است.
خلاصه داستان: رومئو و ژولیت، شاهکار جاودان ویلیام شکسپیر، در این اقتباس مدرن و پرجنبوجوش به کارگردانی باز لورمان در سال ۱۹۹۶ به تصویر کشیده شده است. لئوناردو دیکاپریو در نقش رومئو مونتاگو و کلر دینز در نقش ژولیت کاپولت، دو عاشق جوانی هستند که در شهر خشن ورونا بیچ، کالیفرنیا، گرفتار دشمنی دیرینه بین خانوادههایشان شدهاند. این فیلم با حفظ دیالوگهای اصلی شکسپیر، داستان عشق شورانگیز، مرگ و آشتی را در پسزمینهای از خشونتهای باندهای امروزی و با تصاویری خیرهکننده و موسیقی متن بهیادماندنی روایت میکند. این اثر سینمایی با بازی درخشان بازیگرانش و کارگردانی خلاقانه لورمان، اثری مدرن و تأثیرگذار از بزرگترین تراژدی عاشقانه تاریخ است.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن کاپیتان زیرشلواری: اولین فیلم حماسی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی دیوید سورِن، داستان دو دوست صمیمی به نامهای جورج بِرد و هارولد هاچینز را روایت میکند که در مدرسهی ابتدایی با یکدیگر آشنا شده و به خلق کتابهای کمیک میپردازند. آنها با استفاده از یک اسباببازی جادویی، مدیر مدرسهی سختگیر خود، آقای کروپ، را هیپنوتیزم کرده و او را به شخصیتی خیالی به نام کاپیتان زیرشلواری تبدیل میکنند. کاپیتان زیرشلواری که معتقد است دارای قدرتهای ابرانسانی است، وظیفهی خود را نجات جهان میداند. اما زمانی که پروفسور پوپ که یک دانشمند شرور است، نقشهی شومی برای از بین بردن حس شوخطبعی در جهان میکشد، این دو دوست و قهرمان ناخواستهی آنها باید با هم متحد شوند تا از مدرسه و جهان محافظت کنند. صداپیشگی شخصیتها توسط کوین هارت، اِد هلمز، نیک کروول، توماس میدلدیتچ و جردن پیل انجام شده است.
خلاصه داستان: ایرنا یک پرستار لهستانی است که در دوران اشغال لهستان توسط نازیها، به عنوان خدمتکار در خانه یک افسر آلمانی مشغول به کار میشود. او با شجاعت و فداکاری، یهودیان را در زیرزمین خانه پنهان میکند و جان آنها را نجات میدهد. این فیلم بر اساس داستان واقعی زندگی ایرنا گات، قهرمان لهستانی هولوکاست ساخته شده و شجاعت و از خودگذشتگی او را در یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: چهار دوست صمیمی برای گرامیداشت خاطره دوست از دست رفتهشان، تصمیم میگیرند سفری徒步 در جنگلهای دورافتاده سوئد را آغاز کنند. آنها به جای برنامه اصلی خود در لاس وگاس، این سفر را انتخاب میکنند. اما به زودی مسیرشان را گم کرده و در دل جنگلی تاریک و اسرارآمیز گرفتار میشوند. اتفاقات عجیب و ترسناکی برایشان رخ میدهد و احساس میکنند موجودی ماوراءالطبیعه و شرور آنها را تعقیب میکند. هر کدام از آنها باید با ترسها و گناهان گذشته خود روبرو شوند، در حالی که موجود باستانی جنگل قصد قربانی کردن آنها را دارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی دیوید بروکبند و با بازی راف کرول، آرشیو مادو، رابرت جیمز-کولیر و پل رید است.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی-اکشن محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی اووه بول و با بازی کریستنا لوکن در نقش اصلی ریین، یک خونآشام نیمه انسان که به دنبال انتقام از پدر شرورش کگان است. داستان در قرن هجدهم رومانی میگذرد و ریین که توسط گروهی شکارچی خونآشام به نام بریم استون استخدام شده، متوجه میشود که کگان قصد دارد با استفاده از قدرت سه تکه از یک طلسم باستانی، بر دنیا حکومت کند. او به همراه گروهی از متحدانش که شامل ولادیمیر، شکارچی با تجربه و سباستیان، راهب جنگجو میشوند، در یک مأموریت خطرناک برای متوقف کردن کگان و نابودی طلسم قدم برمیدارد. در این راه، ریین نه تنها با قدرتهای خونآشامی خود، بلکه با گذشته اسرارآمیز و هویت واقعی خود نیز روبرو میشود.