خلاصه داستان: فیلم انیمیشن کمدی «پرندگان آزاد» (۲۰۱۳) به کارگردانی جیمی هیوارد با صداپیشگی ستارگانی چون اوئن ویلسون در نقش رجی، وودی هارلسون در نقش جیک، ایمی پولر و جرج تاکی، داستان دو بوقلمون باهوش به نامهای رجی و جیک را روایت میکند که از طریق ماشینی زمان به سال ۱۶۲۱ و دوران مهاجران انگلیسی سفر میکنند تا بوقلمون را از فهرست غذای روز شکرگزاری حذف کنند و جان میلیونها بوقلمون را نجات دهند، در حالی که با ماجراجوییهای خندهدار، دسیسههای حیلهگرانه و دوستی عمیق روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلم چهار شگفتانگیز (۲۰۲۵) به کارگردانی مت شکمن با بازی پدرو پاسکال در نقش مرد شگفتانگیز (رید ریچاردز)، ونسا کربی به عنوان زن نامرئی (سو استورم)، جوزف کوئین در نقش مشعل انسانی (جانی استورم) و ابون موس-باخراک به عنوان هیولا (بن گریم)، داستان چهار دانشمند نابغه را روایت میکند که در یک مأموریت آزمایشی فضایی جسورانه با اشعههای کیهانی برخورد میکنند و قدرتهای فوقالعادهای کسب میکنند؛ رید کشسانی، سو نامرئی، جانی شعلهور و بن سنگی میشوند و باید با هویت جدید خود کنار بیایند، روابط خانوادگیشان را حفظ کنند و در برابر تهدیدات کیهانی عظیم از جهان دفاع نمایند.
خلاصه داستان: فیلم «من نور را دیدم» (۲۰۱۵) به کارگردانی مارک آبراهام، با بازی تام هیدلستون در نقش هنک ویلیامز خواننده افسانهای کانتری، الیزابت اولسن و برد ون هیکس، داستان واقعی زندگی پر فراز و نشیب ویلیامز را از اوج شهرت در دهه ۱۹۴۰ تا مبارزه با اعتیاد به الکل و مواد مخدر، مشکلات زناشویی و مرگ زودهنگامش در ۲۹ سالگی روایت میکند و نگاهی عمیق به استعداد درخشان و سقوط تراژیک او میاندازد.
خلاصه داستان: فیلم «من فیلمها رو دوست دارم» (I Like Movies) محصول ۲۰۲۲ به کارگردانی شلوئه والییر-بیسون، داستان لروی یک نوجوان ۱۷ ساله کانادایی عاشق سینما را روایت میکند که آرزوی تبدیل شدن به منتقد فیلم را در سر میپروراند. او با مادر مطلقهاش وندی در حومه مونترال زندگی میکند و در حالی که برای ورود به دانشگاه تورنتو تلاش میکند، با روابط پیچیده عاطفی، دوستیهای پرتنش و چالشهای خانوادگی روبرو میشود. ایزایا لیتل در نقش لروی، رومینا دوئوگو در نقش وندی و کریش روی از بازیگران اصلی این درام کمدی احساسی هستند که نگاهی طنزآمیز و واقعگرایانه به دنیای نوجوانی و عشق به هنر هفتم دارد.
خلاصه داستان: فیلم «من مادرم را کشتم» ساخته زاویر دولان در سال ۲۰۰۹، با بازی زاویر دولان در نقش هوبِرت نوجوانی ۱۶ ساله و آنه دوروال در نقش مادرش، داستان رابطهای پرتنش و پیچیده عاطفی میان پسر و مادر را روایت میکند. هوبِرت که عمیقاً مادرش را دوست دارد، همزمان از وابستگیها، خودخواهیها و ناتوانیهای او در برابر زندگی خشمگین است و این تضاد درونی او را به مرز جنون و شورش میرساند، در حالی که تلاش میکند هویت خود را در میان دوستان، عشق اول و بحرانهای نوجوانی بیابد.
خلاصه داستان: فیلم «هکتور و جستجوی شادی» (۲۰۱۴) به کارگردانی پیتر چلسوم با بازی سایمون پگ در نقش هکتور، روزاموند پایک، تونی کولت و استلان اسکارسگارد، داستان روانپزشکی بریتانیایی به نام هکتور را روایت میکند که از زندگی یکنواخت و بیماران افسردهاش خسته شده و به سفری ماجراجویانه به دور دنیا میرود تا رازهای شادی را کشف کند. او ابتدا به چین سفر میکند و با فرهنگ متفاوت آشنا میشود، سپس در آفریقای جنوبی با فقر و عشق روبرو میگردد و در نهایت در لسآنجلس با پیچیدگیهای روابط عاطفی مواجه میشود، و در این مسیر درسهای عمیقی درباره شادی، عشق و زندگی میآموزد.
خلاصه داستان: خانه در انتهای خیابان (۲۰۱۲)، به کارگردانی مارک توندری، با بازی جنیفر لارنس در نقش الیسا، الیزابت شو در نقش سارا و مکس تیریوت در نقش رایان، داستان مادری مطلقه و دختر نوجوانش را روایت میکند که به خانهای آرام در حومه شهر نقل مکان میکنند. آنها از جنایتی هولناک که سالها پیش در خانه همسایه رخ داده بیخبرند، اما با همسایه جوان و مرموز آشنا میشوند و به تدریج رازهای تاریک و وحشتناکی از گذشته او فاش میشود که زندگیشان را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: سریال «دختر گمشده» (Lost Girl) محصول سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ به کارگردانی میشل لاورتا و با بازی آنا سیلک در نقش بو، یک سوکوبوس مرموز که از دنیای مخفی فِیها (موجودات افسانهای) فرار کرده و در میان انسانها زندگی پنهانی را آغاز میکند، روایت میشود. بو که هویت واقعی خود را نمیشناسد، با کشف قدرتهای جنسی و شفابخشیاش، درگیر جناحبندیهای پیچیده فِیهای روشن و تاریک میشود و با همراهی دکتر لورن (کریستین بوث)، گرگینه دایسون (زویی پالمر) و دوست وفادارش تریسی (ریچل اسکالی)، ماجراجوییهای پرهیجان، عاشقانههای ممنوعه و نبردهای ماورایی را تجربه میکند تا راز تولد و سرنوشت خود را کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم «ضربات قلب» (۲۰۱۰) به کارگردانی زاویه دولان، با بازی زاویه دولان، مونیا چوکری و نیلز اشنایدر، داستان دو دوست صمیمی به نامهای فرانسیس و ماری را روایت میکند که هر دو به شدت مجذوب مردی مرموز و جذاب به نام نیک میشوند؛ این عشق三角ی خیالی و پرشور، دوستی عمیق آنها را به چالش میکشد و با الهام از آثار کلاسیک سینمایی، کاوشی جسورانه در مرزهای عشق، حسادت و هویت جنسی ارائه میدهد.