خلاصه داستان: یک دنیای پساآخرالزمانی و سوررئال که در آن جوامع فروپاشیده و روابط انسانی در حال زوال است. این فیلم آنتولوژی که توسط خاویر گنزالس، کارگردان برجسته سینما خلق شده، داستانهای به هم پیوستهای را روایت میکند که در یک شهر اروپایی تاریک و غریب اتفاق میافتد. در این جهان عجیب، مأموران جمعآوری اجساد به در خانهها میروند و با خانوادههایی روبرو میشوند که اسرار پنهانی دارند. فیلم با بازی بازیگرانی چون گئورگ فریدریش، آنتونیو دی لوئیس و مایکل گولدینگ، مفاهیم عمیقی مانند گناه، تقصیر و عواقب اخلاقی را در قالب داستانهایی نمادین و تمثیلی بررسی میکند. «زیرخدایان» با بهرهگیری از تصاویر خیالانگیز و فضاسازی منحصر به فرد، بیننده را به سفری درونی در تاریکترین زوایای روان انسان میبرد و پرسشهایی بنیادین درباره ماهیت بشریت و جامعه مدرن مطرح میکند.
خلاصه داستان: فیلم «پدر» (Father) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی فلوریان زلر و با بازی آنتونی هاپکینز و اولیویا کولمن، داستان مرد سالخوردهای به نام آنتونی را روایت میکند که با زوال عقل دست و پنجه نرم میکند. او که به تازگی همسرش را از دست داده، در آپارتمانش در لندن زندگی میکند و دخترش آن (با بازی کولمن) نگران وضعیت اوست و قصد دارد به پاریس نقل مکان کند. آنتونی مدام دچار سردرگمی میشود، افراد و مکانها را اشتباه میگیرد و درک درستی از زمان و واقعیت ندارد. فیلم با بهرهگیری از ساختاری غیرخطی و تغییرات ظریف در صحنهها، مخاطب را در تجربه سردرگمی و ترس قهرمان اصلی سهیم میکند و تصویری قدرتمند و تکاندهنده از بیماری آلزایمر ارائه میدهد. این فیلم که بر اساس نمایشنامهای به همین نام ساخته شده، با بازی خیرهکننده هاپکینز که برای آن برنده جایزه اسکار شد، به یکی از آثار ماندگار سینمای مستقل تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «دایرهها» (Circles) به کارگردانی ساموئل گریفین و محصول سال 2023، داستان یک زن جوان به نام «میا» با بازی «آنیا تیلور-جوی» را روایت میکند که پس از یک تصادف وحشتناک، خود را در یک حلقه زمانی گرفتار میبیند. او هر روز صبح در همان روز تصادف بیدار میشود و تنها راه نجات خود و مسافران اتوبوس، پیدا کردن فردی است که مسئول این حادثه است. در این مسیر پرپیچوخم، او با مردی به نام «الیاس» با بازی «جاش هارتنت» آشنا میشود که تنها کسی است که میتواند به او کمک کند تا راز این حلقههای زمانی را کشف کند.
خلاصه داستان: داستان علاءالدین، پسر جوانی در شهر عجیب و غریب عربی، حول محور یک چراغ جادویی قدیمی میچرخد که توسط یک غول قدرتمند اشغال شده است. علاءالدین که در خیابانها زندگی میکند و برای زنده ماندن دزدی میکند، با پرنسس یاسمین، دختر سلطان که از قصر خسته شده و خواهان آزادی است، دیدار میکند. با این حال، جعفر، وزیر شرور سلطان، که به دنبال قدرت بیپایان است، علاءالدین را فریب میدهد تا چراغ را پیدا کند. با کمک یار وفادارش، میمونی به نام ابو، علاءالدین چراغ را پیدا میکند و با فراخوانی غول، آرزوی شاهزاده شدن را میکند تا دل یاسمین را به دست آورد. با این حال، جعفر چراغ را میدزدد و با قدرت غول، خود را سلطان میکند و علاءالدین را به بردگی میکشاند. علاءالدین با هوش و زیرکی خود، جعفر را شکست میدهد و با آزاد کردن غول از بند چراغ، قدرت شرورانه را برای همیشه نابود میکند و در نهایت با یاسمین ازدواج میکند.
خلاصه داستان: یک کامیوندار صرب در سال ۱۹۹۹، در آستانه بمباران ناتو، مأموریت مییابد تا محمولهای مرموز را از کوزوو به بلگراد منتقل کند. او که از ماهیت واقعی بار خود بیخبر است، در طول این سفر خطرناک و نفسگیر، با واقعیتهای هولناک جنگ و فاجعهای انسانی روبرو میشود که وجدانش را به چالش میکشد. این فیلم درام جنگی به کارگردانی اوگن گاوریلوویچ، با بازی لئون لوچف، پاوله مکسیموویچ و تاماش استرزیچ، داستانی تکاندهنده از پیامدهای مخرب درگیریهای قومی و بار سنگین تصمیمهایی است که یک انسان عادی در شرایط استثنایی مجبور به تحمل آن میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان این فیلم به کارگردانی رالف فاینز و محصول سال ۲۰۱۸، روایتگر زندگی رادولف نورِیِف، رقصنده افسانهای باله اهل شوروی است. فیلم که با بازی اولگ ایونکو در نقش نورِیِف همراه است، سه مقطع زمانی مختلف از زندگی او را به تصویر میکشد: کودکی سخت و فقیرانهاش در شهر اوفا در دوران جنگ جهانی دوم، سالهای آموزش سخت و طاقتفرسایش در آکادمی باله واگانووا در لنینگراد، و در نهایت لحظه سرنوشتساز زندگیاش در سال ۱۹۶۱ در فرودگاه لو-بروژه پاریس، زمانی که در اوج شهرت و در آستانه بازگشت به وطن، تصمیمی تاریخی برای پناهندگی به غرب گرفت. این فیلم با نگاهی عمیق به شخصیت پیچیده، جاهطلبی بیحد و مرز و روح سرکش نورِیِف، مسیر تبدیل شدن او از یک پسر فقیر به یکی از بزرگترین رقصندههای تاریخ باله را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام صربستانی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی امل پالالیک و با بازی یوآن پالالیک، زلاتکو بورکویچ و ماریا میلینکوویچ است. داستان در مورد زوران، جوانی از صربستان است که پس از مرگ پدربزرگش، تصمیم میگیرد به آمریکا مهاجرت کند. اما قبل از سفر، پدربزرگش از او تعهدی میخواهد که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم با طنز ظریف و لحن احساسی خود، تصویری متفاوت از مهاجرت و پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد و در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۷ مورد تحسین قرار گرفت.
خلاصه داستان: یک مأمور سابق سازمان سیا به نام پیتر دِورو، که با نام مستعار «مرد نوامبر» شناخته میشود، پس از سالها دوری از دنیای جاسوسی، توسط رئیس سابق خود برای انجام یک مأموریت مخفی به منظور نجات یک زن مهم در صربستان به کار گرفته میشود. این مأموریت شخصی به سرعت او را درگیر یک توطئه بزرگ سیاسی میکند که به بالاترین سطوح قدرت کشیده میشود. پیتر متوجه میشود که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و باید برای زنده ماندن و افشای حقیقت، از تمام مهارتهای مرگبار خود استفاده کند. او در این مسیر با دیوید میسون، شاگرد سابق و دوست نزدیک خود، روبرو میشود که اکنون به عنوان یک مأمور حرفهای سیا، مأموریت دارد او را متوقف کند. این رویارویی شخصی و حرفهای، صحنه را برای یک نبرد نفسگیر و پر از تعلیق آماده میکند. فیلم «مرد نوامبر» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی راجر دونالدسون و با بازی پیرس برازنان در نقش اصلی، یک تریلر اکشن جاسوسی است که بر اساس رمان «There Are No Spies» نوشته بیل گرینگر ساخته شده است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «جهان بزرگ است و نجات در گوشهای کمین کرده» (۲۰۰۹) به کارگردانی استفان کوماندارف، با بازی کارلو لیوباک، آتاناس سربروف، مینکا سعیدووا و آنا پاپادوپولو، روایتگر الکساندر است که پس از یک تصادف شدید در آلمان، حافظه خود را از دست میدهد. پدربزرگش بای گانی، که از بلغارستان به دیدار او میآید، تصمیم میگیرد با یک سفر طولانی و نمادین به وطنشان، خاطرات از دست رفته نوهاش را بازگرداند. این سفر پر از ماجراهای جذاب، ملاقات با شخصیتهای رنگارنگ و بازیهای فکری باستانی، نه تنها به بازگشت حافظه الکساندر کمک میکند، بلکه پیوند عمیق بین نسلها و قدرت ریشههای فرهنگی را در التیام زخمها به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم خورشید بلند (۲۰۱۵) به کارگردانی دالیبور ماتانیچ با بازی تیهانا لازوویچ در نقش جلنا، گوران مارکوویچ در نقش آنته و نیوس سینکوویچ در نقش میرْسادا، روایتگر سه داستان عاشقانه تلخ و درهمتنیده در مناطق صربنشین و کرواتنشین بوسنی و هرزگوین است؛ داستان اول در سال ۱۹۹۱ میان یک دختر صرب و پسر کروات، داستان دوم در ۲۰۰۱ میان یک سرباز و دختری از قومیت دیگر، و داستان سوم در ۲۰۱۱ که نشاندهنده زخمهای عمیق جنگ بر روابط انسانی است و عشق را در برابر مرزهای قومی و جنگی به چالش میکشد.