خلاصه داستان: یک گروه از سربازان مارین در یک ماموریت خطرناک در مناطق جنگی درگیر عملیاتی میشوند که باعث تغییر مسیر زندگی آنها میشود. در حین این ماموریت، آنها با چالشهای غیرمنتظره و تصمیمات دشوار روبرو میشوند که باید با شجاعت و همکاری با یکدیگر آنها را پشت سر بگذارند. این فیلم به به تصویر کشیدن روحیه ایستادگی، ایثارگری و وفاداری در شرایط سخت میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، فیلم سینمایی «واترلو» به کارگردانی سرگئی باندراچوک و با بازی رادیف مورای و کریستوفر پلامر، داستان نبرد تاریخی واترلو در سال ۱۸۱۵ را روایت میکند. این فیلم با نمایش جزئیات دقیق و اپیک از تاکتیکهای نظامی و شخصیتهای تاریخی مانند ناپلئون بناپارت و دوک ولینگتون، تقابل نهایی بین دو امپراتور بزرگ را به تصویر میکشد و به عنوان یکی از بزرگترین فیلمهای جنگی تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: سه آهنگ درباره لنین (۱۹۳۴) یک فیلم مستند کوتاه روسی به کارگردانی دزیگا ورتوف است که با استفاده از موسیقی، تصاویر آرشیوی و تکنیکهای تجربی، زندگی و میراث ولادیمیر لنین را در سالهای پس از مرگش جشن میگیرد. این اثر که به مناسبت دهمین سالگرد انقلاب اکتبر ساخته شده، با سه آهنگ مردمی از جمله «آهنگ لنین»، «آهنگ لنین» و «آهنگ لنین» همراه است و ترکیبی از تصاویر نمادین، صحنههای روزمره و نمادهای قدرت را به نمایش میگذارد تا روایتی حماسی از ایدئولوژی کمونیستی و تأثیر لنین بر جامعه شوروی ارائه دهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۷، در حالی که فیودور داستایفسکی مشغول نگارش رمان «برادران کارامازوف» بود، یک بحران خانوادگی عمیق او را به کام ناامیدی و تردید میکشاند. همسر دومش، آنا، به شدت بیمار است و داستایفسکی که خود نیز از بیماری صرع رنج میبرد، درگیر جدالی درونی با ایمان، عشق و مرگ است. این فیلم، بیست و شش روز از زندگی این نویسنده بزرگ روس را به تصویر میکشد و به بررسی رابطه پیچیده او با همسر جوانش، نگرانیهایش درباره آینده فرزندانش و تأثیر عمیق این بحران بر خلاقیت ادبی او میپردازد. در این مسیر، داستایفسکی با چالشهای مالی، حملات عصبی و دیدگاههای فلسفی خود دست و پنجه نرم میکند و در نهایت، در میانه این آشفتگی، به درکی عمیقتر از ماهیت انسان و رنج دست مییابد.
خلاصه داستان: فیلیپ وارن در سال 2025 به دلیل ارتکاب جنایتی ناگوار به زندگی در تبعیدگاهی در جزیرهای دورافتاده محکوم شده است. او در آنجا با زنی به نام النا آشنا میشود و درگیر رابطهای عاشقانه و پرخطر میشود. اما گذشتهی جنایتکارانهاش او را رها نمیکند و گروهی از قاتلان حرفهای به نام «کیلرز» به دستور کارفرمای سابقش برای قتل او به جزیره میآیند. فیلیپ برای محافظت از النا و بقا، باید با گذشتهی خود روبرو شود و در یک نبرد مرگبار با آنها درگیر شود.
خلاصه داستان: فیلم «چهل و یکم» داستان دختری جوان به نام «مَهین» را روایت میکند که در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، به عنوان تکتیرانداز به جبهه اعزام میشود. او در طول خدمت خود، با مردی به نام «سرگرد» آشنا میشود و این آشنایی به رابطهای عاشقانه و عمیق منجر میگردد. اما سرنوشت، مسیر دیگری برای آنها رقم میزند و مهین مجبور میشود تا در یک مأموریت خطیر، جان یکی از فرماندهان را نجات دهد، مأموریتی که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «کین-زا-دزا!» یک شاهکار سینمایی از جورج دانلیا است که در سال ۱۹۸۶ به نمایش درآمد. این فیلم داستان دو انسان از زمین را روایت میکند که به طور تصادفی به سیارهای بیابانی و عجیب به نام «پلیوک» سفر میکنند. در این سیاره، جامعهای با طبقات اجتماعی شدید و سلسله مراتبی وجود دارد که بر اساس رنگ شلوار افراد تعیین میشود. آنها در این دنیای بیگانه با دو موجود بومی به نامهای بی و یاک همراه میشوند و تلاش میکنند تا راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند. این فیلم با طنز تلخ و نگاه انتقادی خود به مسائل اجتماعی و سیاسی، به یکی از محبوبترین آثار سینمای روسیه تبدیل شده است.
خلاصه داستان: یک خارپشت در شبی مهآلود به دنبال سیبهایی که از درخت افتادهاند، راهی جنگل میشود. در مسیرش، با پدیدههای عجیب و غریبی مثل یک اسب سفید بزرگ، یک ماهی در هوا و یک جغد مرموز روبرو میشود. این سفر کوتاه اما عمیق، او را به تفکر دربارهٔ دوستی، ترس و زیباییهای پنهان دنیای اطراف وا میدارد.
خلاصه داستان: ### بخش اول: خلاصه داستان
در سال 2024، فیلم زمین (Earth) داستان یک زن جوان به نام نگار را روایت میکند که پس از مرگ پدرش، به روستای زادگاهش در شمال ایران بازمیگردد تا مزرعه خانوادگی را به فروش برساند. اما در آنجا با میراث پدرش، از جمله یک باغ چای متروکه و رازهای خانوادگی مواجه میشود. نگار به تدریج با اهالی روستا ارتباط برقرار میکند و در حین کشف حقایق تلخ و شیرین گذشته، عشق به زمین و ریشههایش را دوباره کشف میکند. او باید بین فروش مزرعه برای آیندهای بهتر در شهر و حفظ میراث خانوادگی برای ادامه زندگی در روستا یک انتخاب سرنوشتساز انجام دهد.
خلاصه داستان: در فیلم «دایی یان»، داستان در اواخر قرن نوزدهم در ملکی روستایی رخ میدهد، جایی که دایی یان و خواهرزادهاش سونیا زندگی سختی را با مدیریت ملک برای پدرزن سالخوردهشان، پروفسور سرگی سرگییویچ ورشینسکی، میگذرانند. با ورود پروفسور و همسر جوانش، النا، به ملک، آرامش از بین میرود و احساسات قدیمی و تازه دمیده میشوند. دایی یان که از زندگی یکنواخت و بیحاصل خود به ستوه آمده، عاشق النا میشود، در حالی که سونیا نیز عاشقانه دکتر آستروف را میپرستد که خود را درگیر احساسات نسبت به النا میبیند. تنشها بالا میگیرد و در نهایت منجر به یک شب پرحادثه و تصمیمهای دشوار برای آینده میشود.