خلاصه داستان: **Boundless** یک فیلم اکشن و ماجراجویی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی برونو آویلان و با بازی آنتونی دلون، آنا گِرِین و مایکل ایرونساید است. این فیلم داستان یک قایقران حرفهای به نام کای را روایت میکند که در یک مسابقه قایقرانی شرکت میکند، اما به دلیل یک طوفان شدید، قایقش غرق شده و او در جزیرهای دورافتاده گرفتار میشود. در آنجا، کای متوجه میشود که جزیره توسط یک گروه نظامی مرموز به رهبری یک ژنرال بیرحم به نام کراس مورد استفاده قرار میگیرد و آنها مشغول انجام آزمایشهای غیرقانونی بر روی انسانها هستند. کای با یک زن خبرنگار به نام سارا آشنا میشود که او نیز توسط این گروه اسیر شده است. آنها با هم متحد شده و برای فرار از جزیره و افشای جنایات این گروه نظامی، وارد یک مبارزه مرگ و زندگی میشوند. این فیلم با صحنههای اکشن نفسگیر و تعقیب و گریزهای مهیج، تماشاگر را در یک ماجراجویی پر از خطر و هیجان غرق میکند.
خلاصه داستان: یک سرباز سابق نیروهای ویژه به نام جان وودوارد، پس از شیوع یک ویروس مرگبار که بیشتر جمعیت جهان را به زامبیهای وحشی تبدیل کرده، در شهری متروک به دنبال همسر گمشدهاش میگردد. او که تنها بازمانده منطقه به نظر میرسد، با گروهی از بازماندگان مواجه میشود که توسط یک فرمانده بیرحم به نام کاپیتان رز هدایت میشوند. جان باید برای نجات همسرش و بقای خود، با این گروه خشن بجنگد و اسرار پشت پرده ویروس را کشف کند. این فیلم اکشن و پستآپوکالیپتیک محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی «حسن کایتا» و با بازی «دنیل استرین» و «اولگا کوریلنکو» است.
خلاصه داستان: در یک روز گرم تابستانی، پروفسور ایزاک بورگ، پزشک سالخورده و سرشناس سوئدی، تصمیم میگیرد برای دریافت جایزهای افتخاری به شهر لوند سفر کند. او که در آستانه کهولت سن قرار دارد، به جای پرواز، ترجیح میدهد با ماشین شخصی خود به همراه عروسش، ماریان، راهی این سفر شود. در طول مسیر، ایزاک با رویاها و کابوسهایی مواجه میشود که گذشتهاش را به او یادآوری میکنند: اشتباهاتش در زندگی مشترک، سردی عاطفی نسبت به همسر فقیدش، و روابط سرد با پسرش. این سفر نهتنها سفری فیزیکی، بلکه سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، پشیمانی و جستجوی معنا در واپسین سالهای زندگی است. این فیلم که توسط اینگمار برگمان، کارگردان شهیر سوئدی، در سال ۱۹۵۷ ساخته شده، با بازی ویکتور شوستروم در نقش اصلی، یکی از شاهکارهای سینمای هنری جهان محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «یک بازی رؤیایی» (Ett drömspel) ساختهٔ اینگمار برگمان، کارگردان شهیر سوئدی، در سال ۱۹۶۳ تولید شد. این اثر که بر اساس نمایشنامهٔ مشهور آگوست استریندبرگ ساخته شده، داستان ایزدبانویی به نام آگنس را روایت میکند که از آسمان به زمین فرود میآید تا زندگی و رنجهای بشری را از نزدیک تجربه کند. در این سفر شگفتانگیز، او با شخصیتهای مختلفی مواجه میشود که هر کدام نمادی از جنبههای گوناگون وجود انسان هستند. برگمان با بهرهگیری از بازی هنرمندانی همچون اینگرید تولین، گونار بیورنستراند و گونار اولسون، فضایی سوررئال و فلسفی خلق میکند که در آن مرز میان واقعیت و رؤیا محو میشود. این فیلم سیاه و سفید، با نگاهی عمیق به مفاهیمی چون عشق، مرگ، ایمان و پوچی، تماشاگر را به تأملی ژرف دربارهٔ ماهیت زندگی و رنجهای انسانی دعوت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی جاش استوارت، کمدی رمانتیکی است که با الهام از داستان کلاسیک سیندرلا ساخته شده است. داستان حول محور ایزی (با بازی میلا کونیس)، خواهر ناتنی سیندرلا میچرخد که پس از سالها دوری، برای شرکت در مراسم ازدواج نامادری خود بازمیگردد. اما او به جای شرکت در مراسم، با هدف انتقامجویی و افشای حقیقت پشت نقاب زیبای خانواده وارد عمل میشود. در این مسیر، او با یک نویسنده جذاب به نام کریس (با بازی کریس لوول) آشنا میشود که به او کمک میکند تا مسیر زندگی خود را پیدا کند. این فیلم با بازیهایی از جمله اشلی تیزدیل در نقش سیندرلا و کیتلین کارور، داستانی مدرن و طنزآمیز از عشق، خانواده و پذیرش خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم اکشن و جاسوسی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی گیوم کانتو و با بازی ساشا بارون کوهن در نقش الی کوهن، جاسوس اسرائیلی است که در دهه ۱۹۶۰ میلادی به سوریه نفوذ کرد. داستان حول محور زندگی واقعی این جاسوس معروف میچرخد که توانست به حلقه نزدیکان حکومت سوریه راه یابد و اطلاعات حیاتی را برای موساد جمعآوری کند. کوهن در این نقش، زندگی یک تاجر ثروتمند سوری را برای خود ساخت و به مرور زمان به یکی از مورد اعتمادترین افراد در دولت سوریه تبدیل شد. فیلم با نمایش تعلیقآمیز خطرات و پیچیدگیهای زندگی دوگانه او، لحظات پرتنشی را برای مخاطب ایجاد میکند. بازی تحسینبرانگیز ساشا بارون کوهن که عمدتاً با نقشهای کمدی شناخته میشد، تحول بزرگی در کارنامه هنری او محسوب میشود. این مینیسریال شش قسمتی، روایتی جذاب و واقعی از یکی از شجاعترین عملیاتهای جاسوسی تاریخ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «آدم برفی» محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی توماس آلفردسون و با بازی مایکل فاسبندر در نقش کارآگاه هری هوله، یک تریلر جنایی روانشناختی است که بر اساس رمانی به همین نام از یو نسبو ساخته شده است. داستان در اسلو، نروژ، در آستانه کریسمس رخ میدهد و هری هوله، کارآگاهی که با مشکلات شخصی و اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند، را دنبال میکند که برای حل یک پرونده قتل مرموز فراخوانده میشود. قربانی یک زن جوان است که ناپدید شده و تنها نشانه باقیمانده از او، یک آدم برفی است که در بیرون از خانهاش ساخته شده و سر آن با سر زن قربانی جایگزین شده است. هوله به زودی متوجه میشود که این پرونده به چندین پرونده قتل حلنشده دیگر در گذشته مرتبط است و قاتلی که به «قاتل آدم برفی» معروف است، سالهاست که فعال بوده و هر بار پیش از قتل، یک آدم برفی در نزدیکی محل حادثه ساخته میشود. او با کمک کارآگاه تازهکار، کاترین برات (ربکا فرگوسن)، و یک کارآگاه بازنشسته (جی. کی. سیمونز) که در پروندههای قدیمی نقش داشته، سعی میکند قبل از آنکه قربانی بعدی به قتل برسد، هویت قاتل را کشف کند. این فیلم با فضایی تاریک و وهمآلود، تعلیقی نفسگیر را در دل یک زمستان سرد نروژی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «قربانی» (۱۹۸۶) شاهکار آخر آندری تارکوفسکی، کارگردان بزرگ روس، روایتگر داستان الکساندر، نویسنده و منتقد تئاتر (با بازی اریک یوهانسون) است که به همراه همسرش آدلاید (سوزان فلیت وود) و پسر کوچکش در جزیره ای دورافتاده در سوئد زندگی میکند. در روز تولد الکساندر، جهان با فاجعه ای هستهای روبرو میشود که به نظر میرسد پایان حیات بشر را رقم زده است. در مواجهه با این فاجعه و برای نجات بشریت، الکساندر با پسری مرموز به نام اتو (آلن ادوال) که به عنوان پستچی جزیره کار میکند، ملاقات میکند. اتو به او پیشنهاد میدهد که اگر با زنی به نام ماریا (گودیون گیدر) که جادوگر خوانده میشود، رابطه برقرار کند و تمام خانواده و خانه خود را به عنوان قربانی به خدا تقدیم نماید، فاجعه رفع خواهد شد. این فیلم که با تصاویر خیرهکننده و نمادین ساخته شده، به مفاهیم عمیقی چون ایمان، فداکاری، عشق و امید در مواجهه با نابودی میپردازد و به عنوان وصیتنامه هنری تارکوفسکی شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک گاریبان بداخلاق به نام دیوید هولم در شب سال نو در بستر مرگ افتاده و توسط دوست قدیمی خود گئورگ که حالا کشیش شده، احاطه شده است. بر اساس افسانهای قدیمی، آخرین نفری که در سال میمیرد، محکوم است که در سال آینده سوار بر گاری مرگ شده و ارواح درگذشتگان را جمعآوری کند. سال قبل، این نفر گاریبان پیر بود که اکنون وظیفه هولم شده است. در طول شب، روح هولم به گذشته سفر کرده و زندگی خود را مرور میکند: اعتیاد به الکل، خشونت علیه همسرش آنا و بیتوجهی به فرزندانش. او به یاد میآورد که چگونه همسرش را به سوی مرگ سوق داد و چگونه خواهر کوچکتر آنا، که یک مبلغ مذهبی بود، سعی کرد به او کمک کند اما هولم او را نیز آزار داد. این بازنگری دردناک، هولم را با عواقب شوم رفتارهایش روبرو میکند و به او فرصتی برای نجات روحش پیش از طلوع آفتاب و پایان یافتن وظیفهاش میدهد. این فیلم صامت سوئدی محصول سال ۱۹۲۱ به کارگردانی ویکتور شوستروم، یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما و منبع الهام بسیاری از کارگردانان از جمله اینگمار برگمان است.
خلاصه داستان: مایکل برایس و داریوس کینکاید بار دیگر در مأموریتی خطرناک قرار میگیرند. مایکل که اکنون مشاور امنیتی شده، برای گذراندن تعطیلات به ایتالیا رفته است، اما ناگهان توسط سونیا، همسر داریوس، ربوده میشود تا در مأموریتی برای نجات داریوس به او کمک کند. این سه نفر باید با هم متحد شوند تا از یک حمله سایبری بزرگ در اروپا جلوگیری کنند و با یک تبهکار یونانی به نام آریستوتل پاپادوپولوس مقابله کنند. در حالی که مایکل سعی دارد با مشکلات روحی خود کنار بیاید و مجوز محافظت خود را بازیابد، این گروه نامتعارف باید در حالی که توسط یک مأمور بینالمللی تعقیب میشوند، مأموریت خود را به پایان برسانند.