خلاصه داستان: فیلم «دور دیگر» یک درام-کمدی دانمارکی به کارگردانی توماس وینتربرگ و نویسندگی مشترک او با توبیاس لیندهولم است که در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰ اکران شد. داستان درباره چهار معلم (مادس میکلسن، توماس بو لارسن، مگنوس میلانگ، لارس رانته) است که تصمیم میگیرند نظریهای را آزمایش کنند که مصرف مداوم الکل خلاقیت و شادی را افزایش میدهد. این آزمایش به نتایج غیرمنتظرهای منجر میشود. داستان با صحنههایی از میهمانیها، کلاسهای درس، و لحظات احساسی، به موضوعات بحران میانسالی، دوستی و خودشناسی میپردازد. بازی میکلسن و پایانبندی تحسین شدند، اما برخی موضوع الکل را حساس و بحثبرانگیز دانستند.
خلاصه داستان: فیلم «جوجهکشی» یک ترسناک-فانتزی فنلاندی به کارگردانی هانا برگهولم و نویسندگی ایلیا راتزیا است که در ۴ مارس ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره تینیا (سیری سولالینا)، دختر ۱۲ سالهای است که تحت فشار مادرش (سوفیا هیکیلا)، وبلاگنویس وسواسی کمالگرایی، زندگی میکند. تینیا تخم پرندهای عجیب را پیدا میکند که به موجودی هیولایی به نام آللی تبدیل میشود و به تدریج اسرار تاریک خانواده را آشکار میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرین ژیمناستیک، رشد هیولا در اتاق تینیا، و تصاویر سورئال، به موضوعات فشار اجتماعی، هویت و بلوغ میپردازد. فضای ترسناک و بازی سولالینا تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مثلث غم» یک کمدی سیاه-هجوی به کارگردانی روبن اوستلوند و نویسندگی او است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ توسط نئون منتشر شد. داستان درباره کارل (هریس دیکینسون) و یایا (چارلبی دین)، زوج مدل جوان، است که به یک سفر دریایی لوکس با کشتی تفریحی دعوت میشوند. در کشتی، آنها با ثروتمندان عجیب، از جمله یک الیگارش روس (زلاتکو بوریچ) و کاپیتان مارکسیست (وودی هارلسون)، مواجه میشوند. پس از غرق شدن کشتی، بازماندگان در جزیرهای گیر میافتند و سلسلهمراتب اجتماعی واژگون میشود. داستان با صحنههایی مانند شام پرتنش کاپیتان، طوفان دریایی، و قدرتنمایی خدمتکار (دالی د لئون)، به موضوعات طبقات اجتماعی، طمع و بقا میپردازد. کارگردانی اوستلوند و بازیها تحسین شدند، اما پایانبندی مبهم و لحن گاه اغراقآمیز نقد شدند. فیلم نخل طلای کن ۲۰۲۲ را برد.
خلاصه داستان: فیلم «خرچنگ سیاه» (Svart Krabba) یک اکشن-تریلر سوئدی به کارگردانی آدام برگ و نویسندگی مشترک برگ و پلگرین اودن است که بر اساس رمانی به همین نام نوشته جرمی آندرشون ساخته شده و در ۱۸ مارس ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در دنیایی پساآخرالزمانی و در جریان جنگی بیپایان رخ میدهد، جایی که کارولین اد (نومی راپاس)، سربازی ماهر، به تیمی از سربازان (از جمله جیکوب افنر و آردالان اسماعیلی) ملحق میشود تا بستهای مرموز را از میان جزایر یخزده به پایگاه تحقیقاتی منتقل کند. او که به امید یافتن دختر گمشدهاش به این مأموریت خطرناک پیوسته، با خیانت، دشمنان و یخهای شکننده مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند اسکیتسواری در شب روی یخ، نبرد با دشمنان در مه، و افشای حقیقت بسته (یک ویروس کشنده)، به موضوعات فداکاری، امید و اخلاق در جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی ضعیف، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۷/۱۰ در IMDb و ۶۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی راپاس، فیلمبرداری یوناس آلاریک، و فضای سرد و تاریک تحسین شدند، اما فیلمنامه کلیشهای و کمبود عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: «بره» (Lamb) یک فیلم ترسناک فولکلور ایسلندی محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی والدیمار یوهانسون و نویسندگی مشترک او و شون است. ماریا (نومی راپاس) و اینگوار (هیلمیر اسنر گودناسون)، زوجی بدون فرزند که در مزرعهای دورافتاده در ایسلند زندگی میکنند، یک نوزاد مرموز را در طویله گوسفندان خود کشف میکنند. آنها تصمیم میگیرند این موجود نیمهانسان نیمهبره به نام آدا را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. این تصمیم ابتدا شادی به زندگی آنها میآورد، اما به زودی با عواقب سرکشی علیه طبیعت مواجه میشوند. فیلم با فضایی آرام و مینیمال، با مناظر خیرهکننده ایسلند و گفتوگوی اندک، به بررسی موضوعاتی چون غم، والدگری و رابطه انسان با طبیعت میپردازد. «بره» به دلیل اصالت، بازیگری قوی و فضای وهمآلود تحسین شده، اما به خاطر ریتم کند، پایان مبهم و فقدان ترسهای شدید مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۳ جولای ۲۰۲۱ در جشنواره کن به نمایش درآمد و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ در ایسلند اکران شد.
خلاصه داستان: فیلم «پسران» (به دانمارکی: Vogter) یک تریلر روانشناختی محصول مشترک دانمارک و سوئد به کارگردانی گوستاو مولر و نویسندگی مشترک او و امیل نیگارد آلبرتسن است که در بخش مسابقه جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان حول اوا هانسن (سیدسه بابِت نودسن)، نگهبان زندان ایدهآلگرا، میچرخد که با ورود میکِل (سباستین بول سارنینگ)، قاتل پسرش، به زندان محل کارش با بزرگترین معضل زندگیاش مواجه میشود. اوا بدون افشای رازش، درخواست انتقال به بخش میکِل، خشنترین و خطرناکترین بخش زندان، را میدهد. این تصمیم او را وارد یک بازی روانشناختی پرتنش با میکِل میکند، جایی که او با سوءاستفاده از قدرت خود، از کارهای کوچک مانند محروم کردن میکِل از سیگار تا اقدامات شدیدتر، انتقام میگیرد. فیلم که در زندان متروکه وریدسلوسلیل نزدیک کپنهاگ فیلمبرداری شده، به موضوعات انتقام، اخلاق، و تأثیرات عاطفی غم و فقدان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان غیرمنطقی در برخی نقاط، پایانبندی ناامیدکننده، و عدم کاوش عمیق در مضامین مانند مردانگی سمی یا سیستم زندان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۱۰ نقد، میانگین ۶/۱۰). بازی نودسن و سارنینگ، و فضای خفقانآور فیلمبرداری یاسپر جی. اسپانینگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته و ریتم ناهموار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دختری با سوزن» (به انگلیسی: The Girl with the Needle) یک درام تاریخی-ترسناک روانشناختی گاتیک محصول مشترک دانمارک، لهستان و سوئد به کارگردانی مگنوس فون هورن و نویسندگی فون هورن و لینه لانگبک است. داستان در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) رخ میدهد و حول کارولین (ویک کارمن سونه)، کارگر جوان کارخانهای که بیکار و باردار شده، میچرخد. او پس از طرد شدن توسط صاحب کارخانه و از دست دادن همسرش در جنگ، با داگمار (ترینه دیرهولم)، زنی کاریزماتیک که ظاهراً یک مغازه شیرینیفروشی دارد اما در خفا یک آژانس فرزندخواندگی غیرقانونی را اداره میکند، آشنا میشود. کارولین بهعنوان دایه مشغول به کار میشود و رابطهای نزدیک با داگمار شکل میدهد، اما بهتدریج حقیقت وحشتناکی درباره فعالیتهای داگمار، که بهطور آزاد از داستان واقعی قاتل زنجیرهای دانمارکی داگمار اُوِربای الهام گرفته شده، کشف میکند. فیلم به موضوعات فقر، انتخابهای اخلاقی، مادری، تنهایی، و تأثیرات جنگ میپردازد و با فیلمبرداری سیاهوسفید خیرهکننده، حالوهوای فیلمهای اکسپرسیونیستی آلمانی و نوآر را تداعی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند، سخنرانی پایانی بیشازحد صریح درباره سقط جنین، و برخی صحنههای غیرضروری که به داستان اصلی کمک نمیکنند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای سونه و دیرهولم، طراحی صحنه، و موسیقی فردریک هافمایر تحسین شدند، اما داستان به دلیل سادهسازی برخی جنبههای تاریخی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند پیتر (بسیر زکری) و یورگن (یواخیم فییِلستروپ) مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «دردسر» (به سوئدی: Strul) یک کمدی-اکشن سوئدی به کارگردانی و نویسندگی جان هولمبرگ و تپیو لئوپولد است که بازسازی فیلم کلاسیک سوئدی «Strul» (1988) محسوب میشود. داستان حول کانی راندکویست (فیلیپ برگ)، فروشنده لوازم الکترونیکی و پدر مطلقهای که عاشق دخترش جولیا است، میچرخد. کانی که آرزوی خلبان شدن دارد، برای تأمین هزینه درسهای سوارکاری جولیا شیفت اضافی میگیرد. هنگام نصب تلویزیون در خانه یک مشتری، به دلیل استفاده از هدفونهای حذف نویز، متوجه حملهای نمیشود و پس از ضربوجرح، کنار جسد صاحبخانه (لوکا) بیدار میشود. همسر لوکا، میمی (سیسلا بن)، او را به اشتباه قاتل میداند. کانی توسط پلیس، به رهبری هلنا مالم (اوا ملاندر)، بازجویی میشود و با وکیل ناکارآمدش هاسه (مانس ناتانائلسون) به 18 سال زندان محکوم میشود. در زندان، کانی با دو جنایتکار، نوریندر (دجان چوکیچ) و موسه (یواکیم سالکویست)، که او را به اشتباه خلبان میدانند، آشنا میشود و در نقشه فرارشان درگیر میشود. در همین حال، دیانا (امی دسیمونت)، پلیسی که به بیگناهی کانی باور دارد، تحقیقات خود را دنبال میکند و متوجه فساد هلنا و هاسه در دزدی مواد مخدر و فروش آن میشود. کانی و دیانا با استفاده از یک ویدئو که جنایت واقعی را نشان میدهد، حقیقت را فاش میکنند. فیلم به موضوعات فساد پلیس، بیعدالتی، و تلاش برای اثبات بیگناهی میپردازد. با وجود سکانسهای اکشن مانند تعقیب و گریز در فرودگاه و طنز سوئدی، فیلم به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد سادهلوحانه، و فیلمنامه پر از اتفاقات تصادفی نقد شد. بازی برگ و دسیمونت تحسین شد، اما کارگردانی و ویرایش به دلیل فقدان انسجام مورد انتقاد قرار گرفت. ارجاعات به فیلم اصلی، مانند حضور کوتاه بیورن اسکیفس و آهنگ «Hooked on a Feeling»، نوستالژیک اما ناکافی برای جبران ضعفها بودند.
خلاصه داستان: فیلم «آرامها» (به دانمارکی: De lydløse) یک درام جنایی-اکشن دانمارکی به کارگردانی فردریک لوئیس هویید و نویسندگی هویید و آندرس فریتیوف آگوست است که بر اساس بزرگترین سرقت تاریخ دانمارک در سال ۲۰۰۸ در یک مرکز نقدینگی در کپنهاگ ساخته شده است. داستان حول کسپر (گوستاو دایکجر گیسه)، بوکسوری شکستخورده که با مشکلات مالی و زندگی خانوادگی با همسر و دختر خردسالش دستوپنجه نرم میکند، میچرخد. کسپر توسط گروهی از سارقان بینالمللی، از جمله حسام (ردا کاتب)، یک جنایتکار خشن، و هاسه (کریستوفر واگلین)، یک برنامهریز عملگرا، برای طراحی سرقت دعوت میشود. این گروه، متشکل از افراد چندملیتی، از تاکتیکهای پیچیدهای مانند مسدود کردن تقاطعها و ایستگاههای پلیس، استفاده از مواد منفجره، و پوشیدن لباسهای مبدل (مانند نقاب و دستکشهای جعلی) برای سرقت بیش از ۶۲ میلیون کرون دانمارکی بهره میبرند. فیلم با سکانسهای تکبرداشت (one-shot) پرتنش، مانند تعقیب و گریز در باران با بمبهای میخدار، و موسیقی الکترونیکی مارتین دیرکوف که یادآور «گرما» (Heat) است، فضایی تاریک و واقعگرایانه خلق میکند. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد روی کسپر، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی مانند ماریا (آماندا کولین)، نگهبان تأسیسات، و پایانبندی مبهم که نتیجه سرقت را باز میگذارد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فیلم به موضوعات بحران مالی ۲۰۰۸، ناامیدی، و هزینههای شخصی جرم میپردازد، اما به دلیل شباهت به «گرما»، «نوکاس»، و «هلیکوپتر هایست»، و عدم استفاده از جزئیات واقعی سرقت (مانند بالش زیر پیراهن برای مخفی کردن هویت)، بهعنوان اثری فاقد اصالت مورد انتقاد قرار گرفت. بازی گیسه و کاتب تحسین شد، اما ریتم کند و سکانسهای غیرضروری، مانند زندگی شخصی کسپر، از نقاط ضعف فیلم بودند.
خلاصه داستان: فیلم «هامرشولد: مبارزه برای صلح» یک درام بیوگرافی سوئدی به کارگردانی پر فلای است که در سال ۱۹۶۱ و در اوج جنگ سرد رخ میدهد. داگ هامرشولد، دبیرکل دوم سازمان ملل متحد با بازی میکائیل پرسبراندت، در هفتمین سال خدمت خود تلاش میکند تا پس از استعمارزدایی، صلح را به کشورهای آفریقایی، بهویژه کنگو، بازگرداند و مانع بهرهکشی منابع توسط قدرتهای جهانی شود. وقتی دوست قدیمیاش، پیتر، به نیویورک میآید، هامرشولد به تردید درباره فداکاری بیحدش برای کار و چشمپوشی از زندگی شخصی میافتد. پس از کشته شدن نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در کنگو، او اولین ماموریت جنگی سازمان را رهبری میکند. با آگاهی از توطئه دشمنانش، هامرشولد برای مذاکره آتشبس به کنگو پرواز میکند، اما هواپیمایش در شرایطی مرموز سقوط میکند. فیلم با طراحی صحنه قوی، بازی درخشان پرسبراندت و فضاسازی پارانوئید، به موضوعات ضداستعمار، تنهایی و فداکاری میپردازد، اما به دلیل گمانهزنی درباره زندگی شخصی هامرشولد و سادهسازی ضداستعمارگرایی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۵ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. این فیلم در جوایز گولدباگه سوئد برنده بهترین طراحی لباس شد و نامزد ۷ جایزه از جمله بهترین فیلم بود.