خلاصه داستان: مردی و زنی در طول یک مصاحبه، در مورد زندگی مشترک و رابطه شان صحبت میکنند. این مصاحبه باعث میشود تا آنها به بررسی عمیقتری از روابطشان بپردازند و به تأمل در مورد عشق، تنفر، خانواده، زندگی مشترک و جدایی بپردازند. در طول این سفر، آنها با چالشهای مختلفی روبرو میشوند که باعث میشود تا روابطشان به چالش بکشد و به تأمل عمیقتری در مورد زندگی و رابطه شان بیاندازند.
خلاصه داستان: در ژانر جنایی و هیجانانگیز، «سرزنشکنندگان» داستان یک کارآگاه پلیس رمزی به نام کریستی را روایت میکند که برای نجات یک متهم از زندان، زبان سیگنالی مخصوص یک قبیله در جزایر قناری را یاد میگیرد. این زبان مخفیانهای است که توسط مافیاها برای ارتباط در معرض شنود قرار نگرفتن استفاده میشود. کریستی در این بازی خطرناک بین وفاداری به سازمان و عشق به یک زن مرموز گیر میکند و باید با حرکات هوشمندانهای خود را از دامهای پلیس و مافیا رهایی دهد.
خلاصه داستان: در سال 1844، یک جوان سوئدی به نام کارل-آنتوان به همراه همسرش کریستینا و خواهرش بر آن میشوند تا از سختیهای زندگی در سوئد فرار کرده و به آمریکا مهاجرت کنند. آنها در طول سفر دریایی طولانی و سختکوش با چالشهای زیادی از جمله بیماری، گرسنگی و مرگ روبرو میشوند. در نهایت، پس از رسیدن به آمریکا، آنها تلاش میکنند تا زندگی جدیدی را در این سرزمین ناشناخته بسازند و به دنبال آرامش و فرصتهای بهتر باشند.
خلاصه داستان: در داستان «والهالا: افسانه تور»، تور، جنگجوی جوانی که به دنبال انتقام از کشتار خانوادهاش است، با گروهی از وایکینگها به سفری خطرناک در دریاهای شمالی میپردازد. آنها با چالشهای بسیاری از جمله طوفانها، هیولاهای دریایی و دشمنان بیرحم روبرو میشوند. در این سفر، تور با نیروهای خارقالعادهای مواجه میشود که او را به سمت سرنوشتی بزرگتر از خود هدایت میکنند و او را به یک قهرمان اسطورهای تبدیل میکنند.
خلاصه داستان: در سال 1900، در یک مزرعه اسکاندیناویایی، سه خواهر و یک خدمتکار با مرگ نزدیک خواهرشان آگنس مواجه میشوند. ماريا، که ازدواج کرده و فرزند دارد، با احساس گناه به خاطر رها کردن خواهرش میآید. کریر، خواهر بیرحم و سرد ماريا، با خشم و تنفر از مرگ آگنس برخورد میکند. آنّا، خدمتکار مهربان، با محبت و مراقبت از آگنس در آخرین روزهای زندگیاش همراهی میکند. در حین مرگ آگنس، خواهران به یاد آوردن لحظات شیرین گذشته و احساسات پنهان خود میپردازند.
خلاصه داستان: در سریال Caliphate، فاطمه، یک مامور پلیس سوئدی، به دنبال جلوگیری از حملهی تروریستی در استکهلم است. او به دنبال ردپای نور، یک جوان سوئدی-عراقی، است که به داعش پیوسته است. در عین حال، سلیم، برادر نور، به دنبال یافتن برادرش است و متوجه میشود که نور در یک شبکهی تروریستی بزرگتری درگیر است. سریال به خطرناکی جهاد جهانی و تأثیر آن بر زندگی افراد معمولی پرداخته و نشان میدهد که چگونه این جنگ میتواند زندگی خانوادهها و جوامع را به هم بریزد.
خلاصه داستان: در سریال "خاطرات دختر رها شده"، دختر جوانی به نام سارا پس از رها شدن از سوی دوست پسرش، شروع به نوشتن خاطرات روزانه خود در یک دفترچه میکند. این دفترچه به یک وسیله برای کشف خود و درک بهتر از زندگی و روابط او تبدیل میشود. سارا با مواجه شدن با چالشهای مختلف زندگی، از جمله مسائل شغلی و خانوادگی، سعی میکند خود را دوباره بسازد و آرامش و شادی را در زندگی خود پیدا کند. سریال به دنبال نشان دادن فرآیند رشد و تغییر در زندگی یک دختر جوان پس از یک شکست عاطفی است و به مضامینی مانند اعتماد به نفس، دوستی و عشق میپردازد.
خلاصه داستان: در سریال The Playlist، مارتن ارنبرگ، یک برنامهنویس جوان و خلاق، با یک ایده نوآورانه برای تغییر صنعت موسیقی، شروع به ساخت یک پلتفرم استریم موسیقی میکند. او با چالشهای زیادی در مسیر خود روبرو میشود، از جمله محدودیتهای مالی، مشکلات تیمی و مخالفتهای صنعت موسیقی. با وجود تمام این مشکلات، مارتن و تیمش به سرعت پیش میروند و در نهایت، Spotify، یکی از محبوبترین و موفقترین پلتفرمهای استریم موسیقی در جهان، به وجود میآید. این سریال بر اساس داستان واقعی تأسیس Spotify و ماجراهای مارتن ارنبرگ است و به خوبی نشان میدهد که چگونه یک ایده ساده میتواند دنیا را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از زنان جوان در یک جزیره دورافتاده به یک مراسم مرموز دعوت میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که این مراسم در واقع بخشی از یک آیین سیاهی است که هدفش تسخیر ارواح آنها برای اهداف شیطانی است. زنان در حالی که با ترس و وحشت مواجه میشوند، تصمیم میگیرند برای نجات خود از این محل مرگبار فرار کنند، اما آیین شیطانی به تدریج آنها را به دام میاندازد و هر کدام به ترتیب دچار خطر جانسوز میشوند. در این بین، یکی از زنان با کشف رازهای قدیمی مرتبط با این آیین، تلاش میکند تا راه نجات همه را پیدا کند و آنها را از دست قدرت شیطانی نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال 1980، دو بزرگ تنیس جهان، بورگ و مکانروی، در یکی از تاریخیترین مسابقات ویمبلدون، به مصاف یکدیگر میروند. بورگ، بازیکن سوئدی با شخصیت آرام و روشمند، در مقابل مکانروی، بازیکن آمریکایی با رفتار پرهیجان و پرشور قرار میگیرد. این مسابقه نه تنها درباره پیروزی در تنیس است، بلکه درگیری بین دو شیوه متفاوت زندگی و شخصیت است که در روی دستگاه تنیس به نمایش گذاشته میشود.