خلاصه داستان: در المپیک تابستانی هلسینکی سال ۱۹۵۲، یک بوکسور آماتور فنلاندی به نام پنتتی هامالاینن مدال نقره وزن ولتر را به دست آورد و به قهرمان ملی تبدیل شد. این موفقیت الهامبخش نسل جدیدی از بوکسورها در فنلاند شد، از جمله اولی مکی، یک جوان اهل روستای کوچک کوهمو که رویای قهرمانی جهان را در سر میپروراند. در سال ۱۹۶۲، اولی که حالا یک بوکسور حرفهای با رکورد بیشکست است، توسط مربی و مدیر برنامهاش، الیاس کوتکا، برای مبارزه بر سر عنوان قهرمانی جهان در وزن خروسوزن مقابل دیو مور، قهرمان آمریکایی، آماده میشود. این مبارزه قرار است در ورزشگاه هلسینکی برگزار شود و به بزرگترین رویداد ورزشی تاریخ فنلاند تبدیل شود. اما درست زمانی که فشار تبلیغات و انتظارات به اوج خود میرسد، اولی با رایا، یک زن جوان و جذاب، آشنا میشود و عاشق او میشود. این عشق جدید تمام تمرکز و انگیزه اولی را تحت تأثیر قرار میدهد و او را در دوراهی میان عشق به رایا و تعهد به رویای قهرمانی جهان قرار میدهد. در حالی که کوتکا سعی میکند اولی را روی مسیر باقی نگه دارد، اولی متوجه میشود که شاید خوشبختی واقعی او در جای دیگری نهفته است. این فیلم سیاه و سفید که در سال ۲۰۱۶ توسط یوهو کوسمانن کارگردانی شد و برنده جایزه بخش نوعی نگاه جشنواره کن شد، داستانی لطیف و انسانی را درباره اولویتهای زندگی و معنای واقعی موفقیت روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «کمون» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی توماس وینتربرگ، داستان گروهی از دوستان را روایت میکند که در دهه ۱۹۷۰ در کپنهاگ تصمیم میگیرند یک کمون تشکیل دهند و در یک خانه بزرگ مشترک زندگی کنند. آنا (ترینه دیرهولم) و همسرش اریک (اولریش تامسن) که استاد دانشگاه است، این ایده را با دوستانشان در میان میگذارند و به تدریج افراد بیشتری به جمع آنها میپیوندند. در ابتدا همه چیز به خوبی پیش میرود و ساکنان کمون از زندگی مشترک و ایدههای آزادانه خود لذت میبرند، اما به مرور زمان، تضادهای شخصیتی و روابط عاطفی پیچیده میان اعضا، آرامش این جامعه کوچک را برهم میزند. ورود یک عضو جدید به نام اما (هلنا رایشاردت هانسن) که دانشجوی اریک است، باعث ایجاد تنش در زندگی زناشویی آنا و اریک میشود و بحرانهای عمیقتری را در کمون به وجود میآورد. این فیلم با نگاهی دقیق به روابط انسانی و پیامدهای زندگی اشتراکی، تصویری جذاب و گاهی تلخ از رویای یک جامعه آرمانی را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «ترانههایی از طبقۀ دوم» محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی روی اندرسون، داستان جامعهای را روایت میکند که در آستانۀ فروپاشی اقتصادی و معنوی قرار دارد. این اثر سورئال و شاعرانه، زندگی شخصیتهای مختلفی را دنبال میکند: یک تاجر که کسبوکارش را به آتش کشیده تا از ورشکستگی بگریزد، مردی که به تازگی از بیمارستان روانی آزاد شده و در جستجوی معناست، و یک پیرمرد که قربانی کردنش برای بهبود اوضاع پیشنهاد میشود. اندرسون با نگاهی طنزآلود و تلخ، بحرانهای مدرنیته، پوچی مصرفگرایی و از دست رفتن ارتباطات انسانی را به تصویر میکشد. فیلم با بهرهگیری از نماهای بلند و صحنههای خیابانی تاریک، فضایی آخرالزمانی خلق میکند که در آن مرز میان واقعیت و وهم محو شده است.
خلاصه داستان: فیلم Häxan (به فارسی: جادوگر) ساخته کارگردان برجسته دانمارکی بنجامین کریستنسن در سال ۱۹۲۲، یک شاهکار سینمای صامت و یکی از نخستین نمونههای برجسته ژانر مستند-داستانی به شمار میرود. این اثر هنری منحصربهفرد که با نام کامل Häxan: Witchcraft Through the Ages نیز شناخته میشود، با بهرهگیری از سبکهای اکسپرسیونیستی و با استفاده از جلوههای بصری پیشرفته برای زمان خود، به کاوشی عمیق و تاریک در پدیده جادوگری در طول تاریخ، بهویژه در دوران قرون وسطی میپردازد. کریستنسن که خود در نقش شیطان ظاهر میشود، با ترکیب بازسازیهای دراماتیک از محاکمات و شکنجههای متهمان به جادوگری، تصاویری نمادین و تحلیلهایی مبتنی بر متون تاریخی، تلاش میکند تا ریشههای این باورها را در نادانی، خرافات و حتی بیماریهای روانی مانند هیستری بیابد. این فیلم که در زمان خود به دلیل صحنههای جسورانه و ترسناکش جنجالبرانگیز بود، امروزه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما و پیشدرآمدی بر ژانر ترسناک مدرن شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۹۰ شاهکاری تماشایی با نام «رویاها» (Dreams) خلق کرد که مجموعهای از هشت رویای به هم پیوسته را به تصویر میکشد. این فیلم که با بازی ماسایوکی یویی و میتسونوری ایساکی ساخته شده، تماشاگر را به سفری خیالانگیز در دنیای ناخودآگاه میبرد؛ از جنگل اسرارآمیز و رقص روباهها گرفته تا رویارویی با ونگوگ (با بازی مارتین اسکورسیزی) در تابلوی نقاشی و فاجعه هستهای. هر رویا با تصاویر نفسگیر و نمادین، مفاهیم عمیقی درباره رابطه انسان با طبیعت، جنگ، تکنولوژی و معنای زندگی را کاوش میکند و اثری بینظیر از یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینماست.
خلاصه داستان: یک فیلم درام تاریخی دانمارکی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جسپر دبلیو نیلسن که در فضای پس از جنگ جهانی دوم روایت میشود. داستان حول محور دو برادر به نامهای الیاس و لارس میگردد که در یک یتیمخانه تحت مدیریت مدیر سختگیر و ظالمی به نام آقای نیلسن زندگی میکنند. شرایط در این یتیمخانه بسیار طاقتفرسا و همراه با خشونت و بدرفتاری است. برادر بزرگتر، الیاس، برای محافظت از برادر کوچکترش لارس، بارها مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. در نهایت، تصمیمی سرنوشتساز میگیرند: فرار از این جهنم و پناه بردن به نزد مادربزرگشان. این سفر پرخطر، سفری برای به دست آوردن آزادی و بازپسگیری کودکی از دسترفتهشان است. فیلم با بازیهای قدرتمند بازیگران نوجوان خود، تصویری تکاندهنده از بقا، امید و پیوند عمیق خانوادگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای سارا و مایک برای تعطیلات آخر هفته به خانهای دورافتاده در جنگل میروند. آنها امیدوارند با دوری از شلوغی شهر، مدتی را در آرامش بگذرانند و رابطهشان را تجدید کنند. اما خیلی زود، اتفاقهای عجیب و ترسناکی رخ میدهد. صداهای غیرقابل توضیح در شب، سایههایی که در گوشههای دید ظاهر میشوند و حس مداوم تحت نظر بودن، آرامش آنها را برهم میزند. سارا که از قبل احساس ناامنی میکند، متقاعد میشود که چیزی شیطانی در خانه وجود دارد، در حالی که مایک سعی میکند همه چیز را با دلایل منطقی توضیح دهد. با تشدید این اتفاقات، گذشته تاریک خانه و رازهای وحشتناک آن یکی پس از دیگری فاش میشود و زوج را در گردابی از ترس و وحشت فرو میبرد. آنها باید برای نجات جان خود، با نیرویی اهریمنی که قصد دارد آنها را به کام جنون بکشاند، مقابله کنند.
خلاصه داستان: فرها، دختر نوجوان فلسطینی، در سال ۱۹۴۸ با اشتیاق فراوان برای تحصیل به شهر میرود، اما با آغاز جنگ و اشغال فلسطین توسط نیروهای صهیونیستی، زندگی او برای همیشه تغییر میکند. پدرش برای محافظت از او، فرها را در انبار کوچکی زندانی میکند و قول میدهد به زودی بازگردد. او روزها و شبهای ترسناکی را در تنهایی و تاریکی میگذراند و از دریچه کوچک انبار، شاهد ویرانی روستا و کشتار بیرحمانه همسایگانش توسط سربازان است. این فیلم روایتی تکاندهنده از مقاومت، بقا و از دست دادن بیگناهی در قلب یکی از تاریکترین وقایع تاریخ معاصر است.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی تام تیکور و با بازی جسیکا چستین، پیتر سارسگارد و دیوید آلپایو است. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد که در آن یک دانشمند ژنتیک به نام دکتر کیت کارتر (با بازی چستین) درگیر پروژهای مخفیانه برای بازگرداندن ماموتهای پشمالو از طریق شبیهسازی DNA میشود. این پروژه که توسط یک شرکت بیوتکنولوژی قدرتمند حمایت میشود، با هدف بازسازی اکوسیستم و مقابله با تغییرات آبوهوایی آغاز میشود. اما زمانی که اولین ماموت به دنیا میآید، تیم تحقیقاتی متوجه میشوند که موجود شبیهسازی شده رفتارهای غیرقابل پیشبینی و خطرناکی از خود نشان میدهد. دکتر کارتر و همکارش دکتر جک مورگان (با بازی سارسگارد) باید قبل از آنکه این موجود باستانی به یک تهدید جهانی تبدیل شود، راهی برای کنترل آن بیابند. این فیلم با ترکیب هیجان، درام و عناصر علمی-تخیلی، پرسشهای اخلاقی عمیقی را درباره پیشرفتهای ژنتیکی و مسئولیت انسان در قبال طبیعت مطرح میکند.
خلاصه داستان: «مردم چه خواهند گفت» (۲۰۱۷) به کارگردانی ایمان زریاب، روایتگر زندگی نیشا (ماریا موزدار)، دختر نوجوان نروژی-پاکستانی است که در اسلو زندگی میکند. او بین فرهنگ غربی مدرن و سنتهای سختگیرانه خانوادهاش در تلاطم است. وقتی پدرش (آدیل حسین) او را در حال معاشقه با دوست پسر نروژیاش میبیند، شرف خانواده خدشهدار میشود. خانواده برای تنبیه و «اصلاح» او، نیشا را به پاکستان میفرستند تا نزد اقوام زندگی کند و تحت آموزشهای سنتی قرار گیرد. این فیلم به بررسی تضادهای فرهنگی، فشارهای خانوادگی و تلاش یک دختر برای حفظ هویت خود در برابر انتظارات جامعه میپردازد و تصویری تکاندهنده از زندگی مهاجران و چالشهای نسل دوم ارائه میدهد.