خلاصه داستان: فیلمی تجربی و سهگانه به کارگردانی میگل گومز که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد و روایتهایی مدرن از داستانهای کهن هزار و یک شب را به تصویر میکشد. این اثر با بازیگرانی چون کریستا آلفایاته، آریانا سوتو مایور و ژوائو پدرو رودریگز، داستانهایی از جامعه معاصر پرتغال را در قالب حکایتهای شگفتانگیز و تمثیلی روایت میکند. فیلم با نگاهی انتقادی به مسائل اجتماعی و اقتصادی، قصههایی از فقر، عشق، جادو و امید را در هم میتند و مخاطب را به سفری خیالانگیز در دنیای مدرن میبرد.
خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۲۰۱۵ و به کارگردانی میگوئل گومیس ساخته شده، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «شبهای عربی» است. داستان فیلم در لیسبون پرتغال و در بحبوحه بحران اقتصادی اروپا میگذرد. در این قسمت، شخصیت اصلی فیلم، یک زن جوان به نام «دنیز» (با بازی کریستا آلفایاته)، دچار مشکلات روحی و روانی میشود و در بیمارستانی روانی بستری میگردد. او مدعی است که توسط یک هیولای غولپیکر به نام «افعی» تسخیر شده است. پزشکان و پرستاران سعی در درمان او دارند، اما دنیز داستانهای عجیب و غریب و رویاگونهای را روایت میکند که مرز بین واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. این روایتها، که از دل بحرانهای اجتماعی و اقتصادی جامعه پرتغال سرچشمه میگیرند، به نوعی بازتاب مشکلات و ترسهای جمعی مردم این کشور در آن دوران هستند. فیلم با بهرهگیری از سبک رئالیسم جادویی، تصاویری شاعرانه و نمادین خلق میکند و مخاطب را به سفری درونی در ذهن شخصیت اصلی و همچنین جامعهای در حال فروپاشی میبرد. «شبهای عربی: بخش سوم - افسونزده» به عنوان پایانبندی این سهگانه سینمایی، تمام داستانهای پراکنده قسمتهای قبل را به هم پیوند میزند و روایتی تمثیلی و عمیق از شرایط انسانی در مواجهه با بحران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: **Aurora** فیلمی درام و علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی پابلو لارائین است که در آن کیت بلانشت در نقش اصلی ایفای نقش میکند. داستان این فیلم حول محور زنی به نام آئورورا میچرخد که در یک شهر کوچک ساحلی زندگی میکند و به عنوان یک پیشخدمت در یک هتل کار میکند. زندگی او با ورود یک شرکت بزرگ فناوری به شهر که قصد ایجاد یک مرکز داده عظیم را دارد، دستخوش تغییرات بزرگی میشود. این شرکت با وعده پیشرفت و اشتغالزایی به شهر آمده، اما به تدریج تأثیرات منفی خود را بر محیط زیست و زندگی ساکنان نشان میدهد. آئورورا که شاهد نابودی طبیعت اطراف و به خطر افتادن آینده فرزندانش است، تصمیم میگیرد علیه این غول فناوری بایستد. او با کمک دیگر ساکنان شهر، جنبشی اعتراضی را سازماندهی میکند تا از زمینهای خود محافظت کنند. این مبارزه او را در مقابل قدرتهای بزرگ اقتصادی قرار میدهد و زندگی شخصی و خانوادگیاش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. کیت بلانشت در این نقش، زنی قوی و مصمم را به تصویر میکشد که برای عدالت و حفظ محیط زیست خود مبارزه میکند. فیلم با بهرهگیری از فضایی نمادین و تصاویر خیرهکننده از طبیعت، به مسائلی همچون سلطه فناوری بر زندگی انسانها، نابرابری اجتماعی و اهمیت حفظ محیط زیست میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم هنری و عرفانی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی ناصر خمیر، روایتگر داستان پیرمرد نابینایی به نام بابعزیز و نوه کوچکش است که در بیابانهای وسیع شمال آفریقا سفر میکنند. بابعزیز که یک درویش است، قصد دارد تا در گردهمایی بزرگی که هر سی سال یکبار برگزار میشود، شرکت کند. در طول سفر، او داستان شاهزادهای را برای نوهاش تعریف میکند که روزی در کنار چاهی نشست تا به عمق روح خود بنگرد و در جستجوی حقیقت، خود را در آینه آب ببیند. این سفر استعاری، تماشاگر را به سفری روحانی و درونی میبرد و مفاهیم عرفانی، عشق و وحدت وجود را به تصویر میکشد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از طبیعت و موسیقی روحنواز، اثری تأملبرانگیز و عمیق را خلق کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
«آزور» یک فیلم درام مهیج محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی آندریاس فونتانا است که در جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد. داستان فیلم در بوئنوس آیرس دهه ۱۹۸۰ و در اوج دوران دیکتاتوری نظامی آرژانتین میگذرد. ایوان دو ویل، بانکدار سوئیسی ثروتمند و محتاط (با بازی فابریتسیو رونگونه)، به همراه همسرش اینس (با بازی استفانی کله-ژوانو) برای یافتن شریک تجاری گمشدهاش، کیس، به آرژانتین سفر میکند. کیس ناگهان ناپدید شده و فعالیتهای مشکوک او در همکاری با رژیم سرکوبگر، ایوان را در موقعیت خطرناکی قرار میدهد. ایوان که تلاش میکند کسبوکار بانکی خود را در میان فضای پرتنش سیاسی حفظ کند، به تدریج در دایره اختاپوسی از فساد، پولشویی و ناپدید شدن اجباری مخالفان رژیم گرفتار میشود. او برای نجات خود و خانوادهاش باید تصمیمات اخلاقی سختی بگیرد، در حالی که هر قدم او را به عمق فاجعه انسانی و اخلاقی نزدیکتر میکند.
خلاصه داستان: جسی آیزنبرگ در نقش مایک هوئل، یک فروشنده مواد مخدر در یک شهر کوچک است که از اضطراب و حملات پانیک رنج میبرد و تنها آرزویش این است که با دوست دخترش فیبی (کریستن استوارت) ازدواج کند. اما زندگی او زمانی وارونه میشود که متوجه میگردد در واقع یک مأمور فوق سری و کشنده سازمان سیا است که حافظهاش پاک شده و اکنون برنامهای مخفی برای نابودی او طراحی شده است. وقتی تیمی از قاتلان حرفهای به رهبری مأمور ویژه یتس (توفی گری) برای حذف او فرستاده میشوند، مهارتهای مرگبار مایک دوباره فعال شده و او باید برای زنده ماندن و محافظت از فیبی، تمام قدرتهای خود را به کار گیرد. این فیلم اکشن کمدی در سال ۲۰۱۵ توسط نیما نوریزاده کارگردانی شده و بازیگرانی چون کانی بریتون، جان لگویزمائو و بیل پولمن را در نقشهای مکمل به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم در یک شب در تونس اتفاق میافتد و روایتگر داستان دختر جوانی به نام ماریا است که در یک مهمانی دانشگاهی مورد تجاوز توسط مأموران پلیس قرار میگیرد. او که برای گرفتن حق خود و به دنبال عدالت است، با سیستم قضایی و پلیس فاسد تونس روبرو میشود. ماریا در این مسیر پرپیچ و خم و دشوار، با بیعدالتی، تهدید و فشارهای مختلفی مواجه میشود اما تسلیم نمیشود و برای اثبات حقیقت و گرفتن حق خود تا پای جان میایستد. این فیلم که توسط کارگردان تونسی، کاترین کسلوتی ساخته شده، با بازی تحسینبرانگیز مریم البازیدی در نقش اصلی، تصویری تکاندهنده و قدرتمند از مبارزه یک زن برای احقاق حق خود در جامعهای مردسالار ارائه میدهد و مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: شارلوت و کارولین، دو خواهر اشرافزاده در آلمان قرن هجدهم، زندگی مرفه اما محدودی را در کنار مادر سختگیرشان میگذرانند. ورود فریدریش شیلر، شاعر و نمایشنامهنویس جوان و جسور، به زندگی آنها، همه چیز را دگرگون میکند. شارلوت که شیفته افکار و عشق پرشور شیلر شده، با او ازدواج میکند. اما این پایان ماجرا نیست؛ کارولین نیز که در ابتدا برای حمایت از خواهرش به آنها میپیوندد، به تدریج مجذوب نبوغ و شخصیت شیلر میشود. این سه نفر، در جامعهای که عشق و آزادی را برنمیتابد، پیمانی مخفیانه میبندند و رابطهای سهنفره را آغاز میکنند که بر پایه عشق، احترام متقابل و اشتراک فکری استوار است. کارگردان دومینیک گراف در این درام تاریخی عمیق و باشکوه، با بازی خیرهکننده هانا هرشتسپرونگ، فلوریان استتر و هنریکه هولم، نه تنها به روایت یک عشق مثلثی ممنوعه میپردازد، بلکه تصویری زنده و دقیق از دوران روشنگری آلمان و تنشهای میان سنت و مدرنیته، عشق و تعهد، و آرزوهای فردی در برابر هنجارهای اجتماعی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک گنگستر بازنشسته به نام آنجلو، تنها کسی که از هویت واقعی جنیفر آشکارا به عنوان دخترش اطلاع دارد، توسط رقیبانش به قتل میرسد. جنیفر که حالا در خطر است، توسط محافظ وفادار آنجلو، فرانک، تحت حفاظت قرار میگیرد. فرانک که یک سرباز سابق است، وظیفه دارد از جنیفر در برابر تهدیدات جدید محافظت کند. در حالی که آنها برای فرار از دست دشمنان به مکانهای مختلف میروند، کمکم احساسات عمیقتری بین آنها شکل میگیرد. این در حالی است که جنیفر تلاش میکند با گذشته پدرش و هویت جدید خود کنار بیاید. در نهایت، فرانک باید با تمام توان از جنیفر دفاع کند و انتقام مرگ آنجلو را بگیرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
آندرهاس وایز، بانکدار سوئیسی در دهه ۱۹۸۰، برای بررسی فعالیتهای مشکوک شریک تجاری خود به آرژانتین سفر میکند. او به تدریج در دام فساد و تباهی نظام دیکتاتوری نظامی این کشور گرفتار میشود. کارگردان آندریاس فونتانا در این فیلم با بازی فابریتزیو رونگیری، نقش مردی را به تصویر میکشد که وجدان خود را به قیمت حفظ موقعیت اجتماعی و مالی خود به خطر میاندازد. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ ساخته شده، روایتی تاریک و تأملبرانگیز از اخلاق در دنیای بانکداری و سیاست ارائه میدهد.