خلاصه داستان: در سال 1913، در شهر لندن، آرتور و مارگریت ویسکانین، دو مهاجر فنلاندی، تلاش میکنند تا زندگی خود را در شهر بزرگ برقرار کنند. آرتور به عنوان مکانیک در یک کارخانه خودروسازی مشغول به کار میشود و مارگریت به عنوان خیاط در یک مغازه مشغول به کار میشود. آنها آرزو دارند که روزی یک ماشین خود را بسازند و به آمریکا مهاجرت کنند. اما زندگی در شهر بزرگ چالشهای زیادی دارد و آنها باید با مشکلات مالی، اجتماعی و فرهنگی روبرو شوند. در این بین، آرتور با یکی از همکارانش در کارخانه آشنا میشود و این آشنایی سرنوشت آنها را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال 2021، یک گروه از شخصیتهای مختلف در برابر دوربین جمع میشوند تا در مورد وقایع و اتفاقات این سال صحبت کنند. آنها با طنز تلخ و سیاه، به بررسی رویدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این سال میپردازند و نکات خندهدار و تلخی را که در طول سال رخ داده است، به نمایش میگذارند. این مستند طنز، به عنوان یک بازتاب طنزآمیز از سال 2021، به بینندگان فرصتی میدهد تا رویدادهای گذشته را با نگاهی متفاوت و طنزآمیز مرور کنند.
خلاصه داستان: در سال 1943، فرانکوئل گیلوت، یک هنرمند جوان، با پیکاسو ملاقات میکند و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. پیکاسو او را به دنیای هنر و شهر پاریس معرفی میکند، اما این رابطه زود به یک دامنهای پیچیده و سخت تبدیل میشود. فرانکوئل باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند در کنار مردی که همه را به خود جلب میکند و سپس آنها را رها میکند، زندگی کند یا خیر.
خلاصه داستان: در داستان "جورج کنجکاو"، یک بوزینهی جوان و کنجکاو به نام جورج با یک مرد لباس زرد به نام "مرد لباس زرد" آشنا میشود. جورج با دیدن مرد لباس زرد، تصمیم میگیرد تا او را دنبال کند و در نهایت با او به شهر میرود. در طول سفر، جورج با چالشها و ماجراجوییهای مختلفی روبرو میشود که باعث میشود او بسیار بیشتر یاد بگیرد و رشد کند. این داستان الهامبخشی از کتابهای کودک مشهور "جورج کنجکاو" است و به تصویر کشیدن روحیهی کنجکاوی و ماجراجویی در بچهها میپردازد.
خلاصه داستان: جو کلی و کریستین داین یک زوج جوان هستند که با مشکل اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکنند. جو که یک منشی بیمهای موفق است، کریستین را به مصرف الکل وادار میکند و این باعث میشود هر دو در یک چرخه مخرب از اعتیاد گرفتار شوند. در نهایت، جو تصمیم به ترک الکل میگیرد، اما کریستین به اعتیاد ادامه میدهد و این امر باعث جدایی آنها میشود. فیلم به دقت تأثیر مخرب الکل بر روابط خانوادگی و زندگی فردی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از ماموران اطلاعاتی در یک شبکه پیچیده از فساد دولتی و جنایی درگیر میشوند. هنگامی که یکی از اعضای گروه به طور مرموزی ناپدید میشود، بقیه اعضا مجبور میشوند تا با استفاده از مهارتهای خود و رمزگشایی از سیستمهای امنیتی پیچیده، حقیقت را کشف کنند. در این بین، آنها با تهدیدهای مختلفی از جمله سازمانهای تروریستی و جاسوسی مواجه میشوند که میکوشند ماموران را از ادامه کار بازدارند. در نهایت، گروه باید تصمیم بگیرد که آیا حقیقت را آشکار کنند یا خود را در معرض خطر قرار دهند.
خلاصه داستان: در یک شب تابستانی گرم در آتلانتا، یک گروه از افسران پلیس در حال پاسخ به یک تماس اضطراری هستند. آنها به محل وقوع حادثه میروند و متوجه میشوند که یک مرد جوان در حال تیراندازی علیه مردم است. افسران سریعاً به محل حادثه میروند و با مهاجم روبرو میشوند. در این حین، یکی از افسران به طور اتفاقی مرد جوان را میکشد. این حادثه باعث ایجاد تنش و خشونت در جامعه میشود و افسران مجبور میشوند با عواقب عمل خود روبرو شوند.
خلاصه داستان: روبینسون کروزو، جراح و فیزیکدان انگلیسی، به طور ناعادلانه متهم به خیانت شده و به عنوان برده به جزایر قناری تبعید میشود. در آنجا با دختر جوانی به نام آرابلا آشنا میشود و با او عشق میورزد. روبینسون با کمک یک گروه از بردگان، یک قایق کوچک ساخته و با آرابلا به سفر دریایی میرود. آنها به جزیرهای بیابانزده میرسند و در آنجا زندگی میکنند. روبینسون با استفاده از دانش خود، یک زندگی راحت و آسایشبخش برای خود و آرابلا فراهم میکند. سرانجام، روبینسون و آرابلا توسط یک کشتی بازرگان انگلیسی نجات یافته و به انگلستان بازمیگردند.
خلاصه داستان: در دنیایی که زغالاندازها دیگر کودکان را تحویل نمیدهند و بجای آن بستهها را ارسال میکنند، یک زغالانداز جوان به نام جونیور باید با همکاری یک دختر بامزه و سر و صداساز به نام تنیز به دنبال یک کودک مفقود شده باشد تا او را به خانوادهاش برساند. این ماجراجویی پر از ماجراجوییها، شوخیها و درسهای زندگی است که به جونیور یاد میدهد اهمیت خانواده و دوستی چقدر بزرگ است.
خلاصه داستان: شرلی یک زن جوان است که پس از گذراندن دوران زندان به دلیل قاچاق مواد مخدر، تلاش میکند زندگی خود را از نو آغاز کند و حق خود در دیدار دختر کوچکش را بازیابد. با وجود تلاشهای او برای بهبود ورود به جامعه، آسیبهای گذشته و مشکلات حضور در جامعه او را به چالش میکشانند. در این بین، او باید با خانوادهاش که به سختی او را میپذیرند و با آزمونهای زندگی روزمره روبرو شود تا بتواند نقش مادری خود را دوباره بازی کند و آرامش را در زندگیاش بازسازی کند.