خلاصه داستان: داستان درباره دختری دبیرستانی به نام مومو است که از خانوادهای با قدرتهای احضار ارواح میآید و همکلاسی او اوکارون، که به شدت به مسائل ماوراءالطبیعه علاقهمند است. پس از اینکه مومو اوکارون را از دست قلدرها نجات میدهد، آنها شروع به صحبت میکنند. اما خیلی زود بحثی میانشان در میگیرد، چون مومو به ارواح باور دارد اما وجود موجودات فضایی را انکار میکند، در حالی که اوکارون به موجودات فضایی اعتقاد دارد و وجود ارواح را رد میکند.
برای اثبات باورهایشان، مومو به بیمارستان متروکهای میرود که گفته میشود در آن بشقاب پرنده دیده شده و اوکارون به تونلی میرود که شایعه شده توسط ارواح تسخیر شده است. اما بهطور شگفتانگیزی، هر دوی آنها با فعالیتهای ماورایی و غیرقابلتوصیفی مواجه میشوند که فراتر از درک آنهاست. در میان این مشکلات، مومو به قدرتهای پنهانی خود پی میبرد و اوکارون نیز قدرت یک نفرین را به دست میآورد تا بر خطرات جدید غلبه کند! آیا عشق سرنوشتساز آنها نیز آغاز خواهد شد؟
داستان نبرد ماوراءالطبیعه و دوران نوجوانی از اینجا شروع میشود!
خلاصه داستان: جشنواره الهه—یک جشنواره میوه که شهر پر رمز و راز اوراریو را به زندگی میآورد. در این جشن، الهههایی که نماد باروری هستند بر روی محراب قرار دارند و در میان آنها، الهه زیبایی نیز دیده میشود. بل کرانل که از اعماق مرگبار سیاهچال نجات یافته و به زندگی روزمره خود بازگشته است، آماده است تا از هیاهوی این جشن بزرگ لذت ببرد. اما ناگهان نامهای از دختری در یک کافه کوچک گوشهی اوراریو دریافت میکند: “به آقای بل، لطفاً با من در جشنواره الهه به یک قرار دو نفره بیایید. از طرف سیر.” تصمیم قاطع سیر نه تنها بل بلکه تمام شهر پر رمز و راز اوراریو را دیوانه خواهد کرد! همزمان با این ماجراها، جنگجویان اینهرجار که خود را “قویترین” نامیدهاند نیز ناگهان وارد میدان شدهاند…
خلاصه داستان: ژو یوان شاهزاده ایه که با خون و انرژی اژدهایان متولد شد.
در روز تولدش سرزمین “ژو” مورد حمله شورشیان “وو” قرار گرفت. برای حفاظت از مردم و جان خاندان سلطنتی، پادشاه تصمیم گرفت سرنوشت ژو یوان رو با رهبر شورشیان مبادله کنه. پس روح افعی و پرنده، قدرت اژدهایان ژو یوان رو که هنوز یه نوزاد بود بلعیدن.
به این شکل ژو یوان از بچگی با نفرین خشم اژدهایان تحت تاثیر قرار گرفت طوری که هر سه سال برای زنده موندن اون، مادرش باید از خون خودش بهش ببخشه تا ژو یوان زنده بمونه. برای شکستن این طلسم ژو یوان مجبور بود هشت رگ انرژی خودش رو فعال کنه.
پس با کمک طلسم اجدادی نزد یک ارباب قدرتمند رفت و هشت رگ انرژی موهبت شده پنهان در جسمش دوباره فعال شدن.
حالا ژو یوان هر روز در تلاش برای انتقامه. برای پس گرفتن هر چیزی که تا الان از دست داده….
خلاصه داستان:
وقتی تاریکی فروکش کند، من در مقابل هزاران نفر خواهم ایستاد و شمشیرم را به اعماق تاریکی فرو خواهم برد تا آسمان را به خون رنگین کنم! آیا تا به حال فکر کردهاید که در زیر نورهای نئونی شهر، هیولاهای افسانهای در کمین هستند؟
آیا میدانستید که خدایان از پشت ماه به ما نظاره میکنند؟ و آیا میدانید که در میان ما، قهرمانانی وجود دارند که قدرتی فراتر از انسان دارند و سرنوشت جهان را در دست گرفتهاند؟
خلاصه داستان:
داستان در دنیایی دیگر رخ میدهد که در آن خدایان وجود دارند. این دنیا در بالای آسمان و زیر اقیانوس قرار گرفته است. چهار خدای شیطانی زمانی ستونهای این دنیا بودند، اما آنها همراه با دیگر خدایان کوچکتر فرار کردند و این جهان را ناپایدار ساختند. در نتیجه، افرادی به نام “کاشیکان” ظاهر شدند که وظیفه آنها دستگیری خدایان فراری و بازگرداندن ثبات به کشور است.
شخصیت اصلی، ایچیو، یک کاشیکان است که ناخواسته این کار را پذیرفت تا آزادی پدرخواندهاش را به دست آورد. پدرخواندهاش که یک ببر است، برای جایگزینی چهار خدای فراری اسیر شده بود. هدف اصلی ایچیو، بازپسگیری خدایان شیطانی و بازگرداندن زندگی آرامی است که پیش از این داشت.
خلاصه داستان: وقتی هاروکا، پسر تنها و گوشهگیر کلاس، به همراه همکلاسیهایش به دنیایی دیگر منتقل میشود، علاقهای به ماجراجویی ندارد، اما بدش نمیآید که یک قدرت جادویی خفن داشته باشد. با این حال، جادوها به ترتیب انتخاب میشوند و وقتی نوبت به هاروکا میرسد، هیچ قدرت خوبی برای انتخاب باقی نمانده است. حالا او باید با ترکیبی از مهارتهای بامزه و عجیب، این دنیای فانتزی را بهسختی پشت سر بگذارد… و در این میان، همه دخترهای کلاس هم همراه او هستند!
خلاصه داستان:
مدتها پیش، موجودات بیگانه به زمین آمدند و با انسانهای سیاره یکی شدند. به دلیل ظاهر خاصشان، این موجودات “مکا-اوده” نام گرفتند؛ چرا که وقتی با افراد ترکیب میشدند، شبیه اندامهای مکانیکی به نظر میرسیدند.
هیکارو آماسوگا، یک دانشآموز معمولی مقطع راهنمایی، ناخواسته با مکا-اودهای به نام آرما همکار میشود؛ آرمایی که وجودش بسیار نادر و ویژه است. برای حفاظت از آرما، گروه مقاومت ARMS مأموریت میدهد تا آکی موراسامه – یک کاربر دوگانه مکا-اوده – هیکارو را در هر جا که برود دنبال کند. اما او نیز در جستجوی فرد مرموزی است که از نوع مارگونه مکا-اوده استفاده میکند و بسیاری از همرزمانش را در وضعیت بحرانی قرار داده است.
در همین حال، سازمان قدرتمندی به نام گروه کاگامی نیز به دنبال “بازوی ماشهای” افسانهای است؛ مکا-اودهای که گفته شده قدرت بینهایتی را اعطا میکند. وقتی زندگی آکی توسط این گروه تهدید میشود، هیکارو باید همراه با آرما شجاعت خود را جمع کند تا مبارزه کرده و مسیر جدیدی در زندگیاش پیدا کند — مسیری که دیگر هیچ وقت عادی نخواهد بود.
خلاصه داستان:
سالها پیش، یک انسان توانست قدیمیترین و قدرتمندترین اژدها را شکست دهد. این اژدها آنقدر قوی بود که حتی خدایان هم از او میترسیدند، اما در نهایت سرنوشت خود را پذیرفت و تنها به پایان رسید. ناگهان، اژدها در زندگی جدیدی بیدار شد؛ این بار به عنوان مردی به نام دولان که در روستایی دورافتاده زندگی میکند.
حالا دولان به عنوان یک فرد عادی زندگی میکند؛ در مزارع کار کرده و برای غذا شکار میکند. با اینکه زندگی روستایی ساده است، اما گرمای دلنشینی دارد که شادیای را برای او به همراه دارد که هرگز در دوران اژدهاییاش احساس نکرده بود.
اما روزی هنگام کاوش در باتلاق، دولان با موجودی عجیب به نام سلینا آشنا میشود؛ نیمه انسان و نیمه مار که لامیا نامیده میشود. سلینا دنبال شریکی است ولی اعتراف میکند که جذب کردن انسانها برایش سخت است چون بخشی از وجودش مارگونه است. با وجود تفاوتهایشان، دولان و سلینا کمکم دوست میشوند. اما چالشهای زیادی از سوی نیروهای خارجی بر سر راهشان قرار دارد.
با آنها همراه شوید تا شاهد ماجراجویی جادویی باشید؛ جایی که یک اژدهای افسانهای قدرتمند سفری تازه را آغاز کرده تا زندگی آرام خود را در گوشهای دنج از دنیا بسازد!
خلاصه داستان:
در دنیای مجازی بازی تیراندازی Gun Gale Online، یک شخصیت به نام “شیطان صورتی” با رنگ صورتی و قد کوچک، بدون رحم به تعقیب و شکار سایر بازیکنان میپردازد. اما در دنیای واقعی، این قاتل ترسناک چیزی نیست که همه انتظار دارند.
کارن کوهیرویمکی، یک دانشجوی خجالتی در دانشگاه توکیو، کاملاً با شخصیت مجازی خود متفاوت است. در واقع، او بسیار بلندتر از همه افراد اطرافش است، که این موضوع باعث بروز احساسات ناامنی در او میشود. کارن به دنبال فراری از این احساسات، به دنیای مجازی پناه میبرد و در بازی های مختلف به دنبال خلق یک شخصیت کوتاه و زیبا است. سرانجام او در بازی Gun Gale Online به شخصیت ایده آل خود، LLENN، دست می یابد. با خوشحالی از شخصیت جدید خود، او وقت خود را در بازی صرف میکند و به عنوان قاتل افسانه ای شناخته میشود.
اما هنگامی که یکی از اهداف LLENN موفق به شکست او میشود، با پیتهوی، یک زن ماهر و عجیب و غریب، آشنا میشود. پیتهوی به سرعت با کارن دوست میشود و او را تشویق میکند تا در Squad Jam، یک رقابت بتل رویال بین تیم ها، شرکت کند. LLENN باید با تمام هوش و اراده خود بجنگد تا بتواند در این رقابت سخت به موفقیت برسد.