خلاصه داستان: فیلم «کالرز» (Colors) که در سال ۱۹۸۸ به کارگردانی دنی هیوستون ساخته شد، داستان دو پلیس کهنهکار و تازهکار در لسآنجلس را روایت میکند که درگیر جنگ خیابانی بین دو باند رقیب خیابانی میشوند. این فیلم با بازی شان پن و رابرت دووال، واقعیتهای خشونتبار و پیچیدههای اخلاقی زندگی در محلههای پرآشوب را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «مرد قلب آهنین» داستان رینهارد هایدریش، سیاستمدار و یکی از معماران اصلی هولوکاست در رژیم نازی را روایت میکند. در سال ۱۹۴۲، پس از آنکه مشخص میشود هایدریش به دستور هیتلر قصد دارد طرح «راه حل نهایی» را برای نابودی یهودیان اجرا کند، متفقین یک گروه از نیروهای ویژه چک را به پراگ اعزام میکنند تا او را ترور کنند. این ماموریت که با حمایت سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا انجام میشود، به یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین عملیاتهای ترور سیاسی در تاریخ تبدیل میشود.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۷، دومینیک تورتو، رهبر گروه، ناگهان به تیم خود خیانت میکند و به دست زنی به نام سایفر که او را با اهرم فشار کنترل میکند، میرود. این اقدام غیرمنتظره، خانوادهاش را در مقابل او قرار میدهد تا با کمک یک مأمور جدید، او را متوقف کنند و دنیا را از یک آشوب نجات دهند.
خلاصه داستان: خواننده چهره، داستانی از دوران سلسله چوسان در کره را روایت میکند که در آن نوریونگ، مردی با توانایی ذاتی در خواندن چهرهها و تشخیص دروغ از چهره افراد، توسط یک مقام دولتی به نام کیم جونگ سو استخدام میشود تا در نقش یک خدمتکار دربار، افراد نزدیک به ولیعهد را زیر نظر بگیرد. نوریونگ به تدریج درگیر توطئهای سیاسی خطرناک میشود که برای سرنگونی ولیعهد توسط گروهی از اشراف طراحی شده است و او باید بین وفاداری به پادشاه و نجات جان ولیعهد یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: توکیو غول: جول S، داستان کن کانکی را پس از رویدادهای فصل اول روایت میکند که با حافظهای پاک شده و هویتی جدید به نام «Sasaki Haise» در واحد تحقیقات CCG مشغول به کار میشود. او که اکنون رهبر تیم Quinx Squad است، باید بین وظیفهاش به عنوان یک مأمور و غریزهاش به عنوان یک توکیو غول در نبرد بین انسانها و غولها تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «فردا هرگز نمیمیرد» (Tomorrow Never Dies) در سال ۱۹۹۷ ساخته شده است. در این فیلم، جیمز باند (با بازی پیرس برازنان) مأموریت دارد تا جلوی یک سازمان رسانهای قدرتمند به نام «کارور مدیا» را بگیرد. مدیر این سازمان، الیوت کارور، قصد دارد با دستکاری اخبار و ایجاد جنگ بین چین و انگلستان، انحصار پخش اخبار در دنیا را به دست آورد. باند باید با همکاری وین لای (با بازی میشل یئو) از یک جنگ جهانی جلوگیری کرده و دنیا را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلیپ، برادر دوقلوی لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه، در زندان سختگیرانهای محبوس است. پس از سالها، دوستان قدیمی موسکتیرها، آتوس، پورتوس و آرامیس، که اکنون پیر شدهاند، برای نجات او دست به کار میشوند. آنها درمییابند که برادر پادشاه، که به عنوان مرد نقابآهنین شناخته میشود، تنها کسی است که میتواند حکومت خودکامه و فاسد لوئی چهاردهم را سرنگون کند. این سه موسکتیر با کمک دارتانیان جوان، کاپیتان گارد، نقشهای برای جایگزینی پادشاه با برادرش میکشند، اما این توطئه خطرناک، دوستیهای آنها را به بوته آزمایش میگذارد و آنها را در برابر انتخابهای نهایی قرار میدهد.
خلاصه داستان: سریال «پاییز عمر» یک درام سوری پرتنش و خانوادگی است که داستان عمر، وکیل بازنشسته، را روایت میکند که دخترش در کشور دیگری توسط شوهرش مورد آزار قرار میگیرد؛ او ابتدا از راههای قانونی برای حفاظت از دخترش تلاش میکند اما با موانع متعدد روبهرو میشود و در نهایت به روشهای دیگر روی میآورد؛ این روایت با کاوش مسائل خانوادگی، انتقام، فراموشی و روابط پیچیده اجتماعی، به بررسی چالشهای پیری، عدالت و عشق پدری میپردازد. منتقدان بازیهای قدرتمند سلوم حداد در نقش عمر، باسم یاخور در نقش فارس (افسر پلیس)، کارمن لبس و اسامه الرومانی، فیلمنامه پرپیچش و موسیقی متن دلنشین را ستودهاند و آن را به عنوان یک سریال هیجانانگیز، عاطفی و تأملبرانگیز توصیف کردهاند که با لحظات تنشزا، خانوادگی و واقعی، حس عدالت، عشق و کشف را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: «باد برده» (Blown Away) یک فیلم اکشن هیجانانگیز محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی استیون هاپکینز و با بازی جف بریجز، تامی لی جونز، فارست ویتاکر، لوید بریجز و سوزی کرتزمن است. جیمی داور، یک متخصص مواد منفجره در بخش پلیس بمبگذاری بوستون، زندگی آرامی را با همسرش کیت میگذراند. اما زندگی او زمانی به خطر میافتد که یک تروریست ایرلندی مرموز و بسیار خطرناک به نام رایان گریت، که همزمان سابق جیمی در ارتش آزادیبخش ایرلند است، به شهر وارد میشود. گریت که به تازگی از زندان فرار کرده، برای انتقام از جیمی که او را سالها پیش لو داده، شروع به کار گذاشتن بمبهای پیچیده و مرگبار در نقاط مختلف شهر میکند. جیمی که تنها کسی است که میتواند ذهن این تروریست را بخواند، وارد یک بازی مرگبار گربه و موش میشود تا قبل از وقوع فاجعهای بزرگ، جلوی او را بگیرد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۹ لسآنجلس، دکارد، یک کارآگاه ویژه پلیس، مأموریت مییابد تا گروهی از «رپلیکنت»ها را شکار کند. رپلیکنتها انسانهای مصنوعی هستند که برای کار در مستعمرات فضایی ساخته شدهاند و به دلیل شورش در آن سیارات، به زمین فرار کردهاند. دکارد در این تعقیب و گریز، با راشل، یک رپلیکنت پیشرفته، آشنا میشود و درگیر پرسشهایی فلسفی دربارهٔ هویت، انسانیت و معنای زندگی میگردد. این فیلم نوآر علمی-تخیلی محصول ۱۹۸۲، به کارگردانی ریدلی اسکات و با بازی هریسون فورد، راتگر هاور و شان یانگ، اثری تأثیرگذار و بصری خیرهکننده است.