خلاصه داستان: فیلم «کلوز» محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی لوکاس دونت، روایتگر دوستی عمیق و صمیمی دو نوجوان سیزدهساله به نامهای لئو و رمی است که در یک روستای آرام بلژیکی زندگی میکنند. این دو پسر، که با بازی تحسینبرانگیز ادن دانبرین و گوستاو دو واله به تصویر کشیده شدهاند، پیوندی ناگسستنی دارند و اوقات خود را در کنار هم و خانواده لئو سپری میکنند. با شروع سال تحصیلی جدید در مدرسه، همکلاسیها و سایر دانشآموزان، با مشاهده این صمیمیت بیحد، رابطه آنها را زیر سوال میبرند و آن را به چشم چیزی بیش از دوستی میبینند. این قضاوتها و پرسشهای آزاردهنده، بهتدریج بر لئو فشار میآورد و او را وادار میکند تا برای حفظ ظاهر در برابر همسالانش، فاصلهای میان خود و رمی ایجاد کند؛ تصمیمی که پیامدهای غمانگیز و جبرانناپذیری برای هر دوی آنها به همراه خواهد داشت. این درام ظریف و قدرتمند، که نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم بینالمللی شد، به شکلی هنرمندانه به کاوش در مفاهیم دوستی، مردانگی شکننده، پذیرش و غم میپردازد.
خلاصه داستان: یک فیلم بالیوودی پر از شوخطبعی و ماجراهای عاشقانه به کارگردانی سابیر خان و محصول سال ۲۰۰۹ است. در این فیلم، آکشی کومار در نقش ویراج، بدلکار پرطرفدار هالیوود، و کارینا کاپور در نقش سیمریتا، مدل و بازیگر مشتاق، ظاهر شدهاند. داستان حول محور این دو نفر میچرخد که پس از یک ملاقات پرتنش و ناخوشایند، به شدت از یکدیگر متنفر میشوند. اما سرنوشت آنها را بارها و بارها در موقعیتهای مختلف قرار میدهد و مسیر نفرت آنها را به سمت عشق و علاقه تغییر میدهد. فیلم با حضور بازیگران بینالمللی مانند سیلوستر استالونه و دنیس ریچاردز غنای ویژهای پیدا کرده و ترکیبی از کمدی، اکشن و رمانس را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
رویداد WWE رویال رامبل یکی از بزرگترین و پرطرفدارترین نمایشهای کشتی کج حرفهای است که هر ساله در ماه ژانویه برگزار میشود. این رویداد به خاطر مسابقه اصلی خود یعنی رویال رامبل مشهور است که در آن ۳۰ کشتیگیر در یک مسابقه حذفی شرکت میکنند و هر کشتیگیری که بتواند حریفان خود را از روی طنابهای رینگ به بیرون پرتاب کند، برنده میشود و حق شرکت در مسابقه اصلی رسلمانیا را به دست میآورد. این رویداد هیجانانگیز که توسط کمپانی WWE تولید میشود، همیشه با حضور بزرگترین ستارههای این ورزش مانند جان سینا، رندی اورتون، دِ راک و بسیاری دیگر همراه است و لحظات به یاد ماندنی و غافلگیریهای زیادی را برای هواداران به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: **War** فیلم اکشن هندی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی سیدهارث آناند است که هریک دوسانجه و تایگر شروف در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. داستان این فیلم حول محور کاپیتان خالد (هریک دوسانجه)، مأمور برجسته سازمان تحقیقات و تحلیل RAW هند، میچرخد که برای متوقف کردن یک تروریست بینالمللی به نام کابیر (تایگر شروف) که زمانی بهترین شاگرد و دوست او بود، مأموریت مییابد. کابیر پس از مدتی ناپدید شدن، به عنوان یک مزدور مرموز ظاهر شده و حملات تروریستی ویرانگری را در سراسر جهان برنامهریزی میکند. خالد باید در یک تعقیب و گریز نفسگیر بینالمللی، گذشته مشترکشان را کاوش کند و حقیقت پشت خیانت کابیر را کشف کند، در حالی که در یک بازی مرگبار جاسوسی و فریب گرفتار شده است. این فیلم با صحنههای اکشن خیرهکننده، تعقیب و گریزهای پرسرعت و جلوههای بصری تماشایی، یکی از پرهزینهترین و پرفروشترین فیلمهای بالیوود در سال ۲۰۱۹ محسوب میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان در دسترس نیست. لطفاً اطلاعات کاملتری از جمله سال تولید، کارگردان، بازیگران اصلی و خلاصه داستان فیلم را ارائه دهید تا بتوانم محتوای دقیق و مطابق با الگو تولید کنم.
خلاصه داستان: فیلم اکشن کمدی «ماموریت مخفی» محصول سال ۲۰۱۷ کره جنوبی به کارگردانی کیم سونگ-هون، داستان همکاری غیرمنتظره یک کارآگاه پلیس کره جنوبی به نام کانگ جین-تائه (با بازی هیون بین) را روایت میکند که برای دستگیری یک جنایتکار فراری به نام چا کی-سونگ (با بازی کیم جی-وون) با یک مأمور امنیتی از کره شمالی به نام ریم چول-ریونگ (با بازی یو هه-جین) همکاری میکند. این دو مأمور که از دو نظام کاملاً متفاوت آمدهاند، ابتدا به یکدیگر اعتماد ندارند و دائماً در حال مجادله و رقابت هستند، اما با پیشرفت تحقیقات و مواجهه با تهدیدات مشترک، به تدریج متوجه میشوند که برای رسیدن به هدفشان باید با هم متحد شوند. فیلم با ترکیب جذابی از صحنههای اکشن نفسگیر، تعقیب و گریزهای مهیج و طنز موقعیتمحور، به بررسی تفاوتهای فرهنگی و سیاسی میان دو کره میپردازد و در نهایت نشان میدهد که انسانیت میتواند فراتر از مرزهای ایدئولوژیک، افراد را به هم پیوند دهد. بازی تحسینبرانگیز بازیگران اصلی، بهویژه یو هه-جین در نقش مأمور مصمم و گاهی خشن کره شمالی، و هیون بین در نقش کارآگاه باهوش و شوخ کره جنوبی، به جذابیت فیلم افزوده است.
خلاصه داستان: در دنیای پسا-آخرالزمانی بیابانهای خشک و خشن استرالیا، ماکس راکاتانسکی (با بازی مل گیبسون)، قهرمان سابق پلیس جاده، اکنون به یک ولگرد تنها و شکسته تبدیل شده است. شترها و وسایل نقلیه او توسط یک هواپیمای دزدیده شده به رهبری شخصیتی مرموز به نام جید (با بازی تینا ترنر) ربوده میشوند. تعقیب او را به شهر بیزار، شهری پر از آشوب و قانون که توسط جید اداره میشود، میکشاند. در این شهر، اختلافات از طریق نبردی مرگبار در تاندردوم، گودالی محصور با قوانین خاص، حل و فصل میشوند. ماکس مجبور به مبارزه با غول پیکری به نام مستر انتروپی میشود و در نهایت با کمک پسربچه ای به نام ماستر، از شهر فرار میکند. او به جامعه ای پنهان از کودکان که در واحه ای زندگی میکنند و منتظر نجات دهنده افسانه ای هستند، میپیوندد. ماکس باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد نقش نجات دهنده را بپذیرد و این کودکان را به سوی تمدنی جدید رهبری کند یا به زندگی تنها و بیهدف خود بازگردد. این فیلم در سال ۱۹۸۵ توسط جرج میلر و جرج اوگیلوی کارگردانی شده و سومین قسمت از فرنچایز محبوب «ماد مکس» محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک کارگر استخر شنا در تایلند به نام دیو، شبی پس از بسته شدن مجموعه آبی، برای شنا به استخر اصلی میرود اما متوجه میشود که نردبان خروجی به طور مرموزی ناپدید شده است. او در استخر به دام میافتد و تنها است. با گذشت زمان، کمبود آب، غذا و خواب، او را به مرز جنون میکشد. تنها همدم او سگی است که در اطراف استخر پرسه میزند. او باید برای زنده ماندن و فرار از این تله مرگبار، با تمام توان خود بجنگد و راهی برای نجات پیدا کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ تایلند به کارگردانی پینگ لامپراپانگ و با بازی تسرانون پوتاراکورن است.
خلاصه داستان: «چهره آخر» (The Last Face) فیلمی درام و عاشقانه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی شان پن است. این فیلم با بازی شارلیز ترون در نقش دکتر وِرِن کِیمر، مدیر یک سازمان بشردوستانه بینالمللی، و خاویر باردم در نقش دکتر میگل لئون، یک پزشک داوطلب، روایت میشود. داستان در پسزمینه جنگ داخلی لیبریا و یک بحران انسانی در آفریقا شکل میگیرد، جایی که این دو پزشک در یک اردوگاه پناهندگان با یکدیگر آشنا میشوند. عشق شدید و پرشوری بین آنها شعلهور میشود، اما این رابطه در تقابل با تعهدات حرفهای، خطرات محیطی و مسائل اخلاقی پیچیدهای قرار میگیرد که نجات جان انسانها را به چالش میکشد. فیلم که با انتقادات متفاوتی روبرو شد، تلاش دارد تا پیوند میان عشق شخصی و مسئولیت اجتماعی در مواجهه با فاجعههای انسانی را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، ولفگانگ پترسن کارگردان آلمانی با ساخت فیلم علمی تخیلی «دشمن من» (Enemy Mine) اثری ماندگار در ژانر خود خلق کرد. این فیلم با بازی دنیس کواید در نقش ویلیس دیویدج، خلبان انسان و لوئیس گوست جونیور در نقش جربیسی، سرباز دراگ، روایتگر دشمنی است که به دوستی ناگسستنی بدل میشود. داستان در آیندهای دور و در جریان جنگ ویرانگر میان انسانها و نژادی بیگانه به نام دراگها رخ میدهد. طی یک درگیری هوایی، سفینهی دیویدج و جربیسی در سیارهی غیرقابل سکونت فایگن سقوط میکند. آنها که در زمین مجبور به بقا هستند، ابتدا با خصومت با یکدیگر برخورد میکنند، اما به تدریج و با درک فرهنگ و ارزشهای یکدیگر، پیوندی عمیق و انسانی را تجربه میکنند. این رابطهی فراتر از نژاد و دشمنی، در نهایت سرنوشت هر دو و مفهوم جنگ را زیر سوال میبرد.