خلاصه داستان: خلاصه داستان: گونزو، یک قاتل حرفهای که در کودکی شاهد مرگ مادرش بوده، پس از یک عملیات در کره جنوبی که طی آن دختربچه بیگناهی به نام سارا کشته میشود، دچار عذاب وجدان شدید میگردد. رئیس او، برای پاک کردن ردپاها، به گونزو دستور میدهد که مادر سارا، موگی (چی مین-شیك)، را نیز به قتل برساند. گونزو که نمیتواند بار گناه دیگری را تحمل کند، در عوض تصمیم میگیرد از موگی محافظت کند، زیرا موگی خود درگیر یک پرونده مالی مشکوک و خطرناک است که توسط یک سازمان جنایتکار بینالمللی هدایت میشود. این تصمیم، گونزو را در تقابل مستقیم با سازمان خود و یک مافیای قدرتمند قرار میدهد و او را به یک راهزنجیری از خشونت و انتقام میکشاند تا شاید بتواند کفاره اشتباهات گذشته خود را بدهد. این فیلم اکشن-نئو نوآر محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لی جونگ-بین و با بازی جانگ دونگ-گون، کیم مین-هی و برایان تیچ است.
خلاصه داستان: یک قهرمان غیرمنتظره از دل درد و رنج مردم سر برمیآورد. آرویند ساگار، مردی معمولی که زندگیاش را وقف خانواده کرده، شاهد فساد بیپایان و بیعدالتی در سیستم اداری و پلیس است. وقتی سیستم قانونی در برابر ظلم و ستم ساکت میماند، او هویت جدیدی برای خود میسازد: گبار، یک شبهقهرمان مرموز که با روشهای خودش با فساد مبارزه میکند. با کارگردانی کریشنا دی.کی. و بازی آکشی کومار در نقش اصلی، این فیلم روایتی پر از اکشن و هیجان از عدالتی است که از بیرون قانون اجرا میشود. گبار به سرعت به نمادی برای مردم تبدیل میشود که از سیستم ناامید شدهاند، اما این مسیر پرخطر او را در برابر قدرتمندترین افراد کشور قرار میدهد.
خلاصه داستان: هنگامی که ایندیانا جونز، باستانشناس ماجراجوی افسانهای، توسط دوست و همکار قدیمی خود، پروفسور «اکس» به یک ماجرای جدید کشیده میشود، همه چیز به سرعت پیچیده میگردد. اینبار، هدف یک جمجمه بلورین مرموز است که در اعماق جنگلهای آمازون پنهان شده و ظاهراً قدرتی فراتر از درک بشر دارد. در سال ۲۰۰۸، استیون اسپیلبرگ کارگردان این اثر، هریسون فورد را بار دیگر در نقش دکتر جونز به تصویر میکشد که اینبار باید با نیروهای اتحاد جماهیر شوروی، به رهبری ایرینا اسپالکو (کیت بلانشت)، رقابت کند. جونز به همراه شریک جوان و بیپروای خود، مت «مات» ویلیامز (شایا لابوف)، و معشوقه قدیمی، ماریون ریونوود (کارن آلن)، سفری پرخطر را به آمریکای جنوبی آغاز میکند تا راز جمجمه را فاش کرده و آن را از دست دشمنان خارج کند. آنچه در این سفر کشف میکنند، نه تنها یک شهر گمشده، بلکه حقیقتی شگفتانگیز درباره تمدنهای باستانی و موجوداتی فرازمینی است که میتواند تاریخ بشر را برای همیشه تغییر دهد. این ماجراجویی، دکتر جونز را با گذشتهاش، خانوادهای که هرگز تصورش را نمیکرد و آیندهای که هرگز انتظارش را نداشت، روبرو میسازد.
خلاصه داستان: **D-Day** یک درام پزشکی کرهای محصول سال ۲۰۱۵ است که توسط جانگ یونگ وو کارگردانی شده و کیم جونگ هاک، جونگ سو مین، کیم سانگ هو و ها یون جونگ در نقشهای اصلی ایفای نقش میکنند. این سریال داستان تیم پزشکی بیمارستان ووو را روایت میکند که پس از وقوع یک زلزله ویرانگر در سئول، با شرایط بحرانی و بیسابقهای مواجه میشوند. در این میان، دکتر لی ها جه (کیم جونگ هاک)، جراح اورژانس بااستعدادی که به دلیل گذشتهاش از کار اخراج شده بود، به همراه دکتر جونگ دجو (کیم سانگ هو)، پزشک باهوش اما بیتجربه، و دکتر کانگ جه ریانگ (جونگ سو مین)، متخصص بیهوشی، باید در میان ویرانیها و هرج و مرج به نجات جان قربانیان بپردازند. آنها با چالشهای بیشماری از جمله کمبود تجهیزات پزشکی، قطعی برق و آب، و خطرات ناشی از پسلرزهها روبرو هستند. در این میان، دکتر ها جه باید با گذشته خود و رازهایی که او را به این وضعیت کشانده است، روبرو شود و همزمان تلاش میکند تا با همکارانش، از جمله دکتر جین یی هی (ها یون جونگ)، متخصص زنان و زایمان، همکاری کند تا در این فاجعه بزرگ انسانی، امید را زنده نگه دارند و جان انسانهای بیشتری را نجات دهند. این سریال با ترکیبی از صحنههای هیجانانگیز، درام عاطفی و نمایش شجاعت و فداکاری تیم پزشکی، تصویری قدرتمند از انسانیت در مواجهه با بحران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۷۵۷ و در اوج جنگهای فرانسوی و سرخپوستان، «هاوکی» (با بازی دنیل دی-لوئیس)، فرزندخوانده سفیدپوست آخرین بازمانده قبیله موهیکان به نام «چینگاچگاک» (با بازی راسل مینز)، عاشق «کورا مونرو» (با بازی مَدی استوین)، دختر افسر بریتانیایی میشود. هنگامی که کورا و خواهرش توسط متحدان سرخپوست فرانسوی ربوده میشوند، هاوی و چینگاچگاک و پسرش «آنکاس» (با بازی اریک شوینگ)، آخرین بازماندگان قبیله موهیکان، برای نجات آنها در دل جنگلهای وحشی و خطرناک آمریکای شمالی به تعقیب آنها میروند. این ماجراجویی حماسی که توسط مایکل مان کارگردانی شده، داستانی از عشق، وفاداری و نبرد برای بقا را در پسزمینهای از درگیریهای خونین استعماری روایت میکند و تصویری فراموشنشدنی از آمریکای دوران استعمار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: راج و دورگا صاحب دو پسر به نامهای کاران و ارجن دارند که توسط عموی شرورشان در کودکی کشته میشوند. سالها بعد، این دو برادر با قدرت عشق مادرانه و اعتقاد به سرنوشت، در قالب دو فرد دیگر به نامهای اجی و ویجی متولد میشوند. آنها با وجود زندگی در خانوادههای متفاوت، توسط نیروهای ماورایی به هم پیوند خورده و برای انتقام از قاتل خانوادهشان و احیای عدالت، متحد میشوند. این فیلم محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی راکهش روشن و با بازی درخشان شاهرخ خان، سلمان خان، راکیش روشن و کاجول است که داستانی حماسی از انتقام، عشق و ایمان را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۷۶۴، در منطقه ژئودان فرانسه، وحشتی بیسابقه بر مردم سایه افکنده است. موجودی اسرارآمیز و خونخوار، که به «گرگ ژئودان» معروف شده، شبها به روستاها حمله میکند و قربانیان بیگناه را به طرز فجیعی به قتل میرساند. شاه لوئی پانزدهم، برای پایان دادن به این کابوس، گرگ دو فرونساک، طبیعتگرای جسور و شکارچی حیوانات عجیب، و مانوی، دوست صمیمی و جنگجوی سرخپوست او را مأمور میکند تا این موجود را شکار کنند. گرگ و مانوی به ژئودان میروند و با مخالفتها و اسرار پیچیدهای روبرو میشوند. آنها به زودی درمییابند که این موجود تنها یک حیوان درنده نیست، بلکه بخشی از یک توطئه تاریک سیاسی و مذهبی است که ریشه در قدرت، حرص و جنون دارد. این فیلم حماسی و پررمز و راز، به کارگردانی کریستوف گانز و با بازی ساموئل لو بیهان، مارک داکاسکوس، امیلی دوکن، و ونسان کسل، ترکیبی خیرهکننده از اکشن، وحشت و درام تاریخی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس سرسخت و بیرحمانه شوروی به نام ایوان دانکو (آرنولد شوارتزنگر) برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک روسی به نام ویکتور روستاولی (اد اوتراس) به شیکاگو سفر میکند. در آنجا، او مجبور به همکاری با یک کارآگاه پلیس شیکاگو به نام آرتور ریدزیک (جیمز بلوشی) میشود که رویکردی کاملاً متفاوت و شوخطبع دارد. این دو افسر با وجود اختلافات فرهنگی و روشهای کاری متضاد، باید با هم متحد شوند تا روستاولی را که قصد دارد تجارت مواد مخدر خود را در آمریکا گسترش دهد، به دام بیندازند. در این میان، آنها با مافیا و فساد در نیروی پلیس شیکاگو نیز روبرو میشوند و در نهایت، این همکاری اجباری به دوستی و احترام متقابل تبدیل میشود. این فیلم اکشن محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی والتر هیل است.
خلاصه داستان: شهری باستانی در معرض خطر بزرگترین جنگ تاریخ قرار میگیرد. شاهزاده پاریس، عاشق هلن، ملکه زیبای اسپارتا میشود و او را با خود به تروا میبرد. این کار خشم منلائوس، پادشاه اسپارتا و برادرش آگاممنون را برمیانگیزد. آگاممنون که به دنبال بهانهای برای گسترش قلمرو خود است، ارتشی عظیم از تمام یونان گرد میآورد و به سوی تروا لشکرکشی میکند. در این میان، آشیل، بزرگترین جنگجوی یونان، با وجود نارضایتی از آگاممنون، به امید جاودانه شدن نامش در تاریخ، به جنگ میپیوندد. محاصرهای طولانی و خونین آغاز میشود که سرنوشت تمدنی بزرگ را رقم خواهد زد.
خلاصه داستان: ران، شاهکار آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۸۵، بازخوانی حماسی تراژدی شکسپیر «شاه لیر» در بستر فئودالی ژاپن است. این فیلم با بازی درخشان تاتسویا ناکادای در نقش لرد هیدتورا ایچیمونجی، جنگ سالاری پیر که تصمیم میگیرد قدرت خود را میان سه پسرش تقسیم کند، روایت میشود. اما این تقسیم قدرت به جای ایجاد صلح، موجی از خیانت، جنگهای خونین خانوادگی و ویرانی را به همراه میآورد. کوروساوا با بهرهگیری از تصاویر خیرهکننده و صحنههای نبرد باشکوه، داستانی فراموشنشدنی درباره حرص، قدرت و فروپاشی یک خاندان سامورایی را خلق کرده است.