خلاصه داستان: فیلم ترسناک و روانشناختی «۳ از جهنم» (۲۰۱۹) به کارگردانی راب زامبی، سومین قسمت از سهگانهٔ معروف «خانهٔ ۱۰۰۰ جسد» و «شیطانهای راندهشده» است. در این قسمت، سی-دی اسپالدینگ، بیبی فایرفلای و کاپیتان اسپالدینگ (با بازی سید هیگ، شری مون زامبی و بیل موسلی) پس از به اصطلاح کشته شدن در فیلم قبلی، به شکل معجزهآسایی زنده میمانند و به اتهام قتلعام به زندان میافتند. ده سال بعد، این سه نفر که به افسانههایی در دنیای جنایت تبدیل شدهاند، از زندان فرار میکنند و به مکزیک میگریزند. اما آزادی آنها دوام چندانی ندارد، زیرا خشونت و دیوانگی ذاتیشان دوباره فوران میکند و آنها را درگیر یک سفر خونین دیگر میکند. این فیلم با سبک بصری منحصر به فرد راب زامبی، موسیقی خشن و صحنههای پر از خشونت، داستان سه شخصیت شیطانی را ادامه میدهد که هیچ مرزی برای شرارت نمیشناسند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه روانپریش به نام گوتم، که در لندن زندگی میکند، مدعی است که والدینش در کودکی توسط یک گروه قاچاق انسان به قتل رسیدهاند. او که با توهمات و خاطرات مبهم از آن واقعه دست و پنجه نرم میکند، در تلاش است تا حقیقت را کشف کند. همسر و پسرش، که تنها تکیهگاه او هستند، سعی میکنند به او کمک کنند، اما دشمنان قدرتمند و توطئههای پیچیده، راه را بر او دشوار میکنند. این فیلم اکشن و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۴ هند، به کارگردانی سوکومار و با بازی ماهش بابو در نقش اصلی، مخاطب را در یک سفر پرپیچ و خم از واقعیت و توهم همراهی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «من طرفدار اسب آبی هستم» (I'm for the Hippopotamus) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مائوریتسیو زاکارو است که در آن پائولو کویلیو، نویسنده مشهور برزیلی، در نقش خودش ظاهر میشود. این فیلم کمدی-درام روایتگر داستان پسر نوجوانی به نام لوکا است که در یک مدرسه شبانهروزی در ایتالیا تحصیل میکند و با مشکلات عاطفی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. لوکا که به تازگی مادرش را از دست داده، با پدرش رابطهای سرد دارد و در مدرسه نیز مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او برای فرار از واقعیت، داستانهای تخیلی میسازد و در این مسیر با پائولو کویلیو آشنا میشود که به او کمک میکند تا با استفاده از قدرت کلمات و تخیل، بر مشکلاتش غلبه کند. این فیلم با بازی الکساندرو گاسمان، روبرتو چیروتی و جولیا زورزولی، داستانی الهامبخش درباره قدرت ادبیات و اهمیت امید در زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: استفن استرینج، یک جراح مغز و اعصاب مغرور و موفق، پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک، دستان خود را از دست میدهد و دنیای ثروت و شهرت او فرو میپاشد. در جستجوی درمانی برای بازگرداندن قدرت دستانش، تمام دارایی خود را صرف روشهای درمانی متعارف و غیرمتعارف میکند تا اینکه سرنخهایی او را به کامیا-تاج، مکانی اسرارآمیز در کوههای هیمالیا میکشاند. در آنجا، او با «نادانسته»، یک مرید باستانی، آشنا میشود که به او هنرهای جادویی و استفاده از ابعاد دیگر را آموزش میدهد. استرینج باید خودخواهی را کنار بگذارد و قدرت تازهیافته خود را بیاموزد تا در برابر کائسیلیوس، یک مرید سابق که میخواهد با استفاده از قدرت تاریک، جهان را نابود کند، بایستد و از دنیا محافظت نماید. این فیلم به کارگردانی اسکات دریکسون و با بازی برجسته بندیکت کامبربچ در نقش اصلی، در سال ۲۰۱۶ به روی پرده رفت و دنیای سینمایی مارول را به سوی ابعاد ماوراءالطبیعه گسترش داد.
خلاصه داستان: این فیلم اکشن و جنایی محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی دمیان لیختن اشتاین و با بازی کوین کاستنر، کورت راسل، کورتنی کاکس و کریستین اسلیتر است. داستان حول محور گروهی از سارقان مسلح به رهبری مایکل (کورت راسل) میچرخد که طی یک سرقت بزرگ در یک کازینو در لاس وگاس، خود را به جای الویس پریسلی در میآورند تا توجهات را از خود دور کنند. پس از موفقیت در سرقت، خیانت و حرص و طمع باعث میشود که اعضای گروه علیه یکدیگر شورش کنند و مایکل و همدستش مورفی (کوین کاستنر) درگیر یک فرار پرتنش و پر از خشونت شوند. فیلم با ترکیبی از اکشن خشن، طنای سیاه و موسیقی راک اند رول، داستانی پر از خیانت، انتقام و تعقیب و گریز را روایت میکند که در نهایت به یک رویارویی خونین ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلم پلیسی فرانسوی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی الیویه مارشال که داستان دو افسر پلیس به نامهای دنیل مونیه (با بازی دپاردیو) و لوئیس شینینسکی (با بازی آمل) را روایت میکند. این دو مأمور واحد جرائم سازمانیافته در منطقه ۳۶ پاریس هستند که برای دستگیری یک باند قاچاقچی مواد مخدر خطرناک تحت تعقیب قرار میگیرند. در جریان این مأموریت پیچیده، آنها با فساد درون سازمان پلیس مواجه شده و مجبور به مبارزه نه تنها با جنایتکاران، بلکه با خیانت همکاران خود نیز هستند. فیلم با بازی قدرتمند دپاردیو و فضای تاریک و پرتنش خود، تصویری واقعگرایانه از دنیای زیرزمینی پلیس پاریس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای جک و تایلر که در زندگی با مشکلات مالی و شخصی دست و پنجه نرم میکنند، در یک روز عادی در شهر، شاهد یک سرقت مسلحانه از یک بانک توسط یک گروه خلافکار حرفهای میشوند. در پی این حادثه، آنها به طور اتفاقی کیف پول یکی از سارقان را که حاوی سرنخهای مهمی است، پیدا میکنند. این کشف تصادفی، زندگی آرام آنها را به کلی دگرگون میکند و آنها را وارد دنیای خطرناک جنایتکاران میکند. حالا با گذشت هر ثانیه، زمان برایشان ارزشی حیاتی پیدا میکند. آنها تنها ۷۲ ساعت فرصت دارند تا با استفاده از این اطلاعات، نقشهای برای نجات خود و شاید رسیدن به ثروتی ناگهانی بکشند، اما باید از دست پلیس و جنایتکارانی که به دنبالشان هستند، فرار کنند. در این تعقیب و گریز نفسگیر، وفاداری و دوستی آنها در معرض بزرگترین آزمایش زندگیشان قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک سامورایی بینام و نشان به نام کای در جنگلی دورافتاده زندگی میکند که توسط یک خدای فریبنده شیطانی بزرگ شده است. او توسط ارباب آسانو، حاکم منطقه آکو، به خدمت گرفته میشود و عشق پنهانی به دختر او، میکا، پیدا میکند. زمانی که ارباب آسانو توسط ارباب حیلهگر کیایه در یک توطئه فریبکارانه به مرگ محکوم میشود، ۴۷ رونین وفادار او به رهبری سردسته اوشیو سوکانه قسم میخورند که انتقام ارباب خود را بگیرند، حتی اگر این کار به قیمت جانشان تمام شود. کای که اکنون بخشی از این گروه شده، باید از قدرتهای ماوراءالطبیعه خود برای کمک به رونینها استفاده کند و در نهایت، انتقام خون اربابشان را از کیایه بگیرند.
خلاصه داستان: ژان رنو در نقش شارب، یک گانگستر سابق مارسی که پس از ۱۰ سال دوری از خشونت، زندگی آرامی را با همسر و دو فرزندش میگذراند. اما آرامش او زمانی به پایان میرسد که توسط تونی زکریا، رئیس سابقش که اکنون به یک تاجر ثروتمند تبدیل شده، مورد اصابت ۲۲ گلوله قرار میگیرد. شارب به طرز معجزهآسایی زنده میماند و پس از بهبودی، برای انتقام خونخواهانه برنامهریزی میکند. او با کمک دوستان قدیمی و پلیسی که پروندهاش را پیگیری میکند، وارد جنگ با سازمان مافیایی میشود که روزی عضوی از آن بود. این فیلم اکشن فرانسوی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی ریچارد بری و با بازی ژان رنو، کاد مراد و مارینا فویس است که داستانی از خیانت، انتقام و عدالت را در دنیای زیرزمینی مارسی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم اکشن ۱۲ دور (۱۲ Rounds) محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی رنه هارلین و با بازی جان سینا، آیدان گیلن و اشلی اسکات است. داستان حول محور دنی فیشر، یک کارآگاه پلیس موفق در نیواورلئان میچرخد که پس از دستگیری یک تروریست بینالمللی به نام مایلز جکسون، زندگی آرامی را آغاز میکند. اما یک سال بعد، جکسون به شکلی مرموز از زندان فرار میکند و برای انتقام، نامزد دنی یعنی مالی را میدزدد. جکسون دنی را در یک بازی مخوف ۱۲ مرحلهای قرار میدهد که هر مرحله شامل یک بمبگذاری یا یک موقعیت خطرناک است. دنی باید با پیروی از دستورات پیچیده و حل معماهای سخت، در هر مرحله جان خود و دیگران را نجات دهد و در نهایت به معشوقهاش برسد. این فیلم با صحنههای تعقیب و گریز نفسگیر و اکشنهای خشن، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.