خلاصه داستان: جیرجیرکی به نام کت یک گروه موسیقی را هدایت میکند تا حشرات بیخیال را سرگرم کنند. از طرفی دیگر آنتوانت مورچهای است که در سرزمین او موسیقی ممنوع است و فقط نظم و انضباط و کار سخت اهمیت دارد. در این میان کت و آنتوانت به طور تصادفی با یکدیگر ملاقات کرده و به هم علاقهمند میشوند. اما وقتی آنتوانت توسط ...
خلاصه داستان: کارل فردریکسن با اکراه موافقت می کند که با یک دوست خانم قرار بگذارد، اما مسلماً نمی داند که این روزها یک قرار ملاقات به چه شکلی انجام می شود. داگ که همیشه دوست مفیدی برای او بوده، وارد عمل میشود تا عصبانیتهای کارل قبل از قرار ملاقات را آرام کند و نکات آزمودهشده و واقعی را برای دوستیابی ارائه میکند.
خلاصه داستان: با جان شریدان در سراسر کهکشان سفر کنید زیرا او به طور غیرمنتظرهای خود را در مسیرهای زمانی متعدد و واقعیتهای متناوب در تلاش برای یافتن راه بازگشت به خانه میبیند. در این میان در طول مسیر او با چند چهره آشنا دوباره متحد شده و…
خلاصه داستان: در آپارتمانی که بیشتر به آشغالدونی شبیهه، آکیرا تندو ۲۴ ساله درحال تماشای یک فیلم زامبیای با چشمانی بدون زندگی و پر از حسادته. بعد از اینکه سه سال سخت رو در شرکتی همش از اون سوءاستفاده میکردن، روان اون تیکه و پاره شده. اون حتی جرأت اینکه به همکار زیباش اوتوری عشقش رو اعتراف کنه. اما یک روز اون صاحبخونهش رو میبینه که درحال خوردن ناهاره، و ناهارش یکی دیگه از مستاجرهای اون آپارتمانه! زامبیها مثل...
خلاصه داستان: «ایساکو» هرگز نخواسته بود که نوه رئیس یاکوزا باشد، اما وقتی پدر و مادرش در ۵ سالگی در یک تصادف رانندگی کشته شدند، پدربزرگ گانگسترش او را به خانهاش راه داده و به عنوان بخشی از خانواده بزرگ کرده است. ایساکو پس از سالها طرد شدن از سوی همکلاسیهایش به خاطر روابط خانوادگیاش، بالأخره آماده میشود تا دوران دبیرستان را آغاز کند، زندگیای عادی داشته باشد و حتی شاید عاشق شود… تا اینکه خدمتکار وفادار خانواده و محافظ اختصاصی ایساکو، «اوتو کِیا» ۲۶ ساله، دقیقاً همراه او وارد دبیرستان میشود و قسم میخورد که تحت هر شرایطی از او محافظت کند! حالا او باید با یک سیگاریِ قهار، دست به سلاح و به نوعی فرشتهٔ نجات، دست و پنجه نرم کند و همچنین به دبیرستان برود؟ این بانوی جوان باید چه کار کند؟!
خلاصه داستان: بعد از اینکه بالاخره یک بچه را به فرزندخواندگی گرفتند، خانواده «سونویاما» برای رازی که بزودی پرده از آن برداشته میشد ناآماده بودند. هیتوری پسر بینقصی برای پدر و مادر با محبتش به نظر میآید. او خوشتیپ است، باهوش است و بابت زندگی جدید و مجللش هم شکرگزار است— اما او یک راز بزرگ دارد. هیتوری درواقع دو پسر دوقلو با نام «میگی» و «دالی» هستند که تظاهر میکنند یک نفر اند و پشت هویت مخفیشان، انگیزهای هولناک پنهان شده است.
خلاصه داستان: علیرغم کمبود مهارت های مناسب برای نقشش در تیم تحقیقاتی اداره پلیس مرکزی، «ایشیکی توتومارو» میخواهد معمای قتلها را حل کند و به مردم کمک کند. به توصیه یکی از سنپایهای خود، برای دریافت کمک به سراغ «کامونوهاشی رون» گوشهگیر میرود. ۵ سال پیش، رون آیندهدارترین کارآگاه یک آکادمی ممتاز به نام «آکادمی آموزش کارآگاهی بلو» بود. با این حال به دلایلی...
خلاصه داستان: گرچه برای خوشمشربی و دستاوردهای علمیش مورد تحسین قرار میگرفت، دانشآموز دبیرستانی کیوکو هوری وجه دیگهای از خودش رو پنهان میکرد. با والدینی که اغلب برای کار از خونه دورن، هوری مجبوره از برادر کوچکترش مراقبت کنه و کارای خونه رو انجام بده، براش هیچ فرصتی برای معاشرت جدا از مدرسه باقی نذاشته بودن. در همون حال، ایزومی میامورا به عنوان یه اوتاکوی عینکی متفکر دیده میشه، هرچند در واقعیت اون یه آدم مهربونه که توی درس خوندن بیعرضه است. به علاوه اون نه تا پرسینگ مخفی پشت موهای بلندش و یه تتو در امتداد کمر و شونه چپش داره. خیلی اتفاقی، هوری و میامورا به همدیگه برخورد کردن...
خلاصه داستان: برای دهه ها، بشر با قدرت جادو، هدیه ای از جادوگران به بشر، پرورش یافت. برای آزادسازی انسان ها از آفت جادو، امپراتوری قدرتمند ردیا شکار ظالمانه ای را به منظور پاکسازی جادوگران آغاز کرد. در زمان آغاز شکار، آدونیس تنها بچه ای به شاگردی جادوگر مورد علاقه اش بود. زمانی که او بدست امپراتور هلاک شد، آدونیس سوگند انتقام خورد. با این قدرت غضبناک جادوگر، خون جاری خواهد شد!