خلاصه داستان: در حالی که جنگ جهانی دوم در جریان است، پسری نوجوان به نام ماهیتو با غم از دست دادن مادرش دست و پنجه نرم میکند. در این میان ماهیتو از توکیو به خانه روستایی نامادری جدیدش ناتسکو نقل مکان میکند، زنی که شباهت زیادی به مادرش دارد. حال همانطور که ماهیتو تلاش میکند تا خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، با یک حواصیل خاکستری سخنگو روبرو شده و به دنیایی جادویی قدم میگذارد که…
خلاصه داستان: در پی بالا گرفتن اختلافات میان دوتونها و تون آساها در سرزمین افسانهای تونپور، آدیتیا (آجی دوگان) تصمیم میگیرد برای برقراری صلح و ایجاد دوستی به دن یای انیمیشنها سفر کند اما همه چیز آنطور که به نظر میرسد ساده نیست
خلاصه داستان: اولترامن خیزش؛ انیمیشنی ابرقهرمانی به کارگردانی شانون تیندل است. کن ساتو، یک بازیکن سوپراستار بیسبال، به ژاپن بازمیگردد تا به عنوان آخرین قهرمان، مسئولیت اولترامن را به عهده بگیرد. اما او مجبور میشود که یک هیولای کایجوی نوزاد را که فرزند بزرگترین دشمنش است، به عنوان فرزند خود بزرگ کند…
خلاصه داستان: ایف فیلمی کمدی فانتزی لایو اکشنبه نویسندگی و کارگردانی جان کرازینسکی است. داستان درباره دختر جوانی به نام بی، این توانایی را به دست میآورد که دوستان خیالی افراد را که به اختصار «ایف» (IF: Imaginary Friend) نامیده میشوند، ببیند، که توسط کودکانی که به آنها کمک کرده بودند، اکنون رها شدهاند. بی، سپس متوجه میشود که همسایهاش، کال، نیز همین توانایی را دارد.
خلاصه داستان: راکونی زیرک یک خانواده از حیوانات جنگلی ناهمنوع را گول میزند تا بدهی غذاییاش به یک خرس را، با دستبرد زدن به خانههای انسانها، فراهم کرده و برگرداند و او در این میان چیزهایی هم در مورد خانواده داشتن یاد میگیرد
خلاصه داستان: بتمن، سوپرمن، واندر وومن، فلش و دیگر ابرقهرمانان برای مبارزه با جرم و جنایت و خطرات ماورایی با یکدیگر همکاری می کنند و برای محافظت از دنیا تلاش می کنند و...
خلاصه داستان: خاطرات یک بی عرضه: تب کلبه؛ انیمیشنی کمدی به کارگردانی لوک کورمیکان است. داستان پسری به نام گرگ که بیصبرانه منتظر رسیدن تعطیلات کریسمس و هدیه کنسول بازی است، اما با خانوادهاش در برف گرفتار میشوند و همه چیز به کندی پیش میرود…
خلاصه داستان: داستان این انیمیشن در مورد جادوگر مو قرمزی به نام یاگا است که با یک گربه مخترع و قهوهای شاد در کلبهای در باتلاقهای پادشاهی دور زندگی میکند و جادو انجام میدهد. ام او برای یاد گرفتن جادوی واقعی به کتاب طلسمش نیاز دارد که سالها پیش توسط ساحرهای شروری به سرقت برده شده و حالا سرنوشت به او فرصتی...
خلاصه داستان: اونمیوجی (جنگیر) داستان اونمیوجی معروف «آبه نو سِیمِی» معروف را روایت میکند که با «میناموتو نو هیروماسا»، نجیب زادهی دربار ملاقات کرده و دوست میشود. آنها با کمک یکدیگر از هیان پایتخت کیو در برابر اونمیوجی مخالف دولت، دومان، که مخفیانه در حال توطئه برای مرگ امپراتوری است محافظت میکنند.