خلاصه داستان: فلیو هیچ جنگجوی نیست، فقط یک تاجر ساده با آماری بسیار پایین است- تا اینکه سرنوشت، قدرت های فوق العاده تقلب را باز می کند که می تواند همه چیز را تغییر دهد.
خلاصه داستان: پرسیوال همیشه همراه پدربزرگش در پناهگاهی دور افتاده در بالای ابرها، به نام «انگشت خدایان(گادز فینگر)» زندگی میکرده. با اینکه زندگی سادهش رو دوست داره، اما قلباً عاشق ماجراجویی...
خلاصه داستان: داستان در مورد یک دانش آموز دبیرستان به نام شینتارو توکومیتسو است. او تنها زندگی می کند تا اینکه یک روز دختری به نام تووا به بالکن خانه اش می رسد. تووا نه تنها بسیار خوش رو و شیرین بلکه چیزی متفاوت در مورد او وجود دارد. به نظر می رسد که شینتارو با هم خانه ای جدیدی هیجان انگیز مواجه می شود اما تووا کیست و آیا ماجراهای بامزهای برای آنها رقم خواهد خورد؟
خلاصه داستان: داستان درباره یک خرس قهوهای به نام بوگ است که اهلی شده و برای یک محیط بان کار میکند او با یک گوزن به نام الیوت آشنا شده و همین گوزن زندگی متمدن او را به هم می ریزد طوری که محیطبان مجبور میشود هر دوی آنها را به جنگل بازگرداند و آنها در تلاشی کورکورانه هستند تا از این جنگل فرار کرده و به شهر بازگدند در این میان یک شکارچی به دنبال آنهاست اما آنها با نقشه و با کمک یکدیگر تمام شکارچیان فراری میدهند اما به جنگل عادت کرده و دیگر به شهر باز نمیگردند...
خلاصه داستان: داستان درباره یک خرس قهوهای به نام بوگ است که اهلی شده و برای یک محیط بان کار میکند او با یک گوزن به نام الیوت آشنا شده و همین گوزن زندگی متمدن او را به هم می ریزد طوری که محیطبان مجبور میشود هر دوی آنها را به جنگل بازگرداند و آنها در تلاشی کورکورانه هستند تا از این جنگل فرار کرده و به شهر بازگدند در این میان یک شکارچی به دنبال آنهاست اما آنها با نقشه و با کمک یکدیگر تمام شکارچیان فراری میدهند اما به جنگل عادت کرده و دیگر به شهر باز نمیگردند...
خلاصه داستان: داستان درباره یک خرس قهوهای به نام بوگ است که اهلی شده و برای یک محیط بان کار میکند او با یک گوزن به نام الیوت آشنا شده و همین گوزن زندگی متمدن او را به هم می ریزد طوری که محیطبان مجبور میشود هر دوی آنها را به جنگل بازگرداند و آنها در تلاشی کورکورانه هستند تا از این جنگل فرار کرده و به شهر بازگدند در این میان یک شکارچی به دنبال آنهاست اما آنها با نقشه و با کمک یکدیگر تمام شکارچیان فراری میدهند اما به جنگل عادت کرده و دیگر به شهر باز نمیگردند...
خلاصه داستان: داستان درباره یک خرس قهوهای به نام بوگ است که اهلی شده و برای یک محیط بان کار میکند او با یک گوزن به نام الیوت آشنا شده و همین گوزن زندگی متمدن او را به هم می ریزد طوری که محیطبان مجبور میشود هر دوی آنها را به جنگل بازگرداند و آنها در تلاشی کورکورانه هستند تا از این جنگل فرار کرده و به شهر بازگدند در این میان یک شکارچی به دنبال آنهاست اما آنها با نقشه و با کمک یکدیگر تمام شکارچیان فراری میدهند اما به جنگل عادت کرده و دیگر به شهر باز نمیگردند...
خلاصه داستان: بادشکن؛ انیمهای اکشن ماجراجویی بر اساس مانهوای بادشکن است. هاروکا ساکورا هیچ علاقهای به افراد ضعیف ندارد. او تازه وارد دبیرستان فورین شده است، دبیرستانی از اوباش که فقط به خاطر قدرت دعوایشان شناخته میشوند. قدرتی که برای محافظت از شهرشان در برابر هرکسی که بخواهد به آن صدمه بزند از آن استفاده میکنند. اما هاروکا علاقهای به بودن قهرمان یا بخشی از هرگونه تیمی ندارد. او فقط میخواهد از راه دعوا کردن به بالاترین جایگاه برسد!
خلاصه داستان: ریماروِ خروشان اسم خزندهای است که توسط ساتو میکامی 37 ساله پس از آنکه به دست یه دزد کشته شد و به دنیایی خیالی رفت تصرف شد. حال که از بند زندگی معمولی و یکنواخت پیشین خود رها شده است، ماجراجویی جدید او به عنوان یه خزنده با قابلیتهایی منحصر به فرد و در دنیایی خیالی شروع میشود.