خلاصه داستان: فیلم «مار سفید: شناور» یک انیمیشن کمدی-فانتزی-عاشقانه چینی و سومین قسمت از سهگانه «مار سفید» است که بر اساس افسانه چینی «مار سفید» ساخته شده. داستان درباره شیائوبای (با صداپیشگی ژانگ ژ)، مار سفید اهریمنی، است که پس از ۵۰۰ سال انتظار، شوان (تیانشیانگ یانگ)، تناسخ معشوقش آکسوان، را در پل شکسته پیدا میکند. شیائوبای و خواهرش شیائوچینگ (تانگ شیائوشی) در کوچههای شهر مخفی شده و زندگی شادی با شوان و برادرشوهرش لی گونگفو (ژانگ هه) آغاز میکنند. اما فاهای (لیو کونگ)، راهب بودایی که معتقد است اهریمنها نباید با انسانها باشند، سعی در جدایی آنها دارد و جان شوان را به خطر میاندازد. فیلم با انیمیشن خیرهکننده، صحنههای اکشن مانند نبردهای جادویی، و موسیقی عاشقانه، به موضوعات عشق ممنوعه، وفاداری و تعادل یین و یانگ میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت با داستانهای قبلی، طرح غیرمنسجم، شخصیت شرور یکبعدی فاهای، و پایانبندی که شوان را به دلیل از دست دادن «جوهره زندگی» ضعیف میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۹/۱۰ در IMDb، ۸۰٪ در راتن تومیتوز). طراحی بصری، صداپیشگی ژانگ ژ، و حالوهوای عاشقانه تحسین شدند، اما داستان تکراری و عدم انسجام سهگانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «روباه و خرگوش جنگل را نجات میدهند» (به هلندی: Vos & Haas redden het bos) یک انیمیشن ماجراجویی-درام محصول مشترک هلند، بلژیک و لوکزامبورگ به کارگردانی ماشا هالبرستاد و نویسندگی فابی هولسبوس است که بر اساس مجموعه کتابهای «فوس و هاس و رئیس جنگل» نوشته سیلویا فاندن هیده ساخته شده است. داستان درباره روباه (دن رنتون اسکینر) و خرگوش (ترزا گالاگر)، دو دوست صمیمی، است که در جنگلی با دوستانشان زندگی میکنند. یک روز، آنها متوجه غیبت جغد (جیمی کوین) میشوند و در جستجوی او، دریاچهای عظیم را کشف میکنند که قبلاً وجود نداشته است. این دریاچه نتیجه سد عظیمی است که سگ آبی (الکس کلاسن)، موجودی خودخواه، با کمک دو موش صحرایی ساخته و جریان رودخانه را متوقف کرده است. با بالا آمدن آب و تهدید به سیل، روباه و خرگوش با دوستانشان، از جمله پنگوئن (ایلسه وارینگا)، برای نجات جنگل و یافتن جغد تلاش میکنند. فیلم با انیمیشن سهبعدی شبیه به استاپموشن، آهنگهای شاد، و طنز ساده، به موضوعات دوستی، حفاظت از محیطزیست و همکاری تیمی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود، و دیالوگهای بیشازحد آموزشی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۵ نقد، ۵.۹/۱۰ در IMDb). طراحی بصری، صداپیشگی گالاگر و کوین، و پیام زیستمحیطی تحسین شدند، اما داستان خطی و کمبود جذابیت برای بزرگسالان نقد شدند. فیلم در جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ (بخش Generation Kplus) به نمایش درآمد و نامزد خرس کریستالی شد.
خلاصه داستان: فیلم «وحشیها» (به فرانسوی: Sauvages) یک انیمیشن استاپموشن محصول مشترک سوئیس، فرانسه و بلژیک به کارگردانی کلود باراس است. داستان در جنگلهای بورنئو رخ میدهد و درباره کریا (بابِت دو کاستر)، دختری ۱۱ ساله است که با پدرش، کارگر مزرعه روغن نخل، زندگی میکند. مادر مرحوم کریا از مردم بومی پنان بود، اما او علاقهای به این میراث ندارد. کریا و پدرش یک بچه اورانگوتان به نام اوشی را نجات میدهند. وقتی سلای (مارتین ورسه)، پسرعموی پنان کریا، به دلیل تخریب جنگل توسط شرکتهای چوببری به خانه آنها پناه میآورد، کریا، سلای و اوشی برای نجات جنگل بومی و کشف ریشههای کریا مبارزه میکنند. فیلم با تصاویر خیرهکننده استاپموشن، موسیقی «Tous les Cris les S.O.S» از دانیل بالاوان، و موضوعات زیستمحیطی و ضداستعماری، به مسائل حقوق بومیان و حفاظت از طبیعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و قابلپیشبینی، ریتم کند برای کودکان، و فقدان دیدگاههای نو، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۱۰۰٪ در راتن تومیتوز از ۷ نقد، ۶.۸/۱۰ در IMDb). طراحی بصری، صداپیشگی دو کاستر و ورسه، و پیام زیستمحیطی تحسین شدند، اما داستان خطی و پایانبندی معمولی نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ (بخش مخاطبان جوان) نمایش داده شد و نامزد بهترین انیمیشن و فیلم اروپایی در جوایز فیلم اروپا شد.
خلاصه داستان: فیلم «بتمن و سوپرمن: نبرد پسران فوقالعاده» یک انیمیشن اکشن-ماجراجویی تمام CGI از Warner Bros. Animation است که به کارگردانی مت پترز و نویسندگی جرمی آدامز ساخته شد و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در نیویورک کامیک کان نمایش داده شد و در ۱۸ اکتبر بهصورت دیجیتال و بلوری منتشر شد. داستان درباره جاناتان کنت (جک دیلن گریزر)، پسر ۱۱ ساله کلارک کنت/سوپرمن (تراویس ویلینگهام)، است که در روز تولدش در اسمالویل متوجه میشود پدرش سوپرمن است و خودش نیز قدرتهای فوقالعادهای مانند دید حرارتی دارد. کلارک او را به گاتهام نزد بتمن (تروی بیکر) میبرد تا قدرتهایش بررسی شود. در آنجا، جاناتان با دیمین وین/رابین (جک گریفو)، پسر بتمن که سابقهای بهعنوان قاتل در اتحادیه قاتلان دارد، آشنا میشود. دیمین ابتدا با جاناتان خصومت دارد، اما وقتی استارو، موجود بیگانه انگلمانند که از کریپتون همراه سفینه کال-ال آمده، جاستیس لیگ و تین تایتانها را آلوده میکند، این دو مجبور به همکاری میشوند. داستان با صحنههایی مانند فرار از لویس لین (لورا بیلی) آلودهشده، استفاده از فناوری کریپتونی در قلعه تنهایی، و نبرد نهایی با استارو در واچتاور در حال سقوط، به موضوعات دوستی، بلوغ و روابط پدر و پسر میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، تمرکز بیشازحد بر جاناتان و کمرنگ بودن دیمین، و انیمیشن CGI که گاهی بیشازحد کامپیوتری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۱۰۰٪ در Rotten Tomatoes با ۹ نقد). شیمی بین جاناتان و دیمین، بازی گریزر و بیلی، و لحظات کمدی مانند حضور گاو بتمن تحسین شدند، اما انتخاب استارو بهعنوان شرور تکراری و ریتم کند نیمه اول نقد شدند. فیلم با مدتزمان ۷۹ دقیقه و ردهبندی PG-13، خانوادگی و سرگرمکننده است و بهعنوان اولین انیمیشن تمام CGI دیسی شناخته میشود
خلاصه داستان: فیلم «پرنسس مغرور» یک انیمیشن خانوادگی-کمدی محصول مشترک جمهوری چک، لهستان و اسلواکی به کارگردانی رادک بران و دیوید لیسی است که بازسازی انیمیشنی فیلم زنده کلاسیک چکی ۱۹۵۲ بر اساس افسانه «غرور مجازاتشده» نوشته بژنا نمتسووا است. داستان درباره پادشاه جوان و خوشچهره بنجامین (مارک لامبورا) از پادشاهی خورشید است که به دنبال همسری مناسب است. او شیفته پرتره پرنسس کارولینا (آنا فیالووا) از پادشاهی نیمهشب میشود، اما کارولینا، که مغرور و لوس است، پیشنهاد ازدواج او را رد میکند. بنجامین، با لباس مبدل باغبان، به قلعه کارولینا نفوذ میکند تا قلب او را بهدست آورد. او با کمک پرستار قدیمی پرنسس و یک گل جادویی آوازخوان که ملودی کودکی کارولینا را تکرار میکند، متوجه میشود که کارولینا زمانی مهربان و شاد بود. در همین حال، مشاوران فاسد کارولینا، به رهبری ماکسیموس (آلش پروخازکا)، قصد دارند او را با شاهزادهای ضعیف ازدواج دهند تا قدرت خود را حفظ کنند. بنجامین و کارولینا با ماجراهای پرخطر از قلعه فرار میکنند و در این مسیر به هم نزدیکتر میشوند. فیلم با طنز، موسیقی (مانند آهنگ «Rozvíjej se poupátko»)، و انیمیشن سهبعدی رنگارنگ، به موضوعات عشق، فروتنی و مبارزه با فساد میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه ۱۹۵۲، داستان قابلپیشبینی و کمبود نوآوری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی و طراحی بصری الهامگرفته از مناظر چکی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل بازیگری ضعیف برخی نقشهای فرعی و پایانبندی ساده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «داستان پروانه» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک کانادا و آلمان به کارگردانی سوفی روی و نویسندگی هایدی فوس و لین ساوتسکی است. داستان درباره پاتریک (با صدای منا مسعود)، یک پروانهی مونارک نوجوان و شجاع است که به دلیل بال ناقص نمیتواند پرواز کند، اما مصمم است در مهاجرت سالانه پروانههای مونارک به مکزیک شرکت کند. او همراه با بهترین دوستش مارتی (لوسیندا دیویس)، یک کرم ابریشم بامزه که هنوز به پروانه تبدیل نشده، و جنیفر (تاتیانا ماسلانی)، پروانهای که از ارتفاع میترسد، بهصورت مخفیانه در واگن حمل شیرسپستان سوار میشوند. این گروه در طول سفر با چالشهایی مانند طوفان، پرندگان شکارچی (از جمله گنجشک زرد شرور با صدای ریچارد ام. دامونت)، و موانع انسانی روبهرو میشوند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش تفاوتها، شجاعت، و مسائل زیستمحیطی میپردازد و با طنز و لحظات احساسی همراه است. با این حال، به دلیل داستان ساده، ساختار نامنظم، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «مهاجرت»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی منا مسعود و تاتیانا ماسلانی، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی (از جمله آهنگ «Something Big» از شاون مندز) تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق در شخصیتهای شرور و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «سرکش» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول بریتانیا و قبرس به کارگردانی الکس تسیتسیلین و نویسندگی آنالیسا لابیانکو و جفری اسپنسر است که توسط Magic Frame Animation و Creation Entertainment Media تولید شده است. این فیلم بازنگری مدرنی از داستانهای پریان کلاسیک است و حول مینا (با صدای آلیسون لی روزنفلد)، شاهزادهای سرکش و جسور، میچرخد که برخلاف خواست پدرش (مارک تامپسون)، پادشاه دریا، عاشق رونان (پیتر زاروستیکا)، پسری کتابخوان و نابغه اما غیرجنگجو، میشود. پدر مینا، که به دنبال دامادی قوی مانند روگدای (شبیه گاستون در «دیو و دلبر»)، است، با ازدواج آنها مخالف است. پیش از تصمیمگیری، جادوگری شیطانی به نام کزابور با اژدهایش مینا را میرباید. پادشاه به هر کس که مینا را نجات دهد، قول ازدواج با او را میدهد و رونان، همراه با سه شاهزاده رقیب، در سفری حماسی برای یافتن او به راه میافتد، در حالی که مینا خود با شجاعت در برابر اسیرکنندگانش مقاومت کرده و نقشه فرار جسورانهای میکشد. فیلم به موضوعات استقلال، شجاعت، و به چالش کشیدن کلیشههای جنسیتی میپردازد و با طنز، شوخیهای بصری، و سکانسهای تعقیب و گریز سرگرمکننده است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی سطحی، آهنگهای فراموششدنی، و شباهت به فیلمهایی مانند «شرک» و «افسونشده»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه آبه گلدفارب و پیتر زاروستیکا، و طراحی انیمیشن با بودجه محدود تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری و عدم استفاده کامل از پتانسیل متا مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «اما کوچولو» یک انیمیشن ماجراجویی-خانوادگی محصول مشترک آمریکا، چین، ایرلند و هند به کارگردانی لئو لوئیس لیائو و نویسندگی شان لمب، راجر چن و آلیس بلهارت است. داستان حول اما (با صدای ناتالی گریس)، دختر مینیاتوری که توسط والدین حیوانی بزرگ شده، میچرخد و در دنیایی پر از موجودات غولپیکر به دنبال کشف حقیقت درباره ریشههای انسانی خود است. اما که نمیداند چیست یا از کجا آمده، با دوستانی مانند نیوتن، لاکپشتی نابغه (بار توپاز)، و ادوارد ولف، دانشمندی (تراویس کلوئر) که سعی دارد ثابت کند اما چیزی فراتر از ظاهرش است، همراه میشود. او به جزیرهای مخفی از انسانهای مینیاتوری میرسد، اما این جزیره بهجای یک افسانه رویایی، رازهای نگرانکنندهای درباره گذشتهاش فاش میکند. فیلم به موضوعات هویت، تعلق، و شجاعت میپردازد و با انیمیشن رنگارنگ و طنز سبک، برای مخاطبان خانوادگی طراحی شده است. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «زوتوپیا» و «ابرقهرمانان کوچک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی گریس و کلوئر و جلوههای بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، داستان قابلپیشبینی، و پیچشهای داستانی ضعیف مانند طرح شرورانهای که بهطور کامل توضیح داده نشد، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «گربه شبح آنزو» (به ژاپنی: Bakeneko Anzu-chan) یک انیمیشن خانوادگی-فانتزی ژاپنی-فرانسوی به کارگردانی یوکو کونو و نوبوهیرو یاماشیتا است که بر اساس مانگای تاکاشی ایماشیرو ساخته شده و توسط Shin-Ei Animation و Miyu Productions تولید شده است. داستان حول کارین (نوا گوتو)، دختر ۱۱ سالهای میچرخد که پس از رها شدن توسط پدرش تتسویا (مونتاکا آئوکی)، که از طلبکاران فرار میکند، به معبد سوسهای-جی در حومه ژاپن نزد پدربزرگ راهبش فرستاده میشود. پدربزرگ، آنزو (میرای موریاما)، گربهای غولپیکر، دوپا، سخنگو و تنبل را مأمور مراقبت از کارین میکند. آنزو که بهعنوان کایروپراکتیست کار میکند، موتور میراند و معتاد پاچینکو است، با شخصیت سرسخت کارین درگیر میشود. کارین که با غم مرگ مادرش دستوپنجه نرم میکند، ابتدا با خرابکاری در کارهای آنزو او را به چالش میکشد و با ارواح جنگلی عجیب مانند قورباغه هیولا دوست میشود. آنزو برای جلب اعتماد کارین، بهطور اتفاقی با انما، پادشاه دنیای زیرین، معاملهای میکند که منجر به ماجراجویی پرهیجان در مرز دنیای زندگان و مردگان میشود. فیلم به موضوعات غم، دوستی، و پذیرش میپردازد و با طنز عجیب، انیمیشن روتوسکوپی، و نقاشیهای آبرنگی که یادآور آثار رنوار و مونه است، فضایی سورئال خلق میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، داستان پراکنده، و فقدان توضیح درباره عناصر ماورایی مانند ماهیت آنزو یا طلسم معبد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی بصری تحسین شدند، اما شخصیتپردازی کارین و آنزو به دلیل بیتفاوتی غیرمنطقی کارین به موجودات عجیب و رفتار یکنواخت آنزو نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «الی و قطار شبحآلود» (به آلمانی: Elli - Ungeheuer Geheim) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک آلمان، کانادا و چک به کارگردانی پیت د رایکر، یسپر مولر و ینس مولر است که بر اساس کتابی از کلاوس باومگارت ساخته شده است. داستان حول الی (با صدای دالیا اشمیت-فوس)، روح کوچک بیخانمانی میچرخد که به دنبال یافتن جایی برای تعلق خاطر است. او بهطور اتفاقی به قطار شبحآلودی میرسد که محل زندگی گروهی از هیولاهای عجیب، از جمله یتی مارتا (سوانتیه واشر)، ومپایر وانگروفتی (سانتیاگو زیسمر)، و کنارف فرانکنشتاین (مکس گیرمان) است. الی هنگام جستوجوی عمویش چمبرلین، که ربوده شده، ناخواسته توجه دنیای بیرون را به قطار جلب میکند و باعث به خطر افتادن خانه هیولاها میشود. او با این گروه غیرمعمول متحد میشود تا در مأموریتی پرهیجان، هم قطار را نجات دهد و هم خانوادهای برای خود پیدا کند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش، و حس تعلق میپردازد و با طنز سبک، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی آموری لوران برنیر همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، انیمیشن ساده، و سردرگمی ناشی از تغییر عنوان به «الی و تیم هیولاهایش» در برخی مناطق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه اولیور کالکوفه، و تصاویر بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به انیمیشنهای خانوادگی مانند «هتل ترانسیلوانیا» و کمبود نوآوری در روایت مورد انتقاد قرار گرفت.