خلاصه داستان: در این فیلم، کشیشی جوان و خوشقلب با نام فیلیپو، به دلیل حادثهای در کلیسایش، مجبور میشود به خانهای رفته و در آنجا با یک زن جوان و دخترش آشنا شود. این زن که به تازگی همسرش را از دست داده، با وجود تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی، به فیلیپو کمک میکند تا از وضعیت سخت خود عبور کند و دوباره به زندگی طبیعی بازگردد. در این بین، روابط بین فیلیپو و زن جوان به رویایی عاشقانه تبدیل میشود که باعث تنش در روابط خانوادگی و اجتماعی میشود.
خلاصه داستان: در داستان "شبهای خواهر"، روت، یک زن جوان که تازه ازدواج کرده، با شوهرش وارد یک خانه جدید میشود. او به طور ناگهانی با یک واقعه مرموزی مواجه میشود که باعث تغییر شخصیت او میشود. روت تبدیل به یک شخصیت خطرناک و خشمگین میشود و شروع به انتقامگیری از کسانی میکند که او را آزردهخاطر کردهاند. این فیلم ترسناک و روانشناسی، به دنبال تبدیل شدن یک زن معمولی به یک قاتل خطرناک است.
خلاصه داستان: در سریال Happy's Place، بیو (رئیسجمهور سابق) و پسرش هاپی، مالک مشترک یک رستوران کوچک در تگزاس هستند. پس از مرگ بیو، هاپی متوجه میشود که پدرش یک دختر ناتنی به نام بابی داشته که هم اکنون سهیم در رستوران شده است. این دو خواهر ناتنی که با یکدیگر آشنا نیستند، باید راهی برای اداره مشترک رستوران پیدا کنند و در عین حال به خاطر خاطرات پدرشان به یکدیگر نزدیکتر شوند. سریالی کمدی و درام خانوادگی با نگاهی متفاوت به روابط خانوادگی و چالشهای زندگی روزمره.
خلاصه داستان: بریتانی، یک زن جوان و چاق در نیویورک، تصمیم میگیرد تا زندگیاش را تغییر دهد. او شروع به دویدن میکند و هدفش دویدن در ماراتن نیویورک است. در طول مسیر، او با چالشهای جسمی و عاطفی روبرو میشود و یاد میگیرد که تغییر واقعی از درون آغاز میشود.
خلاصه داستان: مکس، یک دختر جوان که پدرش را در گذشته از دست داده، با دوستانش به یک نمایش ویژه فیلم ترسناک محبوب مادرش در دهه ۱۹۸۰ میلادی میرود. در حین تماشای فیلم، مکس و دوستانش به طور مرموزی وارد دنیای فیلم میشوند و مجبور میشوند با شخصیتهای ترسناک و خطرناک آن مواجه شوند. برای نجات جان خود، آنها باید با کمک یکی از شخصیتهای اصلی فیلم، قاتل روانی را شکست دهند و راهی برای بازگشت به دنیای واقعی پیدا کنند.
خلاصه داستان: در داستان کوتاه "بادکنک قرمز"، یک پسر کوچک در پاریس با یک بادکنک قرمز بیجان دوست میشود که به طور مرموز دنبالاش میکند و به نظر میرسد حسهای خودش را دارد. این دوستی بینظیر در میان خیابانهای شلوغ شهر رخ میدهد و باعث میشود پسرک از نظر همه جا غایب شود و در دنیایی خیالی و رنگارنگ قرار گیرد. با وجود سختیهایی که در راهشان پیش میآید، بادکنک قرمز همیشه کنار پسرک میماند تا سرانجام در یک لحظه جادویی، تمام بادکنکهای شهر برای کمک به دوست کوچکش گرد هم میآیند.
خلاصه داستان: در سریال "عشق در شهر بزرگ"، چندین زوج در شهر بزرگ زندگی میکنند و در حالی که با چالشهای روزمره و مسائل شخصی روبرو هستند، به دنبال عشق و رابطههای معنادار هستند. داستان به دنبال روابط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی این شخصیتها است و نشان میدهد که چگونه عشق در میان شلوغی و استرس زندگی شهری میتواند رشد کند و تغییراتی در زندگی آنها ایجاد کند.
خلاصه داستان: T.S. Spivet یک ده ساله با استعداد در شمال مونتانا زندگی میکند. او اخیراً جایزه بزرگی از مؤسسه سمیتسونیان دریافت کرده است. بدون اینکه به کسی بگوید، برای تحویل جایزه به واشنگتن سفر میکند.
خلاصه داستان: در روز ولنتاین، مجموعهای از افراد زندگی در لس آنجلس با هم پیوند میخورند و روابطشان با یکدیگر در معرض آزمایش قرار میگیرد. این روز عشق و علاقه، باعث میشود خاطرات قدیمی بیدار شوند و احساسات نهفته در قلبها برانگیخته شوند. در این میان، عشق، تنهایی و پیوندهای انسانی به تصویر کشیده میشوند و هر کدام از شخصیتها در پی یافتن معنای واقعی عشق در این روز ویژه هستند.