خلاصه داستان: پیپا لی، زنی در اواسط سیسالگی، پس از انتقال به یک محله سالمندان همراه شوهرش هنری، شروع به تجربه انواع خاطرات و لحظاتی از گذشتهاش میکند که باعث تغییر در زندگیاش میشود. در حالی که سعی میکند خود را با محیط و شوهرش سازگار کند، پیپا به تدریج به دنیای خصوصی و پنهانی خود پی میبرد که باعث میشود روابط و تصمیمات او در حال حاضر را زیر سوال ببرد.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی، راجو، یک سراینده ساده و بیباک، به خاطر شوخیاش با دختری ثروتمند ازدواج میکند و مجبور میشود تا جلوی همسرش و خانوادهاش حقارتها را تحمل کند. با وجود مشکلات، او با هوش و شوخطبعی خود به دنبال حل مسائل و اثبات ارزش خود است.
خلاصه داستان: فیلم «باید بهشت باشد» به کارگردانی ایلیا سلیمان، داستان یک فیلمساز فلسطینی به نام ایلیا را روایت میکند که برای جستجوی حامی مالی برای فیلم جدیدش به پاریس و نیویورک سفر میکند. در این سفر، او با شگفتی و کنکاشی طنزآمیز، تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی این شهرهای بزرگ را مشاهده میکند و به تأمل درباره هویت و تعلق خود میپردازد. سلیمان با نگاه بیطرفانه و کمدی سیاه، نشان میدهد که آیا واقعاً این شهرها بهشتاند یا صرفاً نسخههای دیگری از همان دنیایی هستند که او از آن خسته شده است.
خلاصه داستان: در یک کافه بازیگری در فرانسه، یک زوج همجنسگرا که یکی از آنها مرد و دیگری زن هستند، با ورود پسر جوانشان که قصد دارد با دختری از خانوادهای سنتی ازدواج کند، با چالشهایی مواجه میشوند. آنها تلاش میکنند تا جلوههای خود را تغییر دهند و خانواده داماد آینده را متقاعد کنند که آنها یک خانواده متعارف هستند، در حالی که در پس پرده، زندگی شخصی و روابطشان با یکدیگر به وضوح نمایان میشود.
خلاصه داستان: در سریال "بازی کلیدها"، یک گروه از دوستان به مدت ۱۰ سال با هم زندگی میکنند و تصمیم میگیرند یک بازی خطرناک را آغاز کنند که در آن کلیدهای خانههای یکدیگر را رمزگذاری میکنند و هر کدام باید با شریک جدیدی در خانهای دیگر شب را بگذرانند. این بازی باعث ایجاد تنشهای جنسی و عاطفی میان آنها میشود و روابط آنها را به چالش میکشد. در طول این سفر، هر کدام از شخصیتها با ترسها، آرزوها و رازهایی که مدتها پنهان کردهاند مواجه میشوند و باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند روابط خود را حفظ کنند یا به دنبال تغییر باشند. این سریال به دنبال بررسی موضوعاتی مانند وفاداری، خیانت، عشق و تعادل بین روابط شخصی و جنسی است.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی-ماجراجویی، یک مرد به نام بازیژ دچار سانحهای میشود که باعث از دست رفتن شغل و خانهاش میشود. او به یک گروه عجیب و غریب از افراد پناه میبرد که هر کدام مهارت خاصی دارند. بازیژ با کمک این گروه، نقشهای طنزآمیز و خلاقانه برای انتقام گرفتن از شرکتهای تولید سلاح مرگبار طراحی میکند. با استفاده از ابتکار و هنرکدوری، آنها سعی میکنند این شرکتها را به زانو درآورند و جهانی سالمتر بسازند.
خلاصه داستان: راشل چو، یک استاد اقتصاد در دانشگاه نیویورک، با نیک یانگ، یک دانشجوی معروف، قرار عاشقانه میگیرد. در طول یک سفر به سنگاپور برای حضور در عروسی دوست نیک، راشل متوجه میشود که نیک در واقع از یک خانواده بسیار ثروتمند و قدرتمند است. او با چالشهای فرهنگی و اجتماعی مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند در این دنیای جدید جای گرفته و ارزشهای خود را حفظ کند.
خلاصه داستان: بئت ساباتر (بیتی) یک طراح گرافیک جوان است که پس از رد شدن از سوی رئیسش برای ارتقای شغلی، تصمیم میگیرد با دوستانش به یک شهر کوچک در اسپانیا سفر کند. در این سفر، او با خواهر ناتنیاش، آنا، آشنا میشود و با او رابطهای نزدیک برقرار میکند. بئت همچنین با یک مرد جذاب به نام داوید آشنا میشود و با او عاشق میشود. اما زندگی بئت به هم میخورد وقتی او متوجه میشود که داوید در واقع یک جاسوس است که به دنبال اطلاعاتی از خانوادهاش است.
خلاصه داستان: در آینده نزدیک، جراحی تبدیل به یکی از محبوبترین هنرهای جهان شده است. سینتین و کپوت، دو هنرمند سرشناس، در نمایشهای زنده خود، اعضای جدیدی را که در بدن سینتین رشد کردهاند، برداشت میکنند. اما این هنر در حالی آغاز به گسترش میشود که جراحان دیگری با هدف کشت اعضای انسانها و فروش آنها به بیماران، شروع به قتلهای زنجیرهای میکنند. در این بین، تیم افسر پلیس وارد میشود تا این قاتلان را دستگیر کند. اما آیا او میتواند این کار را انجام دهد؟
خلاصه داستان: رابین و بنیامین دو نفری هستند که تصمیم به ازدواج میگیرند. برای اینکه بتوانند ازدواج کنند، باید تحت آموزش یک کشیش جدی و سختگیر قرار بگیرند. این کشیش با آزمونهای سخت و طنزآمیزی، تلاش میکند تا تعهد آنها به یکدیگر را آزمایش کند و آیا واقعاً آمادهایم برای زندگی مشترک هستند یا خیر.