خلاصه داستان: در داستان «مادر بزرگ»، مادر بزرگ یک زن سالخورده به نام «دوروثی»، پس از مرگ شوهرش، تصمیم میگیرد به تنهایی به یک سفر طولانی برود تا به خاطرات گذشتهاش و رابطهاش با خانوادهاش بیندیشد. در طول این سفر، او با چالشهای زندگی تنها مواجه میشود و به تدریج به درک عمیقی از زندگی، مرگ و ارزش خانواده دست مییابد. این فیلم به دقت به بررسی روابط میان نسلی و تأثیرگذاری خاطرات گذشته بر زندگی فعلی میپردازد.
خلاصه داستان: جان ورس و صموئیل ملنر، دو دوست بیکار و بیهدف، تصمیم میگیرند به ارتش آمریکا بپیوندند تا زندگیشان را دگرگون کنند. در دورهی آموزش سربازی، آنها با چالشهایی روبرو میشوند که هر دو را به سمت رشد و تغییر سوق میدهد. در این بین، جان عاشق خواهر یکی از همتیمیهایش میشود و صموئیل نیز علاقهمندی عجیب به یک شخصیت غیرمنتظره پیدا میکند. با وجود تمسخر شدن توسط سایر سربازان و مربیان، آنها تصمیم میگیرند با استفاده از مهارتهای خاص خود، ارتش را متحیر کنند و نشان دهند که حتی آدمهای بیهدف هم میتوانند تأثیر مثبتی بر جامعه داشته باشند.
خلاصه داستان: در سریال "با تو و باران"، داستان دختری به نام لیلا را دنبال میکند که پس از سالها از شهرش دور بودن، برای مراسم ختم مادرش به آنجا بازمیگردد. در این سفر، او با خاطرات گذشته و روابطی که ترک کرده است مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا آیندهاش را در آن شهر یا جایی دیگر بسازد. باران، نمادی از پاک شدن و آغاز تازه، در طول داستان نقش مهمی را ایفا میکند.
خلاصه داستان: در فیلم «مداخله»، یک گروه از دوستان صمیمی تصمیم میگیرند برای نجات ازدواج یکی از اعضای گروه، در یک ویلای دورافتاده گرد هم آیند. اما این «مداخله» به زودی به یک سفر پر از افشاگریهای غیرمنتظره، احساسات ناگفته و روابط پیچیده تبدیل میشود. هر کدام از شخصیتها با مشکلات شخصی و رمانتیکی خود دست و پنجه نرم میکنند و این تعطیلات آرام تبدیل به آزمون وفاداری، راستی و دوستی میشود. «مداخله» با لحنی تلختلخ و طنز سیاه، روابط انسانی و آسیبهای پنهان آن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دوست، مارتین و ویثنایل، در دهه ۱۹۶۰ در لندن زندگی میکنند. آنها به دلیل بیکاری و مشکلات مالی به سراغ الکل و مواد مخدر میروند. با هدف فرار از شرایط سخت زندگی شهری، آنها تصمیم میگیرند به منزل عموی ویثنایل در روستا بروند. اما آرامش و آسایش مورد انتظار در روستا به سرعت از بین میرود و آنها با مشکلات جدیدی از جمله بارش باران سخت، عدم آشنایی با روستاییان و کمبود مواد غذایی مواجه میشوند. در این بین، مارتین تصمیم میگیرد که زندگی خود را تغییر دهد و به سمت آیندهای بهتر حرکت کند.
خلاصه داستان: در داستان «شیر»، یک شیر بزرگ و قدرتمند در جنگل زندگی میکند. او به عنوان پادشاه جنگل، مسئولیت حفاظت از حیوانات و حفظ توازن طبیعی را بر عهده دارد. اما یک روز، یک گروه شکارچیان به جنگل حمله میکنند و شیر مجبور میشود با آنها مبارزه کند تا جنگل و حیواناتش را از تخریب نجات دهد. در طول این ماجرا، شیر با چالشهای مختلفی روبرو میشود و باید تصمیمات سختی بگیرد تا بتواند مسئولیتهایش را به خوبی انجام دهد.
خلاصه داستان: یک فیلم درام کمدی در سال 2019 به کارگردانی جیمز فرانکو، بر اساس رمانی با همین نام نوشته استیون اِلیان. داستان در دهه 1970 میلادی رخ میدهد و دربارهی یک جوانی به نام ویکر فارینا (بازی جیمز فرانکو) است که به هالیوود میآید و در صنعت سینما مشغول به کار میشود. ویکر، که بدنش را با تتوهایی از چهرههای سینمایی آراسته است، به یک ماشین برش سینمای هالیوود تبدیل میشود و در حین کار با شخصیتهای مختلفی در این صنعت آشنا میشود. او با یک جوان خوشقلق به نام مونیک (سولیل مون فری) دوست میشود و با او رابطهای عاشقانه برقرار میکند. ویکر همچنین با یک بازیگر معروف به نام رک (زیا مامد) و یک کارگردان سرشناس به نام رندال (جک کلمن) آشنا میشود. در طول فیلم، ویکر با چالشهای مختلفی در زندگی شخصی و حرفهای خود مواجه میشود و سعی میکند خود را در دنیای سینمای هالیوود جا بیندازد.
خلاصه داستان: در سه ماه، یک مرد جوان با تشخیص مثبت بودن HIV مواجه میشود و باید در طول سه ماه حمایتی برای مقابله با بیماری و تغییرات زندگیاش را تجربه کند. این سه ماه به یک سفر احساسی و روحی برای او تبدیل میشود که باید با ترس، تنهایی و امید به زندگی جدیدی عادت کند.
خلاصه داستان: در سال 2011، یک فیلم تلویزیونی محصول آمریکا با عنوان "Burn Notice: The Fall of Sam Axe" ساخته شد که به عنوان پیشدرآمدی برای سریال تلویزیونی "Burn Notice" محسوب میشود. این فیلم به داستان سام آکس، یک مأمور سابق نیروی ویژه دریایی آمریکا، میپردازد که در آمریکای جنوبی به دنبال یک ماموریت جدید است. سام باید با یک گروه شورشی محلی همکاری کند تا از یک تهدید خطرناک جلوگیری کند. در طول این سفر، او با چالشهای اخلاقی و جسمانی روبرو میشود و باید تصمیمات سختگیرانهای بگیرد که میتواند سرنوشت او و اطرافیانش را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در یک محله فقیرنشین شلوغ در شهر نیویورک، یک فروشنده سیرکی مرموز، یک ماده سمی به نام "واین آف ذای جینریشن" به بیخانمانها فروخته میشود. این ماده در ظاهر یک شراب ارزان قیمت به نظر میرسد، اما در واقع یک ترکیب شیمیایی خطرناک است که هر کس آن را مصرف کند، به یک موجود ترسناک و خونریزی تبدیل میشود. در حالی که شهر در حال جشن گرفتن سال نو است، این بیخانمانهای آلوده به این ماده، به یک موجود وحشی و خشمگین تبدیل شده و شروع به کشتار و آشوب در خیابانهای شهر میکنند. در این بین، یک گروه از افراد شجاع که خود را به عنوان "مارینز" معرفی میکنند، تصمیم میگیرند تا این خطر مرموز را متوقف کنند و شهر را از این تهدید مرگبار نجات دهند.