خلاصه داستان: فیلم «ایوان بیهمتا» یک درام-فانتزی خانوادگی است که بر اساس رمانی از کاترین اپلگیت ساخته شده و داستان ایوان، گوریلی نقرهپشت را دنبال میکند که در قفسی در یک مرکز خرید کوچک به نام بیگ تاپ مال زندگی میکند. ایوان، که از کودکی توسط مک، صاحب سیرک، بزرگ شده، همراه با حیوانات دیگر مانند استلا، فیل سالخورده، باب، سگ ولگرد، و روبی، بچه فیل تازهوارد، در نمایشهای سیرک اجرا میکند. وقتی ایوان با کمک نقاشیهایش و دوستی با روبی و باب، خاطرات گمشدهاش از زندگی در جنگل را به یاد میآورد، تصمیم میگیرد برای نجات روبی از زندگی در قفس مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند نقاشیهای ایوان روی دیوار قفس، فرار حیوانات، و لحظات احساسی مانند خداحافظی استلا، به موضوعات آزادی، دوستی و خودشناسی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند برای مخاطبان جوانتر و برخی جلوههای CGI غیرواقعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی ستارگان، پیامهای زیستمحیطی و طراحی رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق در شخصیتهای انسانی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مست در لحظه زندگی کن» یک کمدی-درام هندی است که در بمبئی رخ میدهد و داستان وی.اس. کامات، بیوهای تنها را دنبال میکند که زندگیاش با روالهای تکراری پر شده است. وقتی آپارتمان او توسط یک سارق جوان، ناناو، مورد سرقت قرار میگیرد و کامات بیهوش میشود، پلیس به دلیل انزوای او ابراز نگرانی میکند. این حادثه کامات را به جستوجوی ارتباط انسانی وامیدارد و او با پراکاش هاندا، زنی پرجنبوجوش، آشنا میشود. این دو از طریق ماجراهای غیرمنتظره، مانند دزدی از خانههای دیگران و نوشیدن آبجو با هم، دوستی غیرمعمولی شکل میدهند. داستان موازی ناناو و رانی، دختری که درگیر مشکلات مالی و اجتماعی است، به موضوعاتی مانند عشق، بخشش و رهایی از گذشته میپردازد. داستان با صحنههایی مانند ملاقات دوباره کامات و هاندا با ناناو، و لحظات طنزآمیز مانند رقص در مهمانی، به موضوعات دوستی، خودشناسی و پذیرش زندگی با تمام نقصهایش میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهایی، شکافهای روایی و طنز گاه ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۷۶٪ در TMDb). بازیهای جکی شروف و نینا گوپتا، فضای پرجنبوجوش بمبئی و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آرام باش، من از آینده آمدهام» یک کمدی-علمیتخیلی کانادایی است که داستان کسپر، یک مسافر زمان از قرن ۲۲ را دنبال میکند که در تورنتوی امروزی گیر افتاده است. کسپر، با بازی ریس داربی، با ظاهری نامرتب و دانش پیشپاافتاده از آینده، سعی میکند با شرطبندی روی نتایج ورزشی و لاتاری زندگی راحتی بسازد. او با هالی، یک زن سیاهپوست بدبین، دوست میشود و او را در برنامههایش برای کسب پول سریع شریک میکند، غافل از اینکه اقداماتشان آینده را تغییر میدهد. وقتی دوریس، یک مسافر زمان حرفهایتر، برای جلوگیری از یک فاجعه در سال ۲۰۷۰ به دنبال آنها میآید، کسپر و هالی باید تصمیم بگیرند که آیا آیندهای که به خطر انداختهاند ارزش نجات دارد یا خیر. داستان با صحنههایی مانند تلاش کسپر برای متقاعد کردن پرسی، یک هنرمند افسرده، برای خودکشی به روشی خاص برای حفظ آینده، و تعقیبوگریزهای طنزآمیز، به موضوعات سرنوشت، دوستی و اهمیت انتخابهای کوچک میپردازد. با این حال، به دلیل تغییرات شدید لحن بین کمدی و مضامین تاریک مانند خودکشی، و داستان پراکنده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸۰٪ در Rotten Tomatoes و ۵.۴/۱۰ در IMDb). بازیهای داربی و گراهام، طنز عجیب و پیامهای انسانی تحسین شدند، اما فیلمنامه نامتمرکز و کندی ریتم در نیمه دوم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «مندوب» (با عنوان انگلیسی Night Courier) یک کمدی سیاه-جنایی-هیجانانگیز سعودی به کارگردانی و نویسندگی مشترک علی کلثمی در اولین تجربه کارگردانیاش است. داستان درباره فهد القدانی (محمد الدخی)، مردی ۳۰ ساله از طبقه پایین اجتماع در ریاض است که پس از اخراج از کارش در مرکز تماس به دلیل رفتار نادرست با مشتریان، به عنوان پیک شبانه (مندوب) مشغول به کار میشود تا هزینه درمان پدر بیمارش و کمک به خواهر مطلقهاش را تأمین کند. فشار مالی و بیتفاوتی جامعه او را به سمت فعالیتهای غیرقانونی، از جمله قاچاق مشروبات الکلی، سوق میدهد. در این مسیر، فهد با ناصر (محمد الطویان)، سارا (هاجر الشمری) و مها (سارا طیبه) مواجه میشود و در زیرزمین تاریک شهر گرفتار پیشنهاد خطرناکی میشود که میتواند مشکلات مالیاش را حل کند، اما به قیمت به خطر انداختن اصول و سلامت روان شکنندهاش. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده احمد طهون، استفاده هوشمندانه از نور و رنگ، و بازی درخشان الدخی، تصویری زنده از ریاض در حال تحول ارائه میدهد و به موضوعات فشار اجتماعی، طبقات، و مردانگی سمی میپردازد. با وجود موفقیت در گیشه (۶۳۰,۰۰۰ تماشاگر در عربستان)، برخی از کمبود تنش دراماتیک و پایان ساده انتقاد کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «ماویران» (به معنای جنگجوی بزرگ) یک اکشن-کمدی فانتزی تامیلی به کارگردانی مادونه آشوین و تولید شانتالک است. داستان درباره ساتیا (سیواکارتیکیان)، کارتونیست ترسویی است که برای روزنامه تامیلی دینا تی، کمیکاستریپی درباره جنگجویی شجاع به نام ماویران میکشد. او که پس از مرگ پدرش در مبارزه با نظام فاسد، جرئت ایستادگی ندارد، حتی اجازه میدهد یکی از همکارانش اعتبار کارش را بدزدد. نیلا (آدیتی شانکار)، دستیار ویراستار، از او حمایت میکند و رابطه عاشقانهای بینشان شکل میگیرد. ساتیا، مادرش اِشواری (ساریتا) و خواهرش راجی، همراه با همسایگانشان، از زاغه به آپارتمانهای مرتفع دولتی منتقل میشوند، اما این ساختمانها به دلیل فساد وزیر مسکن، جیکودی (میسکین)، ناامن هستند. پس از سقوط از ارتفاع و آسیب مغزی، ساتیا صدای راوی (با صدای ویجی ستوپاتی) را میشنود که مانند کمیکهایش زندگی او را روایت کرده و او را به مبارزه با جیکودی هدایت میکند. این صدا که فقط ساتیا و مخاطبان میشنوند، او را به موقعیتهای خطرناک میکشاند و به قهرمانی تبدیل میکند که ساکنان را نجات میدهد. پارامو (سونیل)، دستیار جیکودی، با فاش کردن این صدا در تلویزیون، سعی میکند ساتیا را بیاعتبار کند. فیلم با طنز هوشمندانه، اکشنهای جذاب با فیلمبرداری موکوبات، موسیقی بهارات سانکار و تمهای شجاعت، عدالت و اتحاد، اثری سرگرمکننده است، اما نیمه دوم به دلیل کلیشههای ژانر ماسالا و پایان قابلپیشبینی کمی ضعیفتر است
خلاصه داستان: فیلم «باربی» یک کمدی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی مشترک او با نوآ بامباک است که بر اساس عروسکهای باربی شرکت متل ساخته شده. داستان درباره باربی (مارگو رابی)، عروسکی که در سرزمین کامل باربیلند زندگی بینقصی دارد، است تا اینکه افکاری درباره مرگ و اضطراب وجودی او را به هم میریزد. باربی با توصیه باربی عجیب (کیت مککینون) به دنیای واقعی سفر میکند تا منبع این افکار را پیدا کند، و کن (رایان گاسلینگ)، که عاشق اوست، همراهش میشود. در لسآنجلس، آنها با دنیای نابرابر انسانها مواجه میشوند و باربی متوجه میشود که دختر جوانی به نام ساشا (آریانا گرینبلات) و مادرش گلوریا (آمریکا فررا)، کارمند متل، در این افکار نقش دارند. وقتی متل، به رهبری مدیرعامل (ویل فرل)، تلاش میکند باربی را به دنیای عروسکها بازگرداند، او با کمک ساشا، گلوریا و کن، که خود درگیر هویتش شده، علیه ساختارهای مردسالارانه متل و باربیلند میشورد. فیلم با طنز هوشمندانه، رنگهای بصری خیرهکننده و موسیقی پرانرژی، به موضوعات هویت، خودآگاهی و فمینیسم میپردازد، هرچند گاهی از تعدد پیامها و داستانهای فرعی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «تولد کیتارو: راز گهگهگه» یک انیمیشن فانتزی-ترسناک است که در ژاپن دهه ۱۹۵۰ رخ میدهد و داستان میزوکی، کارمند بانک خون و کهنهسرباز جنگ، را دنبال میکند که برای عزاداری مرگ رئیس خانواده ریوگا و ماموریتی مخفی به روستای دورافتادهای میرود. او در آنجا با مردی سفیدمو، پدر کیتارو، که به دنبال همسر گمشدهاش است، ملاقات میکند. این دو با هم به بررسی مرگهای عجیب در روستا میپردازند که توسط خانواده ریوگا، تولیدکنندگان داروی مرموز "M" ساختهشده از خون قبیله ارواح، اداره میشود. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشتناک در معبد روستا، رویارویی با موجودات ماورایی مانند کیوکوتسو، و افشای اسرار تاریک خانواده، به موضوعات انتقام، فداکاری و گذشته جنگی ژاپن میپردازد. سایو، زنی که برای تولید وارث زندانی شده، قاتل اصلی است و توکیسادا، رئیس خانواده، از خون ارواح برای جاودانگی استفاده میکند. پایان تلخوشیرین فیلم، نابودی خانواده ریوگا و نجات کیتارو را نشان میدهد، اما با قربانی شدن پدر کیتارو و نابودی روستا همراه است. به دلیل خشونت گرافیکی و داستان پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده، موسیقی متن و فضای نوستالژیک تحسین شدند، اما ریتم تند و پایانبندی سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گربههای اشرافی» یک انیمیشن موزیکال-کمدی است که داستان دوشس، گربهای اشرافی و سه بچهگربهاش، ماری، تولوز و برلیوز را دنبال میکند که در پاریس سال ۱۹۱۰ با مادام آدلاید، صاحب ثروتمندشان زندگی میکنند. هنگامی که مادام تصمیم میگیرد ثروتش را به گربههایش و سپس به خدمتکارش ادگار واگذار کند، ادگار، که از حسادت دیوانه شده، گربهها را با شیر مخدر ربوده و در حومه شهر رها میکند. دوشس و بچههایش با توماس اومالی، یک گربه خیابانی باهوش و خوشصدا، آشنا میشوند که به آنها کمک میکند تا به پاریس بازگردند. آنها در مسیر با گروهی از گربههای جازنواز، سگهای مزرعه و دیگر حیوانات عجیب مواجه میشوند، در حالی که ادگار تلاش میکند از بازگشت آنها جلوگیری کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانی جاز زیر نور ماه و تعقیبوگریز خندهدار با موتورسیکلت ادگار، به موضوعات خانواده، دوستی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، برخی شخصیتهای فرعی کمعمق و طنز گاه قدیمی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن سنتی، آهنگهای شاد مانند «Everybody Wants to Be a Cat» و فضای پاریسی تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» یک درام-کمدی است که در لسآنجلس سال ۱۹۶۹ رخ میدهد و داستان ریک دالتون، بازیگری رو به افول سریالهای وسترن، و کلیف بوث، بدلکار و دوست صمیمیاش را دنبال میکند. ریک که با کاهش محبوبیتش و اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند، تلاش میکند با بازی در نقشهای مکمل و ارتباط با شارون تیت، همسایه جدیدش و ستاره نوظهور هالیوود، و همچنین ماروین شوارتز، تهیهکننده، به حرفهاش جان دوبارهای ببخشد. در همین حال، کلیف با آرامش و مهارتش در موقعیتهای خطرناک، از جمله درگیری با یک هیپی در مزرعه اسپان، کنار ریک میماند. داستان با ارجاع به فرهنگ پاپ دهه ۶۰، مانند برنامههای تلویزیونی و موسیقی، و همچنین اشاره به فرقه مانسون، به موضوعات دوستی، شهرت و نوستالژی هالیوود میپردازد. فیلم با صحنههایی مانند مهمانی در عمارت پلیبوی و رویارویی خشونتبار نهایی، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهای میانی، داستان پراکنده و خشونت بیشازحد در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، بازسازی دهه ۶۰، و دیالوگهای طنزآمیز تحسین شدند، اما طول فیلم و تمرکز بیشازحد روی جزئیات فرهنگی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مهاجرت» یک انیمیشن کمدی-ماجراجویی است که داستان خانوادهای از اردکهای مالارد را دنبال میکند که در برکهای در نیوانگلند زندگی میکنند. مک، پدر بیشازحد محافظهکار خانواده، از ترک برکه و ماجراجویی میترسد، اما پم، مادر خانواده، به همراه فرزندانشان دکس و گوئن، او را متقاعد میکنند تا برای تعطیلات به جامائیکا مهاجرت کنند. در این سفر، آنها با چالشهایی مانند طوفان، گم شدن در نیویورک، و مواجهه با شخصیتهایی مانند ارین، یک حواصیل سالخورده، و چامپ، یک کبوتر خیابانی روبهرو میشوند. داستان با صحنههایی مانند پرواز در آسمانخراشهای نیویورک و کمک حیوانات دیگر، به موضوعات شجاعت، کنار گذاشتن ترسها و اهمیت خانواده میپردازد. با این حال، به دلیل داستان خطی، وجود یک شرور غیرضروری و فقدان عمق در برخی شخصیتها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده با سبک نقاشیمانند، موسیقی متن و طنز خانوادگی تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.