خلاصه داستان: دوپلکس فیلمی در ژانر کمدی به کارگردانی دنی دویتو است. الکس و نانسی وقتی باخبر می شوند که قسمت پایین یک دوپلکس قدیمی خالی شده، هر دو فکر می کنند آن چه را دنبالش بوده اند، یافته اند. اما خیلی زود پی می برند که آپارتمان یک عیب بزرگ دارد که فکرش را نکرده بوده اند: همسایه ی طبقه ی بالاشان، خانم کانلی، زنی مسن است که از زندگی شان جهنمی می سازد...
خلاصه داستان: دو پسرعمو به نامهای دیوید و بنجی که شباهتی به هم ندارند، برای ادای احترام به مادربزرگشان به لهستان سفر میکنند. اما این ماجراجویی زمانی پیچیده میشود که تنشهای قدیمی این دو در حین کاوش در گذشته خانواده، دوباره ظاهر میشود و…
خلاصه داستان: پس از شیش سال تنها بودن . جنگ مین وی تمام علاقه و اشیاقش رو برای قرار گذاشتن از دست داده. اون متخصصی با نام آن ران رو ملاقات میکنه که دیدش رو نسبت به عشق و تمام پیچیدگی هاش تغییر میده. این دوشروع به شناختن احساسات هم میکنند و...
خلاصه داستان: کانگ سو هیون، تهیهکنندهای ماهر، پس از اخراج از کمپانی، تصمیم میگیرد یو جین وو را، که سالها برای آیدل شدن تلاش کرده و ناامید شده است، آموزش دهد. همسر او، شیم جون سوک، خانهدار است و از پسرشان مراقبت می کند؛ او نیز علاقهمند میشود تا به شغل سابق خود بازگردد و به عنوان تهیهکننده برای یو جین وو کار کند…
خلاصه داستان: آیزامبی؛ سریالی آمریکایی در ژانر کمدی-درام جنایی که توسط راب توماس و دایان روگیرو، بر اساس کتاب کامیکی به همین نام به نویسندگی کریس رابرسن و مایکل آلرد ساخته شدهاست. قهرمان سریال شخصی به نام لیو مور است ، او که یک زامبی هستش ، در می یابد با استفاده از توانایی هایش ، می تواند به کارآگاهی به نام کلایو، در حل پرونده های رازآلود کمک کند. اما…
خلاصه داستان: جای تو یا جای من؛ فیلمی کمدی به کارگردانی آلین بروچ مککنا و تهیه کنندگی جیسون بیتمن و بازیگری ریس ویترسپون و اشتون کوچر است. داستان دو دوست است که در نقطه مقابل یکدیگر هستند. این دو تصمیم میگیرند تا خانه و زندگی خود را به مدت یک هفته با یکدیگر عوض کنند…
خلاصه داستان: در آخرین شب سال 1999، دو دانشآموز دبیرستانی تصمیم میگیرند در یک مهمانی شب سال نو شرکت کنند. اما زمانی که ساعت نیمهشب را نشان میدهد، تمام فناوریها زنده شده و علیه بشریت شورش میکنند و…
خلاصه داستان: وقتی که نجات جهان را تمام کردی؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی جسی آیزنبرگ است. زیگی، دانشجوی دبیرستانی، ترانههای محلی را برای کانون هوادارن ستودنی خود برگزار میکند اما…
خلاصه داستان: آل و الکس بعد از پانزده سال زندگی مشترک، به جای اینکه با ناراحتی از هم جدا بشن، تصمیم گرفتن با یه جشن بزرگ این اتفاق رو جشن بگیرن. این کارشون همه رو متعجب کرد.