خلاصه داستان: «تولا» زن يوناني / امريکايي سي و چند ساله، در رستوران يوناني پدر و مادرش در شيکاگو کار مي کند و هنوز مجرد است. تا اين که با مرد ظاهرا بي عيب و نقصي به نام «ايان ميلر» آشنا مي شود که معلم مدرسه است. اين دو خيلي زود دل باخته ي يک ديگر مي شوند. اما دو مشکل وجود دارد: «ايان» اولا يوناني نيست و ثانيا گياهخوار است و اين هر دو مورد، خانواده ي «تولا» را به وحشت مي اندازد.
خلاصه داستان: یک پری گستاخ به نام ویولتا در دنیای انسان ها گم می شود. برای بازگشت به دنیای پریان، او با دختری 12 ساله به نام ماکسی آشنا می شود و با او همکاری می کند و سرنوشت واقعی او را کشف می کند.
خلاصه داستان: مین سو یا سگ خود “رونی” زندگی میکند. او قصد دارد با نامزدش ازدواج کند اما موقعیتی غیرمنتظره باعث می شود تا به ناچار سگش را واگذار کند. او به همراه جین گوک سفری را برای یافتن یک سرپرست برای “رونی” آغاز می کنند…
خلاصه داستان: سونگ جین که در حال آماده شدن برای تست خوانندگی است به خانه جدیدی نقل مکان می کند. در آنجا با صداهای بلند و مزاحم همسایه خود که تنها یک دیوار از هم فاصله دارند روبرو می شود. روزها که می گذرد، آنها ناخواسته زندگی روزمره خود را با یکدیگر به اشتراک می گذراند…
خلاصه داستان: “کوماتسو نانا” به دنبال دوستش “شوجی” به توکیو نقل مکان میکند تا به زندگیای که همیشه رویای آن را داشته، دست یابد. در قطاری که به مقصد توکیو در حرکت است، او “اوساکی نانا” را ملاقات میکند، دختری که خوانندهی یک گروه پانک راک به نام “بلست” است و او نیز عازم توکیوست تا به آرزوی خود برای تبدیل شدن به یک حرفهای دست یابد. پس از رسیدن به توکیو آن دو راه خود را از هم جدا میکنند اما دست سرنوشت دوباره آنها را با یکدیگر روبرو میکند واین دو دختر همنام در توکیو همخانه نیز میشوند. کمکم پیوند دوستی دو “نانا” محکمتر و عمیقتر میشود و در کنار هم با مشکلاتی که در زندگی عاشقانه و کاری آنها بوجود میآید، روبرو میشوند.
خلاصه داستان: بدون احساسات سخت؛ فیلمی کمدی به کارگردانی جین استوپنیتسکی است. جوانی 32 ساله به نام مَدی، یک راننده اوبر است. او به دلیل بدهی مالیاتی با خطر ورشکستگی و از دست دادن خانه مواجه میشود و برای رهایی از این موضوع تصمیم میگیرد تا یک شغل غیر معمول را بپذیرد…
خلاصه داستان: بلیندا؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی دنیز یورالمازر است. زندگی یک بازیگر جوان زمانی که او موافقت میکند تا در یک فیلم تبلیغاتی بازی کند تغییر میکند…
خلاصه داستان: لی چونگ دو که به عنوان پیک در رستوران پدرش کار می کند، شبیه یک پسر معمولی بنظر می رسد که با دوستانش در گیم نت ها و خوردن نوشیندی وقت می گذراند. اما یک رزمی کار فوق العاده است ک به طور اتفاقی با افسر کیم سون مین آشنا می شود. آنها تلاش می کنند تا مجرمان با پابند الکترونیک را زیرنظر بگیرند…