خلاصه داستان: نیکلاس کیج که از نظر مالی در مضیقه قرار دارد, موافقت میکند که در جشن تولد یک فرد میلیاردر، شرکت کند و در ازای آن، مبلغ بسیار زیادی دریافت مینماید. اما مشخص میشود که او جاسوس سازمان CIA بوده و از طرفی دیگر ....
خلاصه داستان: یک خلافکار بد نام به نام درو رینولدز ، توسط پلیس دستگیر میشود و آنها به او پیشنهادی میدهند یا برایشان کار کند و یا بقیه ی عمر خود را در زندان سپری کند که اگر رینولدز موافقت کند ، میتواند یک تیم مخصوص خودش تشکیل دهد و …
خلاصه داستان: یک مولتی میلیونر غیرعادی قراردادی را امضاء میکند که به زندگی اش پایان میدهد. زمانی که او مشغول انتخاب تابوت اش است، با زن جوانی ملاقات میکند که مشابه همان قرار داد را امضاء کرده است و…
خلاصه داستان: خواستگاری؛ فیلمی کمدی به کارگردانی آن فلچر است. ساندرا بولاک و رایان رینولدز از بازیگران اصلی فیلم هستند. داستان فیلم درباره یک ناشر به نام مارگارت تیت است که مدت اعتبار اقامت وی در آمریکا رو به اتمام است و باید هر چه زودتر خاک آمریکا را ترک کند. او به منشی اش اندرو پکستون که از آن بسیار نفرت دارد پیشنهاد بخصوصی میدهد تا بتواند در کشور بماند. اگر اندرو این موضوع را قبول نکند، از کارش اخراج می شود…
خلاصه داستان: قانون شکنان؛ فیلمی اکشن کمدی به کارگردانی تایلر اسپندل و با بازی آدام دیواین، پیرس برازنان، الن بارکین و نینا دوبرو است. داستان درباره مدیر ساده لوح یک بانک به نام اوون است. بانک او در هفته عروسیاش توسط گروهی از تبهکاران بدنام معروف به ارواح راهزن، مورد حمله قرار میگیرد اما…
خلاصه داستان: در سال 1993، نوجوانی به نام کامرون بدلیل اختلالاتی، به مرکز درمانی به نام وعده خدا در منطقهای دوردست فرستاده میشود. در حالی که او در معرض درمان و معالجههای سوالبرانگیز قرار میگیرد، با دیگر ساکنین این مرکز ارتباط برقرار میکند و آنها تصمیم میگیرند تا زمانی که از آن مرکز خلاص شوند، تظاهر به همکاری با برنامه آن مرکز کنند…
خلاصه داستان: داستان فیلم در زمانی رخ میدهد که چارلز دیکنز مشغول نوشتن کتاب بسیار معروف سرود کریسمس هست. این کتاب در کریسمس سال ۱۸۴۳ زمانی که دیکنز نویسندهی نامی شده بود به چاپ رسید و…
خلاصه داستان: ماشین؛ فیلمی اکشن کمدی به کارگردانی پیتر آتنسیو است. مردی به نام برت بیست سال پیش در روسیه به عده ای ناخواسته بدی کرده بود و حالا آن ها به قصد انتقام او و پدرش را می ربایند…