خلاصه داستان: نسخه ایرانی؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی مریم کشاورز و الهام گرفته شده از تجربه زندگی خود اوست. داستان دختری ایرانی آمریکایی به نام لیلا است که میکوشد میان دو فرهنگ متناقض توازن ایجاد کند در حالی که برچسبهای جامعه را جسورانه به چالش میکشد. وقتی خانواده او در نیویورک سیتی با یکدیگر ملاقات میکنند، او سعی میکند زندگی «واقعی» خود را از زندگی خانوادگیاش جدا کند اما…
خلاصه داستان: فیلم «برادران» «The Bros» درباره دو برادر به نام های «لی سوک بونگ» و «لی جو بونگ» است. آن ها بعد از مدت ها دوباره همدیگر را برای مراسم خاکسپاری پدرشان ملاقات می کنند. اما هر دو به جای تلاش برای جمع شدن مجدد خانواده در کنار هم ، به مشکلات فردی خود می پردازند. در این بین طی اتفاقی این دو برادر با ماشین زنی برخورد می کنند که باعث شروع ماجرایی تازه در زندگی آن ها است
خلاصه داستان: دختر مریض؛ فیلمی کمدی به کارگردانی جنیفر کرام و بازیگری نینا دوبرو است. یک دختر جوان به امید اینکه بهترین دوستانش را کنار هم نگه دارد، به دروغ تهدید میکند که به دوستی با آنها پایان خواهد داد اما…
خلاصه داستان: وقتی سه دوست که با هم زندگی می کنند متوجه می شوند که مسیر زندگی خود را دوست ندارند، برای یافتن گنج طلایی که شایعه شده است در کوه مجاور دفن شده است، به راه می افتند.
خلاصه داستان: انیمیشن لئو یک مارمولک 74 ساله به نام لئو و دوست لاکپشتش است که دههها در یک محفظه شیشهای در یک کلاس درس در فلوریدا زندگی میکنند. در این میان زمانی که لئو متوجه میشود تنها یک سال از زندگیاش باقی مانده است، تصمیم میگیرد فرار کرده تا زندگی بیرون از کلاس درس را نیز تجربه کند اما…
خلاصه داستان: لیدی بالرز؛ فیلمی کمدی به کارگردانی جرمی بورینگ است. یک مربی بزرگ سابق، با جمع کردن مجدد اعضای تیم بسکتبال دبیرستان خود، آنها را به چالشی عجیب میکِشانَد…
خلاصه داستان: پس از اینکه یک نفر از اهالی یک جزیره به طور اتفاقی همه جا را نابود می کند، ورودش به دهکده ممنوع می شود. اکنون پس از گذشت هفت سال، او به آنجا باز می گردد تا اوضاع را به حالت اول برگرداند، اما...
خلاصه داستان: یک رابطه خانوادگی؛ فیلمی رمانتیک کمدی به کارگردانی ریچارد لاگراونیس است. روایتگر داستان دختر جوانی به نام زارا با بازی جویی کینگ است که دستیار یک بازیگر مشهور به نام کریس کول با بازی زک افرون است. او به دلیل غرور و تکبر کریس کول از او متنفر است؛ اما همهچیز وقتی برای او بدتر میشود که زارا متوجه میشود که کریس و مادرش عاشق یکدیگر شدهاند…