خلاصه داستان: فیلم جزیره (The Island) داستان پسری به نام لینکلن ۶-ایکو (با بازی ایوان مکگرگور) را روایت میکند که در سال ۲۰۱۹ در یک پناهگاه زیرزمینی زندگی میکند. او و دیگر ساکنان این پناهگاه به این باورند که تنها بازماندگان یک آلودگی زیستمحیطی هستند و تنها امیدشان برای نجات، برنده شدن در قرعهکشی برای انتقال به جزیره است. با این حال، لینکلن پس از مواجهه با یک زن به نام جردن ۲-دلتا (با بازی اسکارلت جوهانسون) و مشاهده ناهنجاریهایی در پناهگاه، متوجه میشود که جزیره در واقع یک مرکز تولید مثل انسان برای برداشت اعضای بدن است. او و جردن برای فرار از این پناهگاه و افشای حقیقت به دنیای بیرون سفر میکنند.
خلاصه داستان: داستان دو مرد میانسال به نامهای بیلی و نیک است که به دلیل بیکاری و ناتوانی در یافتن شغل، تصمیم میگیرند در یک دوره کارآموزی رقابتی در گوگل شرکت کنند. آنها که با تکنولوژی غریبهاند، باید با نسل جوان و رقابتی که در این شرکت حاکم است، همگام شوند و با استفاده از تجربیات خود، ثابت کنند که هنوز هم حرفی برای گفتن دارند.
خلاصه داستان: چارلی چاپلین در سال 1921 با فیلم The Idle Class به کارگردانی خودش، داستانی کمدی و احساسی را روایت میکند. در این فیلم، چارلی چاپلین در دو نقش متفاوت ظاهر میشود: یک ولگرد بیچیز و یک مرد ثروتمند خسته و بیحال. وقتی ولگرد به طور اتفاقی به مهمانی یک ثروتمند راه مییابد، با دختری آشنا میشود که به دنبال فرار از فشارهای خانوادگی است. این ملاقات، زنجیرهای از موقعیتهای خندهدار و در عین حال تاثیرگذار را رقم میزند که در آن ولگرد تلاش میکند تا با دنیای ثروت و تجملات هماهنگ شود و در نهایت منجر به آشتی و تغییراتی در زندگی هر دو شخصیت میشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «ایماژیناریوم دکتر پارناسوس» (The Imaginarium of Doctor Parnassus) به کارگردانی تری گیلیام در سال ۲۰۰۹ ساخته شده است. داستان درباره یک گروه نمایش سیار به رهبری دکتر پارناسوس است که در ازای جاودانگی، روح خود را به شیطان فروخته است. اکنون، برای نجات روح دخترش والنتینا از چنگال شیطان، او با مردی اسرارآمیز به نام تونی معامله میکند. این گروه وارد دنیای خیالانگیز و توهمآمیز «ایماژیناریوم» میشوند، جایی که سرنوشت همه آنها به بازی گرفته میشود و تونی باید با گذشته پنهان خود روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم ایرانی «ایدیوتها» داستان گروهی از جوانان را روایت میکند که در یک آپارتمان قدیمی در تهران زندگی میکنند. آنها با ایجاد یک فرقهی عجیب و غریب و با رهبری یک فرد کاریزماتیک، سعی دارند با انجام آیینهای خاص و رفتارهای غیرعادی، به نوعی رهایی و آزادی درونی دست یابند. اما هرچه جلوتر میروند، مرز بین واقعیت و دیوانگی در هم میآمیزد و این جستجوی آزادی، آنها را به سمت مخمصههای جدید و خطرناکی میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «The Hustle» در سال 2019 داستان دو کلاهبردار حرفهای به نامهای پنی (Anne Hathaway) و جوزفین (Rebel Wilson) را روایت میکند که در جنوب فرانسه فعالیت میکنند. پنی که از روشهای ظریف و لوکس استفاده میکند، ابتدا از همکاری با جوزفین که روشهای خشونتآمیز و سادهای دارد، امتناع میکند. اما وقتی هر دو متوجه میشوند که یک میلیاردر جوان به نام توماس (Alex Sharp) هدف مشترک آنهاست، با هم متحد میشوند تا او را سرکیسه کنند. اما هنگامی که جوزفین به توماس علاقهمند میشود، رقابت بین دو کلاهبردار بالا میگیرد و باعث ایجاد درگیریهای طنزآمیز و پیچشهای داستانی میشود.
خلاصه داستان: در دنبالهی انیمیشن زنگها، کازیمو، ناقوسساز نترس، اکنون در پاریس به همراه اسمرالدا و دوستش پسرک زندگی میکند. اما وقتی یک مسافرخانهدار حیلهگر به نام ساروش، که به دنبال ناقوس گمشدهای است که ثروت زیادی به همراه دارد، به شهر میآید، کازیمو باید بار دیگر شجاعتش را ثابت کند تا هم از خانوادهاش محافظت کند و هم راز ناقوس را فاش سازد.
خلاصه داستان: فیلم در سال ۲۰۱۹ داستان پسری یتیم به نام لوئیس به کار میگیرد که برای زندگی به خانه عمویش میرود و در آنجا متوجه میشود که او و همسایهشان جادوگر هستند و خانهای که در آن زندگی میکنند، دارای ساعتی مرموز است که میتواند زمان را نابود کند.
خلاصه داستان: فیلم «ماجرای نیمروز» داستان چهار دوست به نامهای داگ، استو، فیل و آلن را روایت میکند که برای جشن گرفتن آخرین روز مجردگی داگ، راهی لاسوگاس میشوند. پس از یک شب پر از شادی و خوشگذرانی، آنها صبح روز بعد در اتاقی با یک بچه در حمام و یک ببر در کمد لباس از خواب بیدار میشوند، اما هیچکدام چیزی از شب قبل به یاد نمیآورند. با نزدیک شدن به زمان ازدواج داگ، چهار دوست باید با پیدا کردن سرنخهای پراکنده، مسیر وقایع عجیب آن شب را دنبال کنند تا داگ را برای رسیدن به مراسم عروسیاش به موقع به مقصد برسانند.
خلاصه داستان: فیلم «همسر آرایشگر» داستان مردی به نام آنتوان را روایت میکند که در سال ۱۹۸۳ در یک شهر کوچک فرانسه زندگی میکند. او که در کودکی شاهد رابطه عاطفی عمیق مادرش با یک آرایشگر بود، پس از مرگ مادرش به این شغل علاقهمند میشود و در نهایت با دختری به نام ماتیلد ازدواج میکند. آنتوان با شور و شوق فراوان به شغل آرایشگری میپردازد و زندگی آرام و عاشقانهای را با همسرش میگذراند، اما با گذشت زمان، ترس از تکرار تاریخ و از دست دادن عزیزان، زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد.