خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «مجرمان» (The Outlaws) محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی به کارگردانی کانگ یون سونگ و با بازیگری ما دونگ سوک در نقش لیو سونگ مین، رهبر یک گروه چینی-کرهای است که برای گسترش فعالیتهای غیرقانونی خود وارد محله گریسونگ در بوسان میشود. این فیلم برخورد او با یک کارآگاه سرسخت به نام ما سئوک دو (با بازی سول کیونگ گو) را به تصویر میکشد که برای مقابله با این باند تبهکار وارد عمل میشود. داستان حول محور درگیری این دو گروه و تلاش پلیس برای برقراری نظم و قانون در منطقه میچرخد و با صحنههای اکشن نفسگیر و روایت پرتعلیق خود، تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: بیل موری، یک کارمند ساده فروشگاه ویدیویی در آیووا، برای جشن تولدش به لندن میرود تا با برادر ثروتمندش، جیمز، وقت بگذراند. جیمز که یک جلسه کاری مهم با شرکای تجاری خود دارد، برای اینکه بیل را ساکت نگه دارد، او را در یک بازی نقشآفرینی زنده به نام «نظریه توطئه» ثبتنام میکند و وانمود میکند که تمام ماجرا ساختگی است. اما بیل ناخواسته درگیر یک توطئه واقعی بین المللی میشود که شامل جاسوسی، قتل و یک نقشه ترور است. او با زنی به نام لوری آشنا میشود و تمام اتفاقات خطرناک را بخشی از بازی تخیلی میپندارد و با شهامت و شانس باکرهاش، همه چیز را به هم میریزد و در نهایت نقشههای شرورانه را خنثی میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم کمدی سیاه «قاتل حرفهای» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی ریچارد شپارد و با بازیگری پیرس برازنان، گرگ کینر و هوپ دیویس، داستان جولیان نوبل، یک قاتل حرفهای خسته و افسرده را روایت میکند که در یک سفر کاری به مکزیکوسیتی با دنی میلر، یک فروشنده معمولی و سرشار از مشکلات شخصی و شغلی آشنا میشود. این آشنایی غیرمنتظره، زندگی هر دو را دستخوش تغییرات بزرگی میکند و رابطهای دوستانه و عجیب میان آنها شکل میگیرد. دنی که مجذوب شخصیت مرموز و خطرناک جولیان شده، ناخواسته وارد دنیای تاریک و پرتنش قتلهای قراردادی میشود و در نهایت باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای کمک به این دوست جدید، مرزهای اخلاقی و قانونی زندگی خود را زیر پا بگذارد یا خیر.
خلاصه داستان: فیلم «مترجم» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی سیدنی پولاک و با بازی نیکول کیدمن و شان پن، داستان زنی به نام سیلویا بروم (کیدمن) را روایت میکند که مترجم سازمان ملل متحد در نیویورک است. او که به طور تصادفی مکالمهای را به زبانی نادرست که خود به آن تسلط دارد، میشنود، متوجه نقشه ترور رهبر یک کشور آفریقایی میشود. این کشف او را در مرکز یک توطئه بینالمللی خطرناک قرار میدهد و تی.کِی. کِلر (پن)، مأمور سرویس مخفی، مأمور حفاظت از او و تحقیق در مورد این تهدید میشود. در حالی که اعتماد بین این دو شکل میگیرد، گذشته تاریک سیلویا و انگیزههای واقعی او زیر سؤال میرود و هر دو باید برای جلوگیری از یک فاجعه سیاسی و کشف حقیقت، به یکدیگر اعتماد کنند.
خلاصه داستان: یک زوج شیاد و قاتل زنجیرهای به نام مارتا بک و ریموند فرناندز در دهه ۱۹۴۰ میلادی، با فریب زنان تنها و ثروتمند از طریق آگهیهای دوستیابی، ابتدا پولهای آنها را سرقت کرده و سپس به قتل میرساندند. این فیلم سیاه و مستندگونه به کارگردانی لئونارد کاستل و با بازی شرلی استولر و تونی لوبیانکو، داستان واقعی این زوج مخوف را با نگاهی خشن و بیپرده روایت میکند که در آن عشق بیمارگونه و حرص و طمع، مرزهای اخلاقی را در هم میشکند.
خلاصه داستان: «The Forger» (۲۰۱۴) به کارگردانی فیلیپ مارتین با بازی جان تراولتا، کریستوفر پلامر و تیلور پینچن، داستان ریموند جی. کاتر (تراولتا)، یک دزد حرفهای و هنرمند ماهر در جعل آثار هنری را روایت میکند که برای نجات از زندان، توسط یک باند خلافکار به رهبری کیگان (پلامر) استخدام میشود. کاتر که به تازگی از زندان آزاد شده، در ازای آزادی مشروط، موظف به انجام یک سرقت بزرگ از یک گالری هنری معتبر میشود. او برای تکمیل تیم خود، پسر نوجوانش ویل (پینچن) را که رابطهای پرتنش با او دارد، به خدمت میگیرد. در طول آمادهسازی برای این سرقت پیچیده، کاتر نه تنها باید بر چالشهای فنی جعل یک شاهکار هنری غلبه کند، بلکه باید تلاش کند تا رابطه از دست رفته با پسرش را ترمیم و او را از خطرات این دنیای خلافکارانه دور نگه دارد. این فیلم ترکیبی از هیجان، درام خانوادگی و تعلیق است که در آن عشق پدرانه در برابر وسوسههای دنیای جنایت قرار میگیرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال فرانسوی "جنگل" (The Forest) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی آرنو دوپلسیه و جولین دسپو با بازیگری سامانتا ماتیس، ساموئل لابارت و کلوتیلد هسما است. داستان حول محور ژنویو، معلمی در یک مدرسه کوچک در روستایی آرام در نزدیکی جنگل آردن بلژیک میچرخد. زندگی او با ناپدید شدن مرموز یکی از دانشآموزانش به نام ورونیک به شدت دگرگون میشود. ورونیک در حین گردش مدرسه در جنگل ناپدید میشود و هیچ اثری از او یافت نمیشود. ژنویو که ارتباط عمیقی با این دانشآموز داشت، تصمیم میگیرد شخصاً به تحقیق بپردازد. او به زودی متوجه میشود که جنگل رازهای تاریک و اسرارآمیزی در خود پنهان کرده است و ساکنان محلی نیز هرکدام رازی دارند. همزمان، کارآگاهی به نام گاسپار بکر برای رسیدگی به این پرونده به منطقه اعزام میشود. این سریال با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، مخاطب را در دل اسرار جنگل و رازهای خانوادگی ساکنان روستا غرق میکند و با هر قسمت، لایههای جدیدی از حقیقت آشکار میشود.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشآموزان دبیرستانی مشتاق فیلمسازی در ژاپن دهه ۱۹۹۰، با مردی مرموز و کاریزماتیک به نام جو مورینو آشنا میشوند که ادعا میکند یک کارگردان مشهور است. او به سرعت کنترل گروه را به دست گرفته و آنها را درگیر پروژههای فیلمسازی عجیب و غریب خود میکند. اما به زودی، جو که در واقع یک شیاد حرفهای و روانپریش است، آنها را به دنیای تاریکی از فریب، سوءاستفاده و خشونت میکشد. داستان با الهام از پرونده واقعی قاتل زنجیرهای ژاپنی، فومیئو شیرایاما، به کارگردانی سایون سونو، عمیقتر شده و مرزهای بین واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. جو با دستکاری ذهنها، دانشآموزان را به سوی جنایات هولناکی سوق میدهد و فیلمی که آنها میسازند، به تدریج به یک شاهد وحشتناک از اوج جنون و تباهی تبدیل میشود. این فیلم یک تجربه سینمایی خشن و روانشناختی است که تماشاگر را در جنگلی تاریک از عواطف انسانی گم میکند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «ترس از ۱۳» (۲۰۱۵) به کارگردانی دیوید سینگلتون، روایتگر داستان واقعی نیک یارریس، مردی است که به نادرست به جرم قتل محکوم شده و ۲۱ سال از عمر خود را در سلول انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام گذراند. این فیلم که به شیوهای شاعرانه و عمیقاً انسانی ساخته شده، تنها بر پایه روایت شفاهی یارریس استوار است و هیچ مصاحبهگر یا راوی دیگری در آن حضور ندارد. یارریس با تسلط و فصاحتی خارقالعاده، مخاطب را در دل تاریکترین لحظات زندگیاش میبرد؛ از کودکی پر از رنج و فرار از خانه تا زندگی پر از جرم و جنایت و در نهایت، مواجهه با سیستمی قضایی که او را به اشتباه محکوم میکند. او که در زندان با کتابها و کلمات پناه میگیرد، داستان خود را با چنان جزئیات و صداقتی بازگو میکند که مرز بین واقعیت و افسانه را در هم میآمیزد. «ترس از ۱۳» تنها یک مستند در مورد بیگناهی و اشتباهات قضایی نیست، بلکه تأملی قدرتمند بر قدرت قصهگویی، تابآوری روح انسانی و جستجوی امید در دل ناامیدی است.
خلاصه داستان: مایکل گامبون در نقش آلبرت اسپیکا، دزد خشن و بیرحمی است که یک رستوران مجلل را اداره میکند و همراه با همسرش جورجینا، بازی هلن میرن، و خدمهاش در آنجا زندگی میکند. آلبرت که به دلیل رفتار وحشیانه و غیرقابل پیشبینیاش شهرت دارد، جورجینا را در محیطی سرشار از ترس و تحقیر نگه میدارد. زندگی جورجینا زمانی دگرگون میشود که با مایکل، بازی ریچارد بولینگ، یکی از مشتریان ثابت رستوران که مردی آرام و اهل مطالعه است، آشنا میشود. این آشنایی به سرعت به یک رابطه عاشقانه پرشور تبدیل میشود و آنها با کمک آشپز رستوران، بازی آلن هاوارد، و دیگر کارکنان، لحظات عشقورزی خود را در مکانهای مخفی مختلف در رستوران پنهان میکنند. اما این رابطه پنهانی برای آلبرت که از هرگونه بیاحترامی به سلطهاش به شدت خشمگین میشود، غیرقابل تحمل است و زمانی که از این رابطه باخبر میشود، خشونت او به اوج خود میرسد و انتقامی هولناک را رقم میزند. پیتر گرینوی در سال ۱۹۸۹ این فیلم را با نگاهی نمادین و بصری خیرهکننده کارگردانی کرده است.