خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه بریتانیایی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی جان لندیس، داستان واقعی قاتلان سریالی ادینبورگ در دهه ۱۸۲۰ را روایت میکند. سایمون پگ و اندی سرکیس در نقش ویلیام برک و ویلیام هیر، دو دوست ایرلندی هستند که برای کسب درآمد به قاچاق اجساد برای دانشکده پزشکی روی میآورند. دکتر رابرت ناکس، آناتومیست مشهوری که توسط تام ویلکینسون به تصویر کشیده شده، حاضر است برای اجساد تازه قیمت بالایی بپردازد. با افزایش تقاضا، این دو مرد که در ابتدا تنها اجساد مردگان را میدزدیدند، به قتل افراد زنده روی آورده و کسبوکار خود را گسترش میدهند. در این میان، برک عاشق جینی، بازیگر جوانی که توسط آیلین بارکین نقشآفرینی شده، میشود و این عشق باعث پیچیدهتر شدن ماجراها میگردد. فیلم با ترکیب طنز سیاه و عناصر ترسناک، نگاهی طعنهآمیز به این داستان تاریخی دارد.
خلاصه داستان: یک فیلم هیجانانگیز و معمایی به کارگردانی جان کرولی و با بازی اریک بانا، ربکا هال و جیم برودبنت که در سال ۲۰۱۳ ساخته شد. داستان فیلم حول محور یک حادثه تروریستی مرموز در بازار لندن میچرخد که منجر به دستگیری یک مظنون میشود. کلودیا سیمونز-هاو (ربکا هال)، وکیلی کارکشته، برای دفاع از این مظنون در دادگاهی فوقمحرمانه انتخاب میشود. اما او به زودی متوجه میشود که پرونده پیچیدگیهای زیادی دارد و اطلاعاتی وجود دارد که نباید فاش شود. در همین حال، مارتین رز (اریک بانا)، وکیل دیگری که سابقاً رابطه عاطفی با کلودیا داشته، به عنوان وکیل دادستان منصوب میشود. این دو وکیل که اکنون در دو طرف پرونده قرار دارند، به تدریج درگیر یک توطئه بزرگ دولتی و شبکهای از رازهای تاریک میشوند که امنیت ملی را به خطر انداخته است. فیلم با فضایی پرتنش و دیالوگهای هوشمندانه، مخاطب را به درون سیستم قضایی پیچیده بریتانیا میبرد و نشان میدهد که چگونه حقیقت میتواند قربانی مصلحتهای سیاسی شود. بازی تحسینبرانگیز بانا و هال، همراه با فیلمنامهای دقیق، تماشاگر را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک شکارچی جایزهبگیر خشن و الکلی به نام «بنی» در مکزیک، مأموریت مرگبار و وسوسهانگیزی را میپذیرد: پیدا کردن و بریدن سر «آلفردو گارسیا»، معشوقهی فراری دختر یک ارباب قدرتمند و بیرحم به نام «ال جف». او برای رسیدن به این هدف، با دوستدختر فداکارش «الیتا» همراه میشود و سفری پر از خشونت، خیانت و مرگ را در دل بیابانهای خشن مکزیک آغاز میکند. ساختهٔ سال ۱۹۷۴ سام پکینپا با بازی درخشان وارن اوتس، این فیلم یک وسترن مدرن و خشن است که مرزهای اخلاقی و انسانی را به چالش میکشد و داستانی فراموشنشدنی از حرص، انتقام و فروپاشی انسانیت را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان این سریال جنایی فنلاندی که با نام «بوردرتاون» (Bordertown) شناخته میشود، در سال ۲۰۱۶ به کارگردانی میکه پولولا و با بازی ولری وارینن در نقش کارآگاه کالمی سورونن ساخته شد. این مجموعه داستان کارآگاه نخبه و مبتلا به سندرم آسپرگر را روایت میکند که به همراه خانوادهاش از هلسینکی به شهر کوچک لپیرانتا در مرز روسیه نقل مکان میکند. سورونن که در خواندن ذهن مجرمان و حل پیچیدهترین پروندهها استعداد بینظیری دارد، با ورود به این شهر مرزی با پروندههای قتل و جنایات سازمانیافته مواجه میشود که او را درگیر یک بازی مرگبار میکند. این سریال با ترکیب عناصر معمایی، روانشناختی و فضای مرموز منطقه مرزی، یکی از جذابترین آثار جنایی اسکاندیناوی محسوب میشود.
خلاصه داستان: این یک سریال مستند آمریکایی است که در سال ۲۰۱۴ توسط شبکه A&E ساخته شد و زندگی واقعی افسران پلیس بوستون را در حین انجام وظیفه به تصویر میکشد. این مجموعه با تمرکز بر بخشهای مختلف پلیس بوستون، از جمله واحدهای ویژه و کارآگاهان، روایتی صریح و بیپرده از چالشها، خطرات و لحظات انسانی این شغل را ارائه میدهد. دوربینها به طور مداوم افسران را در تعقیب و گریزها، بازرسیها، دستگیریها و تعاملات روزمره آنها با شهروندان همراهی میکنند و بینشی منحصر به فرد از فرهنگ پلیس بوستون و جوامعی که به آنها خدمت میکنند، ارائه میدهند. این سریال با نمایش داستانهای واقعی از جرایم، حل پروندهها و تلاش برای برقراری امنیت در یکی از تاریخیترین شهرهای آمریکا، مخاطب را به قلب زندگی پلیسی میبرد.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس سرسخت و بیرحم شوروی به نام ایوان دانکو (آرنولد شوارتزنگر) برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک روسی به نام ویکتور روستاولی (اد اوتروس) به شیکاگو سفر میکند. در آنجا، او مجبور میشود با یک کارآگاه پرحرف و شوخ آمریکایی به نام آرتور ریدزیک (جیمز بلوشی) همکاری کند. این دو مرد که از نظر شخصیتی کاملاً در تضاد هستند، ابتدا با یکدیگر مشکل دارند، اما به تدریج برای متوقف کردن جنایتکار روسی و باندش، به یکدیگر نزدیک میشوند و احترام متقابل پیدا میکنند. در این میان، آنها با فساد در نیروی پلیس شیکاگو نیز روبرو میشوند و باید برای رسیدن به هدفشان، بر تمام موانع غلبه کنند. این فیلم اکشن در سال ۱۹۸۸ توسط والتر هیل کارگردانی شده و در کنار شوارتزنگر و بلوشی، لارنس فیشبورن نیز در آن ایفای نقش کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «ترافیک» محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی استیون سودربرگ، یک درام جنایی چندوجهی است که داستان آن از سه خط روایی به هم پیوسته تشکیل شده است. فیلم که برنده چهار جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (بنیکو دل تورو) شد، به بررسی جنگ علیه مواد مخدر از زوایای مختلف میپردازد. داستان با رابرت ویکفیلد (مایکل داگلاس)، قاضی عالی اوهایو آغاز میشود که به تازگی به عنوان «مأمور مبارزه با مواد مخدر» دولت منصوب شده است، در حالی که دختر نوجوانش کارولین (اریکا کریستنسن) به اعتیاد به کراک گرفتار شده است. در خط داستانی دیگر در سن دیگو، دو مأمور پلیس ضد مواد مخدر به نامهای مونتی گوردون (دن کاترال) و ری کاسو (لوئیس گوزمن) در تلاش برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر هستند. در همین حال، در مکزیک، کارآگاه خاویر رودریگز (بنیکو دل تورو) که فردی شرافتمند است، درگیر فساد پلیس و سیاستهای پیچیده مبارزه با مواد مخدر میشود. این سه داستان به تدریج به هم گره میخورند و تصویری تاریک و واقعگرایانه از پیچیدگیها و شکستهای جنگ علیه مواد مخدر را به نمایش میگذارند.
خلاصه داستان: یک قاتل حرفهای کهنهکار و خسته از زندگی، در آستانه بازنشستگی، با یک قرارداد آخر روبرو میشود که او را به سفری خطرناک به قلب اروپا میکشاند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی استیون فریرز و با بازیهای درخشان تیموتی اسپال، تریتا لاو، جان هرت و لورا دل سول است. ماجرا زمانی آغاز میشود که یک گانگستر سابق که علیه همدستانش شهادت داده، تحت محافظت پلیس در یک روستای دورافتاده در اسپانیا زندگی میکند. اما آرامش او با ورود دو قاتل حرفهای انگلیسی به نامهای میکی و ویلیام که مأمور حذف او هستند، به پایان میرسد. آنها او را ربوده و سفری طولانی و پرتنش را به سوی پاریس آغاز میکنند تا او را به رئیسشان تحویل دهند. در طول این سفر، روابط پیچیده و غیرمنتظرهای بین قاتلها و قربانیشان شکل میگیرد و مفاهیمی چون ترس، مرگ، وفاداری و سرنوشت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: **نام فارسی:** تونی
یک کارگر مهاجر ایتالیایی به نام تونی برای کار در معادن سنگآهن به شهر مارسی فرانسه میرود. او با شرایط سخت کار و زندگی در محیطی غریب مواجه است و برای تطبیق با جامعه جدید تلاش میکند. در این مسیر با مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی روبرو میشود و درگیر روابط پیچیده انسانی میگردد. این فیلم که توسط ژان رنوآر کارگردانی شده، به عنوان یکی از نخستین نمونههای سینمای نئورئالیسم ایتالیا شناخته میشود و زندگی طبقه کارگر را با نگاهی واقعگرایانه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی «هدفها» محصول سال ۱۹۶۸ به کارگردانی پیتر باگدانویچ و با بازیگری تیموتی کری و بوریس کارلوف، داستان زندگی یک قاتل حرفهای به نام «بای» را روایت میکند که پس از سالها فعالیت در حرفهاش، تصمیم به بازنشستگی میگیرد. او به همراه همسرش به لسآنجلس نقل مکان میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کند. اما در این شهر، او با یک کارگردان جوان و بلندپرواز به نام «سامی» آشنا میشود که در تلاش است تا در صنعت سینما موفق شود. این آشنایی، مسیر زندگی هر دو را به شکلی غیرمنتظره تغییر میدهد و مرزهای بین واقعیت و توهم را در هم میآمیزد. این فیلم که به عنوان یکی از آثار کلاسیک سینمای نوآر و جنایی شناخته میشود، با نگاهی عمیق به دنیای تاریک جنایت و صنعت سینما، تماشاگر را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.