خلاصه داستان: خلاصه داستان: «سفید داغ» (White Heat) فیلمی نوآر و جنایی محصول سال ۱۹۴۹ به کارگردانی رائول والش است که جیمز کاگنی در نقش کودی جارت، یک رهبر باند جنونآمیز و خطرناک که به مادرش (مارگارت وایچرلی) وابستگی بیمارگونهای دارد، بازی میکند. کودی که از سردردهای شدید رنج میبرد، پس از یک سرقت بزرگ به زندان میافتد، جایی که یک مأمور مخفی FBI (ادموند اوبراین) تلاش میکند به او نزدیک شود. پس از فرار از زندان، کودی نقشه یک سرقت بزرگ دیگر را میکشد، اما جنون و بیاعتمادی او به اطرافیانش، از جمله همسرش ورما (ویرجینیا مایو)، همه چیز را به سوی یک پایان انفجاری و فاجعهبار سوق میدهد. این فیلم به خاطر اجرای قدرتمند کاگنی و صحنه پایانی نمادینش بر فراز یک مخزن نفت در حال انفجار، به عنوان یکی از برترین فیلمهای گانگستری تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: کاپیتان خورشید فیلمی درام و ماجراجویی به کارگردانی نادر تکمیلهمایون و محصول سال ۱۳۶۶ است که با بازی فرامرز قریبیان، پروانه معصومی، جمشید مشایخی و پرویز پورحسینی بر پرده سینماها ظاهر شد. این فیلم روایتگر زندگی مردی به نام خورشید است که به عنوان کاپیتان یک کشتی باری در جنوب ایران فعالیت میکند و با چالشهای متعددی در زندگی شخصی و حرفهای خود روبرو میشود. داستان زمانی شکل جدیتری به خود میگیرد که خورشید متوجه میشود محمولهای که حمل میکند، در واقع مواد مخدر است و او ناخواسته درگیر یک شبکه قاچاق بینالمللی شده است. این کشف او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد که باید بین منافع مالی و مسئولیتهای اخلاقی و انسانی خود یکی را انتخاب کند. کاپیتان خورشید با بهرهگیری از فضای جنوب ایران و نمایش زندگی سخت کارگران بندری، تصویری واقعگرایانه از جامعه آن دوران ارائه میدهد و مخاطب را با چالشهای اخلاقی و تصمیمگیریهای دشوار زندگی آشنا میسازد.
خلاصه داستان: رانویر سینگ (رانویر سینگ)، افسر پلیس جوان و بیپروایی است که در منطقه ای به نام شیموگا خدمت میکند. او که به خاطر رویکرد غیررسمی و گاهی فاسد خود به شغل پلیسی شناخته میشود، در ابتدا تنها به دنبال منافع شخصی و قدرت است. اما زندگی او زمانی دستخوش تحول بزرگی میشود که خواهر خواندهی محبوبش، آیوشی (سارا علی خان)، مورد تجاوز و قتل فجیعی قرار می گیرد. این واقعه قلب رانویر را به درد میآورد و او را بر آن میدارد تا مسیر عدالت را به شیوهی خودش و با استفاده از روشهای غیرمتعارف پیش بگیرد. او که حالا با انگیزهی انتقام و رسیدن به حقیقت شعلهور شده، مصمم میشود تا کل شبکهی فساد و جنایت پشت این ماجرا را نابود کند. در این مسیر، او با یک وکیل ایدهآلیست به نام میترا (سارا علی خان) نیز آشنا میشود که دیدگاههایش زندگی رانویر را بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم اکشن و درام محصول سال ۲۰۱۸ هند، به کارگردانی روهیت شتی و با بازی رانویر سینگ، سارا علی خان و سونیل شتی است.
خلاصه داستان: یک مرد معمولی به نام «جرارد باتلر» که در نقش «ویل اسپنس» ظاهر شده است، زندگی آرامی دارد تا اینکه همسرش «لیزا» (با بازی «جنا دیوان») در یک ایستگاه پمپ بنزین ناپدید میشود. این اتفاق در حالی رخ میدهد که ویل در حال سفر به شهری کوچک برای تحویل دادن همسرش به خانوادهاش است. با ناپدید شدن ناگهانی لیزا، ویل که هیچ سرنخی از محل او ندارد، به تنهایی دست به کار میشود و تمام تلاش خود را برای یافتن همسرش به کار میگیرد. او به سرعت متوجه میشود که این ناپدید شدن یک حادثه ساده نیست و یک شبکه جنایی خطرناک در پشت این ماجرا قرار دارد. ویل که حاضر است برای نجات همسرش هر کاری بکند، وارد یک تعقیب و گریز مرگبار میشود و با افرادی خطرناک روبرو میشود که به هیچ وجه از خشونت ابایی ندارند. این فیلم اکشن و دلهرهآور محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی «برایان گودمن» است و تماشاگر را با یک داستان پرپیچ و خم و پر از تعلیق همراه میکند.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام الکس بک، پس از قتل همسرش مارگو هشت سال در غم از دست دادن او زندگی میکند. اما وقتی دو جسد در نزدیکی محل قتل پیدا میشوند و او ایمیل مرموزی دریافت میکند که نشان میدهد مارگو زنده است، زندگی او دگرگون میشود. حالا الکس که خود به عنوان مظنون اصلی تحت تعقیب پلیس است، باید برای اثبات بیگناهی خود و کشف حقیقت پشت این راز مرموز، دست به هر کاری بزند. این فیلم مهیج فرانسوی به کارگردانی گیوم کنه و با بازی فرانسوا کلوزه، ماری-ژوزه کروز و آندره دوسولیه، تماشاگر را در یک داستان پرپیچوخم و نفسگیر غرق میکند.
خلاصه داستان: فیلم شهر خدا (City of God) محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی فرناندو مایرلس و کاتیا لوند، یکی از شاهکارهای سینمای برزیل است که داستان زندگی در فاولای شهر خدا در ریودوژانیرو را روایت میکند. این فیلم با بازی الکس رودریگز در نقش بوساپه (راوی داستان)، لئوناردو فیگوئیردو در نقش لیته و داگلاس سیلوا در نقش دادینیو کوچولو، زندگی سه نسل از ساکنان این محله فقیرنشین را از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ به تصویر میکشد. داستان حول محور بوساپه میچرخد که به عنوان یک عکاس جوان، شاهد رشد و افول گروههای تبهکاری در محله است و تلاش میکند تا از این چرخه خشونت دور بماند. فیلم به شیوهای مستندگونه و پرانرژی، ماجراهای دارو و دستههای خلافکار، فساد پلیس و تلاش برای بقا در محیطی خشن را به نمایش میگذارد و تصویری تکاندهنده از زندگی واقعی در فاولاهای برزیل ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی، تام و وایولت، در یک فرودگاه بینالمللی بزرگ گیر افتادهاند و تصمیم میگیرند برای گذراندن وقت با هم یک بازی مرموز و خطرناک را آغاز کنند. آنها با مشاهده مسافران و کارکنان فرودگاه، داستانهای پیچیدهای برایشان میسازند و در این میان، تام عاشق زنی مرموز به نام آنکا میشود. اما به تدریج مرز بین واقعیت و خیال محو شده و بازی آنها به ماجرایی ترسناک و مرگبار تبدیل میشود که زندگیشان را برای همیشه تغییر خواهد داد. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی ونسا کاسپر و با بازی جسیکا راث، جورج سیریل کریم و جیمز آروین است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: مستند «آنها او را بیشتر بیآزار صدا زدند» (۲۰۲۴) به کارگردانی پاتریشا ای. گیلمز، پروندهای مرموز از یک مرد ناشناس را بررسی میکند که در سال ۲۰۱۸ در منطقه حفاظتشده فلوریدا با جثهای بسیار لاغر و بدون هیچ مدرک شناسایی پیدا شد. او که در ابتدا توسط جامعه آنلاین به «بیشتر بیآزار» ملقب شد، به سرعت به یک معما در فضای مجازی تبدیل گشت. این فیلم با مصاحبههای گسترده از کارآگاهان، پزشکی قانونی، وبلاگنویسان و کاربران ردیت، تلاش میکند تا هویت واقعی این مرد را آشکار کند و داستان زندگی او را بازگو نماید، در حالی که تأثیر اینترنت و قدرت کارآگاهی جمعی را در حل یک راز واقعی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه افسانهای به نام لامونت کرانستون، که در طول روز به عنوان یک مرد ثروتمند و مرفه اجتماعی ظاهر میشود، اما با فرارسیدن شب، نقابی بر چهره میزند و به «شبح» تبدیل میگردد؛ یک قهرمان مرموز که «ابرهایی در ذهن مردان شرور میپراکند». او با استفاده از قدرت تلقین و نامرئیسازی ذهنی، به جنگ خلافکاران میرود. هنگامی که آخرین بازمانده یک خاندان شرور به نام «شینک» ظهور میکند و قصد دارد با استفاده از یک سلاح اتمی مخفی، شهر را نابود کند، شبح باید تمام تواناییهای خود را به کار گیرد تا او را متوقف کند. در این راه، او با یک روانشناس جوان به نام مارگوت لین همکاری میکند که به طور اتفاقی درگیر این ماجرا شده است. این فیلم محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی راسل مالکاتی و با بازی الک بالدوین در نقش اصلی، داستانی پر از اکشن، رمز و راز و عناصر فانتزی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در بروکلین سال ۱۹۸۸، بابی گرین (خواکین فینیکس) مدیر موفق کلوپ شبانهای است که با خانوادهی پدرخواندهاش، مافیا، در ارتباط است. در مقابل، پدرش، برت گرین (مارک والبرگ)، رئیس پلیس و برادرش، جوزف گرین (رابرت دووال)، از او میخواهند تا در عملیات پلیس علیه مافیا همکاری کند. بابی در ابتدا مقاومت میکند، اما با بالا گرفتن خشونتها و تهدید جان خانوادهاش، مجبور به انتخاب بین وفاداری به دنیای زیرزمینی و تعهد به عدالت میشود. کارگردان جیمز گری در این فیلم جنایی دراماتیک، تضاد بین خانواده، وظیفه و بقا را در پسزمینهی تاریک نیویورک دههی ۸۰ به تصویر میکشد.