خلاصه داستان: دختری به اسم کسی بلیک بعد از مرگ مادرش تو آتش سوزی میره که با مادربزرگش توی شهری زندگی کنه که رمز و راز زیادی با خودش داره جایی که از طریق پسری به اسم آدام میفهمه یه جادوگره و با گروهی از جادوگرا آشنا میشه که هر کدوم نیروهای خاص خودشونو دارن اما با این حال شوکه شده و هیچ چیزیو باور نمیکنه تا اینکه پس از پیدا کردن دفترچه ی خاطرات مادرش به هویت واقعی خودش پی میبره بی خبر از اینکه چه خطراتی در انتظارشه
خلاصه داستان: ومین جون، یک شخصیت تاریخی با قدرتهای خارق العاده است که در دوره چوسان قدیم به کره زمین میآید و برای تحقیقاتش در آنجا، با اتفاقاتی مواجه میشود که نمیتواند به سیاره خودش بازگردد.
از آن زمان تا به حال، دومین جون شغلهای مختلفی داشته است و با تیپهای مختلف در دورههای تاریخی مختلف ظاهر شده است، اما به دلیل قابلیت خاصی که دارد، پیر نشده و همچنان به صورت یک جوان با تیپ جدیدی در دورهی فعلی ظاهر میشود. دومین جون قادر به سرعت زیاد، شنوایی و بینایی خارق العاده، قدرت بدنی بالا و همچنین مهارتهای ماوراء الطبیعه است.
تنها دوست دومین جون، یک وکیل است که چندین سال پیش با او در دوره جوانی آشنا شده و تنها کسی است که میداند دومین جون کیست و چرا پیر نمیشود. البته خیلی جالب است که این آقا بزرگسال به نظر میرسد، در حالی که دومین جون به صورت یک جوان حدود ۳۰ ساله است.
این دوست وکیل، به دومین جون در کارهایش کمک کرده و بارها گواهی جعلی مرگ و هویتهای جدید برای او درست کرده است. داستان از جایی شروع میشود که دومین جون متوجه میشود که تا ۳ ماه دیگر میتواند به سیاره خود بازگردد و برای این منظور، شروع به درست کردن کارهای خود میکند.
خلاصه داستان: دایانا بیشاپ (ترزا پالمر) یک مورخ و البته جادوگر است که به طور اتفاقی به نسخه خطی کتاب سحر شده اَشمول 782 که همه موجودات ماورایی به دنبال آن هستن دسترسی پیدا میکند و تلاش دارد تا معماهای آن را حل کند. فردی مرموز به نام متیو کلیرمونت (متیو گود) به او پیشنهاد کمک میدهد اما دایانا بزودی میفهمد که متیو یک ومپایر است و جادوگران نباید به ومپایرها اعتماد کنند.
خلاصه داستان: یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند…