خلاصه داستان: فیلم «آکوامن و پادشاهی گمشده» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی جیمز وان و دنبالهای بر «آکوامن» (2018) است که بر اساس شخصیت دیسی کامیکس ساخته شده. داستان درباره آرتور کوری (جیسون موموآ)، پادشاه آتلانتیس، است که با همسرش مرا (امبر هرد) و پسر نوزادشان زندگی میکند. وقتی بلک مانتا (یحیی عبدالمتین دوم)، که با نیروی عصای سهشاخه سیاه قدرت گرفته، برای انتقام مرگ پدرش به آتلانتیس حمله میکند، آرتور با برادر زندانیاش اورم (پاتریک ویلسون) متحد میشود. آنها به دنبال آزاد کردن پادشاهی گمشده نکراس، یکی از هفت پادشاهی آتلانتیس، میروند تا عصا را نابود کنند. در این مسیر، با دکتر استفان شین (رندال پارک)، دانشمندی که نکراس را بیدار کرده، و موجودات باستانی مواجه میشوند. آرتور و اورم با کمک آتلانتا (نیکول کیدمن) و نرئوس (دولف لاندگرن)، بلک مانتا را متوقف کرده و صلح را به آتلانتیس بازمیگردانند. فیلم با جلوههای بصری خیرهکننده، اکشنهای زیرآبی و تمهای خانواده، اتحاد و حفاظت از محیط زیست، اثری سرگرمکننده است، هرچند از داستان پیچیده و شخصیتپردازی ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «تایمکرفترز: گنج خلیج دزدان دریایی» یک ماجراجویی خانوادگی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی ریک اسپالا و نویسندگی جفری باتچر و چیپ فریزر است. داستان درباره جاش (کیسی سیمپسون) و دوستانش، بریجت (مککینلی بلهم)، هج (کانر کین) و چیپ (لوکاس جای)، است که هنگام گشتوگذار در ساحل، نقشه گنجی متعلق به دزد دریایی افسانهای، کاپیتان کید، پیدا میکنند. همان روز، گروهی از دزدان دریایی قرن هجدهمی به رهبری جفری پیستول (اریک بالفور)، که از طریق گردابی جادویی به زمان حال سفر کردهاند، سر از همان ساحل درمیآورند و به دنبال همان نقشه هستند. کاپیتان لینچ (مالکوم مکداول)، دزد دریایی خائنی که پیستول او را فریب داده، نیز در تعقیب آنهاست. جاش و دوستانش، با استفاده از ابزارهای مدرن مثل پهپاد و اپلیکیشنها، با دزدان دریایی وارد رقابتی پرهیجان میشوند. در این میان، ویکتوریا (دنیس ریچاردز)، مادر جاش، که درگیر اجرای یک نمایش تئاتر محلی و کنار آمدن با مرگ همسرش است، و پروفسور رتکلیف (لو تمپل)، دانشمندی با نیتهای مشکوک، داستان را پیچیدهتر میکنند. فیلم با فضای ماجراجویانه، طنز کودکانه و تمهای دوستی و کار تیمی، برای کودکان جذاب است، اما داستان شلوغ، جلوههای ویژه ضعیف و شباهت به «گونیز» از نقاط ضعف آن هستند
خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «مار سفید: شناور» یک انیمیشن کمدی-فانتزی-عاشقانه چینی و سومین قسمت از سهگانه «مار سفید» است که بر اساس افسانه چینی «مار سفید» ساخته شده. داستان درباره شیائوبای (با صداپیشگی ژانگ ژ)، مار سفید اهریمنی، است که پس از ۵۰۰ سال انتظار، شوان (تیانشیانگ یانگ)، تناسخ معشوقش آکسوان، را در پل شکسته پیدا میکند. شیائوبای و خواهرش شیائوچینگ (تانگ شیائوشی) در کوچههای شهر مخفی شده و زندگی شادی با شوان و برادرشوهرش لی گونگفو (ژانگ هه) آغاز میکنند. اما فاهای (لیو کونگ)، راهب بودایی که معتقد است اهریمنها نباید با انسانها باشند، سعی در جدایی آنها دارد و جان شوان را به خطر میاندازد. فیلم با انیمیشن خیرهکننده، صحنههای اکشن مانند نبردهای جادویی، و موسیقی عاشقانه، به موضوعات عشق ممنوعه، وفاداری و تعادل یین و یانگ میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت با داستانهای قبلی، طرح غیرمنسجم، شخصیت شرور یکبعدی فاهای، و پایانبندی که شوان را به دلیل از دست دادن «جوهره زندگی» ضعیف میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۹/۱۰ در IMDb، ۸۰٪ در راتن تومیتوز). طراحی بصری، صداپیشگی ژانگ ژ، و حالوهوای عاشقانه تحسین شدند، اما داستان تکراری و عدم انسجام سهگانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گارد قدیمی ۲» یک فیلم ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی ویکتوریا ماهونی و نویسندگی گرگ روکا و سارا ال. واکر، بر اساس کمیکهای گرگ روکا و لئاندرو فرناندز است. این فیلم دنبالهای بر «گارد قدیمی» (۲۰۲۰) است و داستان اندی (شارلیز ترون)، رهبر گروهی از جنگجویان نامیرا، را دنبال میکند که شش ماه پس از وقایع فیلم اول، با جو (مروان کنزاری)، نیکی (لوکا مارینلی)، نایل (کیکی لین)، و کاپلی (چیووتل اجیوفور) برای بازیابی یک انبار تسلیحات در اسپلیت همکاری میکند. کوئین (ورونیکا نگو)، همتیمی سابق و معشوقه اندی که قرنها در قفسی آهنین در کف اقیانوس گرفتار بود، توسط دیسکورد (اوما تورمن)، اولین نامیرا و دلال اسلحه مرموز، نجات یافته و به دنبال انتقام از اندی است. اندی و کاپلی با توآ (هنری گلدینگ)، نگهبان تاریخچه نامیراها، در سئول ملاقات میکنند که فاش میکند کتابهایش توسط دیسکورد دزدیده شده است. توآ نظریهای دارد که «آخرین نامیرا» میتواند نامیرایی را سلب یا منتقل کند، که وقتی نایل بهطور تصادفی زخمی به بوکر (ماتیاس شونارتس) وارد میکند و او نامیراییاش را از دست میدهد، تأیید میشود. داستان با نقشه دیسکورد و کوئین برای انفجار تأسیسات هستهای در جنوب تانگرانگ پیچیده میشود که تهدیدی برای میلیونها نفر است. فیلم با صحنههای اکشن مانند مبارزه اندی با شمشیر و آویزان شدن از هلیکوپتر، به موضوعات خیانت، وفاداری، و شکنندگی نامیرایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، پایانبندی ناتمام شبیه یک صخرهنورد (cliffhanger)، کمرنگ شدن مضامین کوئیر فیلم اول، و شخصیتپردازی ضعیف دیسکورد، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی شارلیز ترون و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان انسجام و ریتم کند نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «واداکان» یک تریلر ماوراءالطبیعه مالایالامی به کارگردانی ساجید آ. و نویسندگی اوننی آر. است که توسط Offbeat Studios تولید شده و اولین فیلم از یک سهگانه برنامهریزیشده است. داستان حول رامان پرمالایان (کیشور)، یک محقق ماوراءالطبیعه ساکن هلسینکی، میچرخد که پس از تماس اضطراری از معشوقه سابقش مگا (شروتی منون) به کرالا بازمیگردد تا مرگ مرموز شوهر مگا و گروه فیلمبرداری یک برنامه واقعیتنما در جزیرهای مرموز در برهماگیری را بررسی کند. رامان با کشف ارتباط این مرگها با یک فرقه دراویدی باستانی و آیین تیام (Theyyam)، با موجودی غیرقابل توصیف مواجه میشود. فیلم با الهام از نقاشی «منظرهای با شارون در حال عبور از استیکس» اثر یواخیم پاتنیر، سفری متافیزیکی را به تصویر میکشد و به موضوعاتی مانند ترس، هویت، و تاریخ کاست در آیین تیام میپردازد. فیلم با استفاده از تکنیک «فوتیج یافته» در نیمه اول و صحنههای تیام در پایان، فضایی وهمآلود خلق میکند، اما به دلیل ریتم کند نیمه دوم، فیلمنامه پراکنده، و استفاده سطحی از تیام بهعنوان تزئین بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کیشور و شروتی منون، طراحی صدای رسول پوکوتتی، و فیلمبرداری کیکو ناکاهارا تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهای ترسناک هالیوودی مانند «پروژه جادوگر بلر»، دیالوگهای غیرضروری با الفاظ توهینآمیز، و پایان قابلپیشبینی از صحنه پل نقد شد. برخی شخصیتهای فرعی مانند مرین فیلیپ و گارگی آنانتان به دلیل کلیشهای بودن و فقدان عمق مورد انتقاد قرار گرفتند.
خلاصه داستان: فیلم «کرم شبتاب» یک درام فانتزی فیلیپینی به کارگردانی زیگ مادامبا دولای و نویسندگی آنجلی آتینزا است که در سال ۱۹۹۹ روایت میشود. داستان از دیدگاه تونتون بزرگسال (دینگدونگ دانتس) روایت میشود که به گذشته و کودکی خود بازمیگردد. تونتون ۱۰ ساله (اوئن میکائل)، پسری است که پس از مرگ مادرش الای (الساندا د رسی) بر اثر سرطان سینه، با ترومای ناشی از قلدری همکلاسیها و گذشتهای دردناک با پدر بدسرپرستش (خوانچو تریوینو) دستوپنجه نرم میکند. الای در داستانهای شبانهاش از جزیره افسانهای کرمهای شبتاب در جزیره تیکائو، زادگاهش، برای تونتون تعریف میکرد که آرزوها را برآورده میکند. تونتون، با خاکستر مادرش و دفترچهای حاوی نقاشیهایش از این داستانها، سفری ماجراجویانه برای یافتن جزیره آغاز میکند. او در این مسیر با بیلی (میگل تانفلیک)، پسری که نام «الای» را روی بازویش خالکوبی کرده، لوئی (اپی کویزون)، مردی میانسال که به خانهاش بازمیگردد، و اریکا (ایزابل اورتگا)، دختری که با ادعای خیریه عکس میفروشد، همراه میشود. این گروه پس از اخراج از اتوبوس، با هم به خانه لوئی و همسرش کارمن (یایو آگویلا) میرسند. تونتون در نهایت به تیکائو میرسد، اما متوجه میشود جزیره جادویی خیالی بوده و نمیتواند مادرش را بازگرداند. با این حال، دیدن کرمهای شبتاب در غار، خاطرات مادرش را زنده میکند و او با الهام از این تجربه، کتابی مینویسد که برنده جایزه ملی کتاب کودکان میشود. فیلم به موضوعات عشق مادرانه، غلبه بر ترس، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل فریم روایی ضعیف (مصاحبه تونتون بزرگسال)، احساسات بیشازحد، و موسیقی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی میکائل بهعنوان بهترین بازیگر کودک MMFF 2023 و تصاویر خیرهکننده نیل دازا تحسین شدند، اما برخی منتقدان داستان را کلیشهای و فاقد عمق در شخصیتهای فرعی دانستند
خلاصه داستان: فیلم «هاگن» یک فانتزی-اکشن-درام آلمانی به کارگردانی سیریل بوس و فیلیپ استنرت، بر اساس رمان «هاگن فون ترونیه» نوشته ولفگانگ هولباین، بازسازی حماسه نیبلونگن است که در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ اکران شد. هاگن فون ترونیه، استاد سلاح بورگوندی، با بازی گیس نابِر، با وظیفهشناسی و سختگیری پادشاهی بحرانزده را حفظ میکند و عشق مخفیانهاش به کریمهیلد، دختر پادشاه، و گذشته تاریکش را سرکوب میکند. ورود زیگفرید فون زانتن، قاتل اژدها با بازی یانیس نیوونر، که با جذبه و غیرقابلپیشبینی بودنش نظم قدیمی را تهدید میکند، هاگن را به یک شخصیت تراژیک تبدیل میکند. پادشاه جوان گونتر، با بازی دومینیک مارکوس سینگر، که پس از مرگ پدرش بیتجربه است، از زیگفرید برای ازدواج با والکری خطرناک برونهیلد کمک میخواهد. وقتی کریمهیلد عاشق زیگفرید میشود، هاگن باید بین عشق و وفاداری به پادشاه انتخاب کند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده در پراگ و ایسلند، طراحی صحنه غنی و نبردهای پرشور، به موضوعات عشق، وفاداری، خیانت و هویت میپردازد، اما به دلیل ریتم کند، دیالوگهای سنگین و شخصیتپردازی ضعیف برخی کاراکترها، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۰ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. با بودجه ۴۰ میلیون یورو، فروش ۱.۹ میلیون یورو داشت و یک سریال ششقسمتی نیز برای RTL+ در ۲۰۲۵ برنامهریزی شده است.
خلاصه داستان: فیلم «روزی که زمین از حرکت ایستاد» یک فیلم علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی اسکات دریکسون و بازسازی فیلم کلاسیک ۱۹۵۱ به همین نام است. یک سفینه فضایی در پارک مرکزی نیویورک فرود میآید و موجودی بیگانه به نام کلاتو (کیانو ریوز) به همراه ربات غولپیکرش گورت ظاهر میشود. کلاتو که توسط ارتش دستگیر میشود، اعلام میکند برای نجات زمین آمده، اما بشریت را به دلیل تخریب محیطزیست تهدیدی برای سیاره میداند. هلن بنسون (جنیفر کانلی)، زیستشناس، و پسرخواندهاش جیکوب (جیدن اسمیت) به کلاتو کمک میکنند تا از دستگیری فرار کند. کلاتو با مشاهده روابط انسانی، بهویژه پیوند هلن و جیکوب، در تصمیم خود برای نابودی بشریت تردید میکند، اما گورت شروع به آزادسازی نانوباتهایی برای تخریب سیاره میکند. هلن و جیکوب تلاش میکنند کلاتو را متقاعد کنند که بشریت ارزش نجات دارد. فیلم با جلوههای بصری قوی، به موضوعات محیطزیست، بشریت و اخلاق میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و عدم عمق احساسی، نقدهای منفی با امتیاز ۲۰٪ در راتن تومیتوز و ۴۰/۱۰۰ در متاکریتیک دریافت کرد. با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، فروش جهانی ۲۳۳.۱ میلیون دلار داشت.
خلاصه داستان: فیلم «وودواکرز» یک فانتزی خانوادگی به کارگردانی دامیان جان هارپر و اقتباسی از مجموعه رمانهای پرفروش کاتیا برندیس است. کاراگ، یک پسر ۱۳ ساله که میتواند به پوما تغییر شکل دهد، پس از بزرگ شدن در طبیعت وحشی، به دنیای انسانها وارد میشود. او در دبیرستان مخفی کلیرواتر، مدرسهای برای وودواکرز (تغییرشکلدهندگان حیوانی)، پذیرفته میشود و برای اولین بار احساس تعلق میکند. کاراگ با دوستان جدیدش، هالی (سنجاب قرمز گستاخ) و براندون (گاومیش خجالتی)، و تحت هدایت اندرو میلینگ، میلیونری که حامی مدرسه است، قدرتهایش را کنترل میکند. اما وقتی یک عملیات معدنی محیط و جامعه وودواکرز را تهدید میکند، کاراگ و دوستانش باید با رازها و خطراتی که دنیای آنها را در بر گرفته، روبهرو شوند. فیلم با جلوههای بصری جذاب اما ضعیف، به موضوعات دوستی، حفاظت از طبیعت و هویت میپردازد، اما به دلیل بازیهای متوسط، انیمیشن ناامیدکننده و موسیقی نامناسب، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۳ در IMDb دریافت کرده است.