خلاصه داستان: فیلم «سفیدبرفی» یک بازسازی موزیکال زنده آمریکایی به کارگردانی مارک وب و اقتباسی از انیمیشن ۱۹۳۷ دیزنی است که خود بر اساس افسانه برادران گریم ساخته شده. سفیدبرفی (ریچل زگلر)، پرنسسی مهربان، پس از مرگ مادرش و ناپدید شدن پدرش، تحت سلطه نامادریاش، ملکه شرور (گال گدوت)، قرار میگیرد که به زیبایی سفیدبرفی حسادت میکند. ملکه دستور قتل او را میدهد، اما سفیدبرفی به جنگل فرار کرده و با هفت کوتوله (باشفول، داک، دوپی، گرامپی، هپی، اسلیپی و اسنیزی) و جوناتان (اندرو برنپ)، یک راهزن سرکش، آشنا میشود. آنها با هم برای بازپسگیری پادشاهی و شکست ملکه متحد میشوند. فیلم با آهنگهای جدید بنج پاسک و جاستین پل، از جمله «All Is Fair» برای ملکه و «A Hand Meets a Hand» برای سفیدبرفی و جوناتان، و چهار آهنگ کلاسیک مثل «Heigh-Ho» و «Whistle While You Work»، به موضوعات مهربانی، شجاعت و عشق میپردازد، اما به دلیل CGI ضعیف کوتولهها، فیلمنامه بیروح و تغییرات داستانی، نقدهای منفی با امتیاز ۴۴٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده و با بودجه ۲۷۰ میلیون دلاری، فروش ۲۰۵.۵ میلیون دلاری آن یک شکست تجاری محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «پارتنوپی» یک درام فانتزی ایتالیایی-فرانسوی به کارگردانی پائولو سورنتینو است. داستان درباره پارتنوپی (سلسته دالا پورتا)، زنی زیبا و مرموز است که در سال ۱۹۵۰ در آبهای ناپل متولد میشود و نامش را از سیرن اسطورهای که ناپل به نام اوست، میگیرد. او در جوانی، که تابستانهای طولانیاش را در ناپل و کاپری میگذراند، با شیفتگی دیگران از جمله برادرش ریموندو (دانیله رینزو) و دوستش ساندینو (داریو آیتا) روبهرو میشود. پارتنوپی، دانشجوی باهوش انسانشناسی، با استادش دووتو ماروتا (سیلویو اورلاندو) رابطهای عمیق برقرار میکند و با شخصیتهایی مثل جان چیور (گری اولدمن)، نویسنده آمریکایی، و گرتا کول (لوئیزا رانیری)، بازیگر ناپلی، آشنا میشود. او که بین بازیگری و تحصیل مردد است، با عشق، تراژدی و آیینهای عجیب مثل معجزه خون سن جنارو مواجه میشود. فیلم با تصاویری خیرهکننده، به کاوش در زیبایی، عشق و معنای زندگی میپردازد، هرچند گاهی فاقد عمق داستانی است.
خلاصه داستان: فیلم «نوسفراتو» یک ترسناک گوتیک آمریکایی به کارگردانی رابرت اگرز و بازسازی فیلم صامت «نوسفراتو: سمفونی وحشت» (۱۹۲۲) است که خود اقتباسی غیررسمی از رمان «دراکولا» اثر برام استوکر بود. داستان در آلمان قرن نوزدهم و شهر ویسبورگ جریان دارد و درباره الن هاتر (لیلی-رز دپ) است که از کابوسها و رنجی مرموز رنج میبرد. او از طریق دعاهایش، ناخواسته نوسفراتو (بیل اسکارسگارد)، خونآشامی باستانی از ترانسیلوانیا، را بیدار میکند و ارتباطی عمیق و بیمارگونه بین آنها شکل میگیرد. وقتی توماس هاتر (نیکلاس هولت)، شوهر الن و مامور املاک، برای معامله با کنت اورلوک (نوسفراتو) به کارپات میرود، متوجه ماهیت شیطانی او میشود. در همین حال، نوسفراتو با کشتی امپوسا به ویسبورگ میرسد و با خود طاعون و موشهایی میآورد که شهر را به وحشت میکشاند. پروفسور آلبین ابرهارت فون فرانتس (ویلم دافو)، متخصص علوم غریبه، تلاش میکند حقیقت را فاش کند. فیلم با فضایی سنگین، تمهای وسواس، جنسیت و مرگ را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «چشمه جوانی» یک ماجراجویی اکشن آمریکایی به کارگردانی گای ریچی است. لوک پردو، باستانشناس بدنام، پس از سرقت نقاشیای در تایلند، به لندن میرود و خواهرش شارلوت، متصدی موزهای در حال طلاق، را غافلگیر میکند. لوک با سرقت تابلوی دیگری از موزه، شارلوت را به همراه خود میکشاند تا به جستوجوی چشمه جوانی افسانهای بپردازند. آنها با سرنخهایی از نقاشیهای تاریخی، از جمله تابلویی گمشده در کشتی لوسیتانیا، به مصر میرسند و در زیر هرم بزرگ جیزه با چشمه روبهرو میشوند. اما لوک و شارلوت متوجه میشوند که چشمه نفرینی دارد: قدرت آن با گرفتن جان عزیزانشان به دست میآید. این فیلم با صحنههای اکشن و بازی جان کرازینسکی و ناتالی پورتمن، به موضوعات خانواده و طمع میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «مرد بهتر» یک درام بیوگرافیک موزیکال به کارگردانی مایکل گریسی است که داستان زندگی رابی ویلیامز، خواننده پاپ بریتانیایی، را از کودکی تا اوج شهرت و بازگشتش روایت میکند. رابی جوان در ۱۶ سالگی به گروه تیک دت میپیوندد و به سرعت به ستارهای جهانی تبدیل میشود، اما شهرت با اعتیاد، روابط شکستخورده و تردیدهای شخصی همراه است. فیلم با استفاده از روایت خود ویلیامز و به تصویر کشیدن او به عنوان یک شامپانزه CGI، دیدگاه او درباره خودش را نشان میدهد. این اثر با آهنگهای بازخوانیشده ویلیامز، صحنههای موزیکال پرانرژی و کاوشی در اعتیاد، افسردگی و رستگاری، در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۴ اکران شد.
خلاصه داستان: فیلم «قلعه شنی» یک درام فانتزی-روانشناختی عربی به کارگردانی متی براون است. داستان درباره خانوادهای چهار نفره، یاسمین، نبیل و فرزندانشان آدام و جانا، است که پس از فاجعهای نامعلوم در جزیرهای متروک پناه میگیرند. آنها در فانوس دریایی مخروبهای ساکن شده و با کمبود غذا و امید به نجات دستوپنجه نرم میکنند. جانا، دختر کوچک، با ساختن قلعههای شنی و تخیلاتش از واقعیت فرار میکند، در حالی که آدام مضطرب و پرخاشگر میشود. کشف یک کیسه جسد و اخباری درباره غرق شدن مهاجران، حقیقت تلخی را آشکار میکند: جزیره و فانوس دریایی تنها در ذهن جانا وجود دارند و او در قایقی نجات در حال فرار از کشوری جنگزده است. این فیلم با تصاویری خیرهکننده و روایتی از دیدگاه کودک، به موضوعات مهاجرت، تروما و تخیل میپردازد و در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۵ روی نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «میکی ۱۷» یک کمدی سیاه علمی-تخیلی به کارگردانی بونگ جون-هو است که بر اساس رمان «میکی ۷» نوشته ادوارد اشتون ساخته شده. داستان در سال ۲۰۵۴ رخ میدهد و درباره میکی بارنز (رابرت پتینسون)، کارگری «یکبارمصرف» است که برای فرار از طلبکاران خطرناک، به ماموریتی برای مستعمرهسازی سیاره یخی نیفلهایم میپیوندد. میکی بهعنوان یک «یکبارمصرف» در ماموریتهای خطرناک میمیرد و هر بار با خاطراتش بازچاپ میشود. وقتی میکی ۱۷ بهطور غیرمنتظرهای زنده میماند و با کلون جدیدش، میکی ۱۸، روبهرو میشود، باید وجودش را مخفی نگه دارد، چون چندکلونی غیرقانونی است. او با نشا (نائومی اکی)، سرباز وفادار، و در برابر کریپرها، موجودات بومی شبیه تاردیگرید، و رئیس خودکامه مارشال (مارک رافالو) درگیر میشود. این فیلم با طنز تلخ، نقد سرمایهداری و استعمار، و صحنههای اکشن، در جشنواره برلین ۲۰۲۵ تحسین شد، اما برخی آن را به دلیل زیادهروی در طنز سیاسی ناامیدکننده یافتند
خلاصه داستان: فیلم «در سرزمینهای گمشده» یک اکشن فانتزی حماسی به کارگردانی پل دبلیو. اس. اندرسون و اقتباسی از داستان کوتاه جورج آر. آر. مارتین است. در آیندهای پساآخرالزمانی، ملکهای ناامید از یافتن عشق، جادوگر قدرتمند و مرموز، گری آلیس (میلا یوویچ)، را به سرزمینهای گمشده میفرستد تا قدرت جادویی تبدیل به گرگینه را به دست آورد. گری آلیس همراه با شکارچی سرسخت، بویس (دیو باتیستا)، در دنیایی پر از موجودات تاریک و دشمنان بیرحم سفر میکند. اما هر آرزوی برآوردهشده عواقب غیرمنتظرهای دارد و گری آلیس باید با تاریکیهای درون خود و اسرار سرزمین مواجه شود. این فیلم با جلوههای بصری خیرهکننده، داستانی از عشق، قدرت و فداکاری را روایت میکند.
خلاصه داستان: «مرگ یک تکشاخ» یه فیلم کمدی-فانتزی-ترسناک آمریکاییه به کارگردانی و نویسندگی الکس شارفمن تو اولین تجربه کارگردانی بلندش. داستان درباره الیوت کینتنر (پل راد)، یه وکیل بیوه، و دختر نوجوانش، ریدلی (جنا اورتگا)،ه که بهطور اتفاقی تو راه یه استراحتگاه آخر هفته تو طبیعت کانادا با ماشینشون به یه تکشاخ کوچیک برخورد میکنن و زخمیش میکنن. الیوت، که دنبال ترفیع از رئیس میلیاردرش، اودل لئوپولد (ریچارد ای. گرانت)،ه، با آچار چرخ تکشاخو میکشه و جنازهشو تو ماشین قایم میکنه. تو عمارت لئوپولدها، که شامل همسر اودل، بلیندا (تی لئونی)، و پسر معتادشون، شپرد (ویل پولتر)،ه، معلوم میشه خون بنفش تکشاخ خواص درمانی داره، مثل درمان آکنه ریدلی، آلرژیهای الیوت و حتی سرطان اودل. اودل دستور میده تکشاخ، که هنوز زندهست، به آزمایشگاه برده شه تا شاخش برای سودجویی دارویی استفاده شه. اما وقتی دو تکشاخ بزرگتر، والدین اون بچه، برای انتقام میرسن، یه شکار خونین راه میافته که خیلیا، از جمله اودل و بلیندا، رو میکشه. ریدلی، که به تکشاخها حس همدلی داره، سعی میکنه اوضاعو درست کنه. فیلم با ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه، پر از طنز سیاه، گور (صحنههای خونین)، پرشهای ترسناک و نقد طعنهآمیز سرمایهداری و آز شرکتهای داروییه، اما بهخاطر شخصیتپردازی ضعیف و جلوههای ویژه ناهمگون، نقدهای متوسطی گرفت. فیلم تو ۸ مارس ۲۰۲۵ تو جشنواره SXSW نمایش داده شد و ۲۸ مارس تو سینماهای آمریکا توسط A24 اکران شد و ۵.۸ میلیون دلار تو افتتاحیه فروش کرد.
خلاصه داستان: روری، یک پدر ناامید، و کابی، یک مجرم سابق، برای سرقت از درآمدهای غیرقانونی یک سیاستمدار فاسد با هم متحد میشوند. اما وقتی نقشه سرقت به هم میریزد، آنها در گردابی از هرجومرج گرفتار میشوند و نهتنها از دست پلیس، بلکه از بوروکراتهای ناکارآمد و رئیس جنایتکاری انتقامجو فرار میکنند. آنها که کاملاً از عمق ماجرا خارج شدهاند، رواندرمانگر روری را متقاعد میکنند تا در فرار پرهیاهویشان در شهر به آنها بپیوندد، جایی که باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای فرار از دستگیری یا بدتر از آن، با هم همکاری کنند.