خلاصه داستان: یک زن جوان به همراه پسرش به یک روستای دورافتاده در جنگلهای ایرلند منتقل میشود تا زندگی جدیدی را آغاز کند. اما پس از مدتی، پسرش رفتار عجیب و غریبی پیدا میکند و او کشف میکند که در نزدیکی خانهشان یک حفره مرموز وجود دارد که ممکن است پسرش را تغییر داده باشد. او مجبور میشود با ترس و شک در خودش، به دنبال حقیقت در مورد این تغییرات و حفره مرموز باشد.
خلاصه داستان: Laura Black، مهندس کامپیوتر جوان و باهوش، به عنوان کارمند جدید در یک شرکت فناوری بزرگ استخدام میشود. او به زودی با ریچارد فارمن، یکی از همکارانش، آشنا میشود. ریچارد، که به نظر میرسد مردی معمولی و دوست داشتنی باشد، به لورا علاقهمند میشود و تلاش میکند دوستی بین آنها شکل گیرد. اما این دوستی به سرعت به دنبالهای از رفتارهای وسواسآمیز و تهدیدآمیز تبدیل میشود. ریچارد شروع به تعقیب لورا در محل کار، خانه و حتی فضای مجازی میکند و تمام تلاش خود را میکند تا ارتباطی بین آنها برقرار کند. لورا که در ابتدا سعی میکند ریچارد را نسبتاً بیخطر بداند، به تدریج میفهمد که با یک سایکوپات دیوانه روبروست و مجبور میشود برای حفظ جانش با او دست به مبارزه زندگی و مرگ بزند.
خلاصه داستان: روایتی از تاریخ تصویر در سینما، که با قطعاتی از فیلمهای مختلف و پیامدهای جنگ در خاورمیانه، به بازنگری در روایتهای بصری و قدرت تصویر در شکلگیری واقعیت میپردازد.
خلاصه داستان: یک مرد پس از بازگشت به خانه، همسرش را گم شده میبیند و در جستجوی وی وارد یک سفر مرموز و ترسناک میشود که حقایق شوکآوری را در مورد زندگی خود و همسرش آشکار میسازد.
خلاصه داستان: در "خانه باز"، مادر و پسر جوانی پس از یک تراژدی خانوادگی مجبور به جابجایی به یک خانه در حومه شهر میشوند. در حین برگزاری "بازدیدهای باز" از خانه، آنها متوجه حضور یک موجود ناشناس در خانه میشوند و زندگی خود را با خطر جدی روبهرو میکنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از جنگجویان مارینز در یک ماموریت خطرناک در مناطق دشوار جنگلی قرار میگیرند. آنها باید با استفاده از تجهیزات پیشرفته و مهارتهای تخصصی خود، تهدیدی مرموز را که امنیت جهانی را به خطر میاندازد، از بین ببرند. در این بین، روابط بین اعضای گروه تحت فشار قرار میگیرد و هر کدام باید تصمیمات سختگیرانهای را برای نجات همکاران و تکمیل ماموریت اتخاذ کنند.
خلاصه داستان: در داستان "دندانها"، دختر نوجوانی به نام دونی به دنیای جنسیت و رابطههای عاشقانه وارد میشود. او که به عنوان یک فمینیست جوان و فعال در یک گروه ضد جنسیت شناخته میشود، با یک پسر جوان آشنا میشود و به تدریج به یک رابطه عاشقانه و جنسی پرداخته و در نهایت با تجربهای ناخوشایند مواجه میشود. این تجربه منجر به کشف یک ویژگی جسمانی عجیب در دونی میشود: او دندانی در مقعد خود دارد که قادر به جدا کردن اعضای تناسلی مردان است. این کشف منجر به یک سری اتفاقات خندهدار و ترسناک میشود که دونی را به یک قهرمان غیرعادی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار ژاپنی به دنبال رمز و راز یک ویدئو عجیب و مرگ عجیب یک دختر جوان میرود. ویدئویی که هر کس آن را تماشا کند، ظرف یک هفته مرگش محقق میشود. او با کمک همسرش به دنبال رمز و راز ویدئو و موجود مرموزی که در آن ظاهر میشود، میرود.
خلاصه داستان: لینکو، یک مامور بیمارستان، با مردی که از خودکشی نجات مییابد، آشنا میشود. او به او کمک میکند تا زندگیاش را دوباره آغاز کند و در این راه، او به خاطرات و رازهایی از گذشتهاش پی میبرد که او را به سفری پر از هیجان و رمزآلود میبرد.
خلاصه داستان: Kill It and Leave This Town یک فیلم انیمیشن پولندی به کارگردانی ماریوش ویلا که در سال 2020 منتشر شد. داستان فیلم دربارهی یک مرد میانهسال به نام ماریوش است که پس از مرگ مادرش، به خاطرات طفولیاش باز میگردد و سعی میکند از طریق آنها با غم و اندوهش کنار بیاید. این سفر به گذشته او را به شهر کوچکی در لهستان در دههی ۱۹۷۰ میلادی میبرد، جایی که خانوادهاش و افراد محلی زندگی میکردند. با استفاده از استیلهای سفیدوسیاه و یک روایت شاعرانه، فیلم به موضوعاتی مانند مرگ، خشونت و زندگی در زمان کمونیستی لهستان میپردازد.