خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دوجا ماگرا» (Dogra Magra) به کارگردانی تاتسومی کوماشیرو، بر اساس رمانی از ریونوسوکه آکوتاگاوا ساخته شده است. این اثر سوررئال و روانشناختی، داستان مرد جوانی به نام «من» را روایت میکند که در یک آسایشگاه روانی بستری است و از هویت و گذشته خود چیزی به یاد نمیآورد. او تحت درمان توسط دکتر واکابایاشی قرار دارد که تلاش میکند خاطرات سرکوب شده او را از طریق هیپنوتیزم بازیابی کند. در این مسیر، مرد جوان با شخصیتهای مرموزی همچون مادرش، نامزد سابقش و یک راهب بودایی روبرو میشود که هر یک بخشی از پازل هویت گمشده او را تشکیل میدهند. داستان با بازگشت به گذشتههای دور و خاطراتی از دوران کودکی، ریشههای جنون و گناه را در ذهن قهرمان داستان واکاوی میکند و مرز بین واقعیت و توهم را به چالش میکشد. این فیلم با بازی بازیگرانی چون کازوکی کیتامورا، یوکو تاناکا و ماساهیرو موتوکی، اثری عمیق و تأملبرانگیز درباره ماهیت هویت، حافظه و ذهن انسان است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: تیدی، برادرزادهٔ مدیا، تصمیم میگیرد در شب هالووین به مهمانی برود و دخترش را تنها بگذارد. مدیا که از این تصمیم خشمگین است، برای مراقبت از دخترش و مقابله با اتفاقات ترسناک آن شب، در خانه میماند. در این شب پرحادثه، اتفاقات غیرمنتظره و کمدی رخ میدهد که مدیا را در موقعیتهای خندهدار و گاهی ترسناک قرار میدهد. تایلر پری در نقش مدیا، شخصیت محبوب خود را در این کمدی ترسناک به تصویر میکشد که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و ترکیبی از طنز و عناصر هالووین را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک دانشآموز نوجوان به همراه خانوادهاش به یک پایگاه نظامی دورافتاده نقل مکان میکنند، جایی که به زودی با یک پدیده ترسناک و غیرقابل توضیح روبرو میشوند. موجودات بیگانهای به نام «جایگزینها» به آرامی در حال تسخیر شهر هستند؛ آنها با تکثیر و جایگزین کردن انسانها با نسخههای کاملاً مشابه اما فاقد هرگونه احساس و عاطفه، جامعه را به تدریج تحت کنترل خود درمیآورند. تنها نشانه تشخیص این موجودات از انسانهای واقعی، ناتوانی آنها در پنهان کردن واکنشهای هیجانی است. حالا این نوجوان و معدود انسانهای باقیمانده باید برای بقای خود بجنگند و جلوی گسترش این موجودات را بگیرند، پیش از آنکه تمام جامعه به دست آنها افتاده و هویت انسانی خود را از دست بدهند. این فیلم ترسناک و علمی-تخیلی، سومین اقتباس سینمایی از رمان معروف جک فینی است که ترس از بیگانگان و از دست دادن هویت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، جرارد مکمورای کارگردانی این فیلم ترسناک و هیجانانگیز را بر عهده داشت که در واقع یک پیشدرآمد برای مجموعه محبوب «پاکسازی» محسوب میشود. داستان فیلم به ریشههای شکلگیری این حرکت مخوف میپردازد؛ زمانی که حزب نوین بنیانگذاران آمریکا (NFFA) تصمیم میگیرد تا یک آزمایش اجتماعی وحشتناک را در یک جزیره کوچک به اجرا بگذارد. در این آزمایش، تمامی جرایم برای ۱۲ ساعت کاملاً قانونی خواهند بود و دولت حتی به شرکتکنندگان پول نیز میدهد. اما هنگامی که خشونت از کنترل خارج میشود، دکتر «مایا» (لکس اسکات دیویس) و فعالی به نام «دیوگان» (یوان آتیک) باید برای زنده ماندن و افشای حقیقت این آزمایش مرگبار بجنگند. بازیگرانی چون جوآدلی دیویدور، لونا لورن و پچ دارو نیز در این فیلم ایفای نقش کردهاند. «اولین پاکسازی» با بهرهگیری از فضایی پرتنش و خشونتبار، نقدی تند بر نابرابریهای اجتماعی و سیاستهای افراطی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جِن و لوکاس برای تعطیلات به یک جزیره گرمسیری دورافتاده سفر میکنند. پس از غرق شدن قایقشان، جِن خود را تنها بر روی ساحل این جزیره متروک مییابد و لوکاس ناپدید شده است. او ابتدا سعی میکند با ساخت سرپناه و پیدا کردن غذا و آب زنده بماند، اما به زودی متوجه حضور یک هیولای دریایی ترسناک و مرموز میشود که شبها به ساحل میآید و هر موجود زندهای را شکار میکند. جِن که برای بقا میجنگد، باید از تمام مهارتها و شجاعت خود برای مقابله با این موجود ناشناخته استفاده کند و راهی برای فرار از این جزیره مرگبار پیدا کند. این فیلم ترسناک و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جی. دی. دیلارد و با بازی کری کان در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: بن میرز، نویسندهای که به زادگاهش در اورشلیمز لات بازمیگردد، متوجه میشود شهر توسط یک اشرافزاده مرموز به نام کورت باولندر و همدست شرورش ریچارد استراک به تسخیر درآمده است. آنها موجوداتی خونآشام هستند که به تدریج ساکنان شهر را به زامبیهای تشنهی خون تبدیل میکنند. بن به همراه معلم مدرسه متیو برک و دکتر جیمی کودی، برای نجات شهر و نابودی ارباب خونآشامها وارد مبارزهای مرگبار میشوند. این مینیسریال ترسناک محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی میکائیل سالومون، با بازی راب لوو، دونالد ساترلند و راتگر هاور، بر اساس رمان مشهور استیون کینگ ساخته شده است.
خلاصه داستان: یک گروه از جوانان پاریسی پس از یک سرقت خونین، تصمیم میگیرند به یک مسافرخانه دورافتاده در حومه شهر پناه ببرند تا از دست پلیس در امان بمانند. اما به زودی متوجه میشوند که این مکان امن نیست و در دامی مرگبار افتادهاند. آنچه که آنها نمیدانند این است که صاحب مسافرخانه و خانوادهی نئونازی او، قصد دارند از آنها برای انجام یک آیین شیطانی و وحشیانه استفاده کنند. این فیلم ترسناک و خشن محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ژاویر ژان با بازی کارینا تستا و اورلیان وایگ، یکی از آثار برجستهی موج نو سینمای وحشت فرانسه به شمار میرود که با ترکیب ژانر اسلشر و فیلمهای اکسپلویتیشن، تماشاگر را در یک کابوس تمامعیار غرق میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه دراماتیک به کارگردانی جیسون وینر که در سال ۲۰۲۴ ساخته شده است. این فیلم با بازی هنرمندانه برایان کرانستون، داستان مردی را روایت میکند که در یک مرکز خرید به طور تصادفی با پدرش که سالهاست او را ندیده مواجه میشود. این ملاقات ناگهانی، خاطرات گذشته را زنده کرده و احساسات سرکوب شدهی سالهای دور را به سطح میآورد. فیلم با نگاهی ظریف و عمیق به روابط خانوادگی و پیچیدگیهای عاطفی، لحظاتی تأملبرانگیز را خلق میکند و مخاطب را با پرسشهایی درباره بخشش، فراموشی و معنای واقعی خانواده روبرو میسازد. بازی قدرتمند کرانستون به عنوان فردی که در مواجهه با گذشتهاش دچار تردید و آشفتگی میشود، بر جذابیت و عمق این اثر کوتاه میافزاید.
خلاصه داستان: یک تابلو اویا که به عنوان یک بازی بیضرر سرگرمی ظاهر میشود، به دروازهای برای نیروهای شیطانی تبدیل میگردد. وقتی زن جوانی به نام لیندا در یک مهمانی با تابلو اویا بازی میکند، تصور میکند که با روح یک پسر جوان به نام دیوید به نام ارتباط برقرار کرده است. اما به زودی، این ارتباط بیضرر به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. اتفاقات مرموز و وحشتناکی شروع به رخ دادن میکند و لیندا متوجه میشود که موجودی که با آن صحبت میکند، هرگز قصد ترک کردن را ندارد. این موجود شیطانی به تدریج کنترل زندگی او را به دست میگیرد و او را به لبه پرتگاه جنون میکشاند. لیندا و دوست پسرش، جیم، برای نجات جان او باید رازی ترسناک را کشف کنند و راهی برای بستن این دروازه شیطانی پیدا کنند. این فیلم ترسناک محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی کوین تننی و با بازیگری تائو کارر، تاد آلن و استفن نایدرز است.
خلاصه داستان: سریال کمدی-ترسناک «ملکه جیغ» (Scream Queens) محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی رایان مورفی، براد فالشاک و ایان برنان است که در دو فصل تولید شد. داستان سریال حول محور یک سری قتلهای مرموز در محیط دانشگاه والاس میچرخد که توسط یک قاتل سریالی به نام «شیطان سرخ» انجام میشود. در مرکز این حوادث، چنیل اوبرلین (اما رابرتز) قرار دارد؛ دختر مغرور و جاهطلبی که رهبری گروهی متشکل از دختران ثروتمند و خودشیفته به نام «کاپا کاپا تائو» را بر عهده دارد. در مقابل، دین مونچ (جیمی لی کرتیس)، مدیر سختگیر دانشگاه، تلاش میکند تا همزمان با حل معماهای این قتلها، آبروی دانشگاه را حفظ کند. شخصیتهای دیگری مانند گریس گاردنر (اسکایلر ساموئلز)، زیدی ویلیامز (ابیگیل برسلین) و هستر اولریش (لیا میشل) نیز در این داستان نقش مهمی ایفا میکنند. این سریال با ترکیب طنز سیاه، عناصر اسلشر و انتقاد از فرهنگ پاپ، روایتی پرکشش و سرگرمکننده از رازها، انتقام و وحشت را به تصویر میکشد.