خلاصه داستان: جان، پسر جوانی که در نیویورک زندگی میکند، پس از اطلاع از بیماری جدی مادرش، به زادگاهش بازمیگردد. او باید با خانواده پرچالش خود، از جمله پدر نگران و برادر عجیب و غریبش، روبرو شود و در عین حال با مشکلات رابطهای خود نیز دست و پنجه نرم کند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جان کرازینسکی و با بازیگری خود او به همراه مارگو مارتیندیل، ریچارد جنکینز، شارلتو کوپلی و آنا کندریک، داستانی دلگرمکننده از عشق، بخشش و پیوندهای خانوادگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: میلی راسر ۱۷ ساله که دختری سرکش و بااستعداد در موسیقی است، به همراه برادر کوچکش برای گذراندن تابستان نزد پدری میروند که سالها پیش او را ترک کرده و اکنون در یک شهر ساحلی کوچک زندگی میکند. پدرش استیو، آهنگساز و نوازنده پیانویی است که امیدوار است از این فرصت برای بازسازی رابطه از دست رفته با دخترش استفاده کند. در این میان، میلی با ویل بلیکلی، پسر محبوب و موفق شهر آشنا میشود و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. این رابطه عاشقانه و تلاشهای پدر برای نزدیک شدن به دخترش، میلی را در مسیر پختگی و درک واقعی از زندگی، عشق و بخشش قرار میدهد و او را با رازهای خانوادگی و حقایقی دردناک روبرو میکند. «آخرین آهنگ» محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی جولی آن رابینسون و با بازی میلی سایرس، لیام همسورث و گرگ کینر است.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۳۲، در بحبوحه شیوع وبا در فرانسه، آنجلو یک افسر نجیبزاده ایتالیایی و مبارز راه آزادی، به ناحیه پرووانس میگریزد. او که به اشتباه متهم شده، مجبور است از پشت بامها حرکت کند تا از دست مأموران اتریشی در امان بماند. در این میان، با زنی زیبا و مصمم به نام پولین آشنا میشود که شوهرش ناپدید شده است. آنجلو که در ابتدا تنها به فکر نجات خود است، به تدریج تحت تأثیر شجاعت و انسانیت پولین قرار میگیرد و تصمیم میگیرد به او در یافتن همسرش کمک کند. این دو در میان شهرها و روستاهای قرنطینهشده و پر از وحشت، سفری پرخطر را آغاز میکنند؛ سفری که در آن عشق و فداکاری در مقابل ترس و مرگ قد علم میکند. «سرباز روی بام» به کارگردانی ژان-پل راپنو و با بازی ژولیت بینوش و اولیویه مارتینز، اقتباسی باشکوه از رمان مشهور ژان ژونه است که عشق و امید را در تاریکترین روزهای تاریخ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین باکره آمریکایی» محصول سال ۱۹۸۲ به کارگردانی بواز دیویدسون، داستان زندگی گری، نوجوانی در آستانه ورود به بزرگسالی را روایت میکند. این فیلم با بازی لارنس مونسون در نقش گری، همراه با دوستانش ریک و دیوید، ماجرای عشق نافرجام و تلخ او به کارن، دختری که توسط دوستش ریک فریب داده میشود، را به تصویر میکشد. داستان حول محور تجربیات عاطفی، دوستی و خیانت میچرخد و پایان غافلگیرکنندهای دارد که در آن گری پس از کمک به کارن در سختترین شرایط، متوجه میشود که قلب او همچنان در دستان شخص دیگری است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: تام شربورن، یک سرباز بازگشته از جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۱۸ به عنوان نگهبان فانوسدریایی در یک جزیره دورافتاده استرالیا مشغول به کار میشود. او با ایزابل، زنی پرانرژی و مهربان از همان منطقه، ازدواج میکند و زندگی آرامی را در انزوای کامل آغاز میکنند. پس از دو بار سقط جنین، زندگی آنها با ورود یک قایق غرقشده که حامل یک مرد مرده و یک نوزاد دختر زنده است، برای همیشه تغییر میکند. ایزابل که سخت مشتاق مادر شدن است، تام را متقاعد میکند که کودک را نزد خود نگه دارند و او را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. آنها نام دخترک را لوسی میگذارند و سالها در خوشبختی زندگی میکنند، تا اینکه پس از بازگشت به خشکی، با هانا، مادر واقعی لوسی، مواجه میشوند و وجدان تام او را به سمت تصمیمی ویرانگر سوق میدهد. این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی درک سیانفرانس و با بازی مایکل فاسبندر، آلیسیا ویکاندر و ریچل وایس است.
خلاصه داستان: فیلم «دوشس سفید» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جیمز آیووری و با بازی رالف فاینس و ناتاشا ریچاردسون، داستان تاد جکسون، دیپلمات سابق آمریکایی را روایت میکند که در شانگهای دهه ۱۹۳۰ زندگی میکند. او که بینایی خود را در یک حادثه از دست داده، با سوفیا، کنتس روسی تبعیدی که برای تأمین زندگی خانوادهاش مجبور به رقصیدن در کابارهها شده، آشنا میشود. جکسون تصمیم میگیرد یک کاباره مجلل به نام «دوشس سفید» تأسیس کند و سوفیا را به عنوان ستاره اصلی آن قرار دهد. در پسزمینه این داستان، بحران سیاسی ژاپن و چین و فضای پرتنش شهر، زندگی این شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد و روابط پیچیده آنها را در مسیر سرنوشتسازی قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک نویسنده ثروتمند و گوشهگیر به نام لورل که درگیر بحران خلاقیت است، توسط یک ثروتمند عجیب و غریب به نام فیرفاکس ربوده میشود. فیرفاکس معتقد است که لورل میتواند او را به گنج گمشدهای که در یکی از کتابهایش توصیف شده است، برساند. الن، مدل روی جلد کتابهای لورل که عاشق اوست، برای نجاتش وارد عمل میشود. الن که فردی ناشی و ترسو است، باید شجاعت به خرج دهد و با کمک دوستش جک ترنر، یک ماجراجوی واقعی، به جنگلهای خطرناک برود تا لورل را نجات دهد. در این میان، لورل و الن متوجه میشوند که احساساتشان نسبت به یکدیگر واقعی است و این سفر پرخطر به فرصتی برای کشف دوباره عشق و خودشناسی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «اعماق اجتماع» (The Lower Depths) محصول سال ۱۹۵۷، شاهکاری از آکیرا کوروساوا، کارگردان افسانهای ژاپنی است. این اثر که اقتباسی از نمایشنامه کلاسیک ماکسیم گورکی است، با بازی درخشان توشیرو میفونه، ایسوزو یامادا و گانجیرو ناکامورا، زندگی فلاکتبار ساکنان یک زاغهی فقیرنشین در توکیوی پس از جنگ را به تصویر میکشد. داستان حول محور شخصیتهای گوناگونی میچرخد که هر یک با آرزوها و ناامیدیهای خود در این محیط خفقانآور گرفتار شدهاند. ورود یک مرد مرموز به نام ساتون (با بازی میفونه) به این اجتماع، امیدها و درگیریهای جدیدی را ایجاد میکند و ساختار شکنندهی روابط میان این افراد را به چالش میکشد. کوروساوا با نگاهی عمیقاً انسانی و با استفاده از فضاسازیهای قوی و بازیهای تحسینبرانگیز، اثری خلق کرده که هم وفادار به روح اثر گورکی است و هم بازتابی قدرتمند از شرایط اجتماعی ژاپن در آن دوران محسوب میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی «خالکوبی رز» (The Rose Tattoo) محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی دنیل من، اقتباسی از نمایشنامه تنسی ویلیامز است که با بازی درخشان آنا مانیانی و برت لنکستر بر پرده سینماها نقش بست. داستان حول محور سرنا، زنی ایتالیایی ساکن سواحل لوئیزیانا میچرخد که پس از مرگ ناگهانی همسرش روزاتو، دچار فروپاشی روحی میشود. او که همسرش را عاشقانه دوست داشت و او را مردی وفادار میپنداشت، پس از مرگش متوجه خیانتهای او میشود و این موضوع زندگی او را دگرگون میکند. سرنا به انزوا پناه میبرد و از دنیا دوری میکند، اما ورود آلوینو، مردی راننده کامیون که شباهت زیادی به همسرش دارد، او را با عشقی جدید روبرو میکند و مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. آنا مانیانی برای نقشآفرینی در این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای پل و مائورین در حومه سیدنی زندگی میکنند و ظاهراً رابطهای عادی دارند. اما پل رازی دارد: او از گریه زنان برانگیخته میشود و این تمایلش را از مائورین پنهان میکند. در همین حال، همسایگانشان هرکدام با فانتزیهای جنسی عجیب و غریب خود دست و پنجه نرم میکنند. فیلم با طنزی ظریف و همدلانه، پنج داستان موازی را به تصویر میکشد که همگی حول محور تمایلات و فانتزیهای جنسی پنهان افراد میچرخند. این کمدی سیاه که در سال ۲۰۱۴ توسط جاش لاوسون ساخته شد، با بازی بوبریک فن دن آکر، لیانا والاک، جاش لاوسون، دیمون هریمن و کیت مالوانی، نگاهی طنزآمیز و انسانی به تابوهای جنسی در زندگی زناشویی مدرن دارد.