خلاصه داستان: دوقلوهای همسان هالی و آنی که در بدو تولد از هم جدا شدهاند، در یک اردوی تابستانی با یکدیگر روبرو میشوند و از وجود هم باخبر میگردند. آنها که از جدایی والدینشان ناراضی هستند، نقشه میکشند تا جای خود را عوض کرده و پدر و مادرشان نیک و الیزابت را دوباره به هم بازگردانند. این دو با همکاری یکدیگر و به کمک پدربزرگشان، ماجراهای خندهدار و شیرینی را رقم میزنند تا خانوادهشان را دوباره متحد کنند. فیلم سینمایی «جادوی توأم» محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی نانسی مایرز و با بازی درخشان لیندزی لوهان در نقش هر دو خواهر، دنیس کواید و ناتاشا ریچاردسون در نقش والدین، یک کمدی خانوادگی دلنشین و ماندگار است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «شبح اپرا» (The Phantom of the Opera) محصول سال ۲۰۰۴، به کارگردانی جوئل شوماخر و بر اساس موزیکال مشهور اندرو لوید وبر، داستانی عاشقانه و پررمزوراز را در پاریس قرن نوزدهم روایت میکند. این فیلم با بازی جرارد باتلر در نقش شبح، امیلی راس در نقش کریستین دائه (خواننده جوان و بااستعداد) و پاتریک ویلسون در نقش رائول (دوک جوان و معشوق کریستین)، ماجرای موجودی اسرارآمیز را به تصویر میکشد که در اعماق اپرا گارنیه زندگی میکند. شبح، شیفته صدای کریستین شده و او را تحت تعلیمات مخفیانه خود قرار میدهد و در ازای عشقش، از هیچ تلاشی برای تبدیل کردن او به ستارهای درخشان فروگذار نمیکند. اما با ظهور رائول در زندگی کریستین و عشق متقابل آن دو، حسادت شبح شعلهور شده و او تصمیم میگیرد هر کاری کند تا مانع این وصلت شود و کریستین را برای خود نگه دارد. این فیلم ترکیبی مسحورکننده از موسیقی، عشق، تراژدی و راز است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: گاس اورتسن، جوانی اهل اورگان، پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، تصمیم میگیرد برای یافتن پاسخ سؤالات زندگیاش به جنگلهای خلوت برود. او در کلبهای کنار رودخانه ساکن میشود و تمام وقت خود را به ماهیگیری اختصاص میدهد. اما زندگی در انزوا او را با چالشهای جدیدی روبرو میکند و به مرور درمییابد که پاسخ سؤالاتش را باید در ارتباط با طبیعت و آدمهای اطرافش بیابد. این فیلم در سال ۲۰۱۰ به کارگردانی متیو لینتون و با بازی زکری گوردون، ویلیام هورت و امبر هرد ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «فرشته آبی» به کارگردانی یوزف فون اشترنبرگ محصول سال ۱۹۳۰، روایتگر داستان پروفسور ایمان رات (با بازی امیل یانینگز)، معلمی محترم و جدی در یک دبیرستان پسرانه آلمانی است که زندگی منظم و یکنواخت او با ورود لولا-لولا (با بازی مارلنه دیتریش)، خواننده کابارهای جذاب و فریبنده در کلوپ شبانه «فرشته آبی»، دگرگون میشود. ایمان که برای تادیب شاگردانش به آن کلوپ میرود، اسیر جاذبه و افسون لولا میشود و با ازدواج با او، موقعیت اجتماعی و شغلی خود را از دست میدهد. این فیلم سیاهوسفید صامت-ناطق، که نخستین همکاری درخشان اشترنبرگ و دیتریش محسوب میشود، به عنوان شاهکاری از سینمای آلمان و یکی از برجستهترین آثار جنبش اکسپرسیونیسم شناخته میشود و داستانی تراژیک از غرور، شهوت و نابودی انسان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «برف های کلیمانجارو» (The Snows of Kilimanjaro) فیلمی درام و عاشقانه محصول سال ۱۹۵۲ به کارگردانی هنری کینگ و با بازیگری تحسینبرانگیز گریگوری پک، سوزان هیوارد و آوا گاردنر است. این اثر سینمایی بر پایه داستان کوتاهی از ارنست همینگوی ساخته شده و داستان زندگی هری استریت، نویسندهای میانسال را روایت میکند که در سفرش به آفریقا و در دامنه کوه کلیمانجارو به شدت مجروح میشود. در حالی که منتظر رسیدن کمک است، او در هذیان ناشی از تب و جراحت، به گذشتهاش سفر میکند و خاطرات عشقهای ازدسترفته، آرزوهای بربادرفته و فرصتهای ازدسترفته زندگیاش را مرور میکند. این فلاشبکها تصویری غنی و پراحساس از زندگی پرماجرا و پرشور او را به تصویر میکشند و بیننده را به قلب ماجراهایش در نقاط مختلف جهان میبرند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان و عاشق به نامهای دیوید و دایانا در آستانه ورشکستگی مالی قرار میگیرند و برای نجات زندگیشان به لاس وگاس سفر میکنند. در آنجا با مرد میلیاردر مرموزی به نام جان گاژ آشنا میشوند که به دایانا علاقهمند شده و پیشنهادی غیراخلاقی و وسوسهانگیز به آنها میدهد: یک میلیون دلار در ازای یک شب با دایانا. این پیشنهاد زندگی آنها را به کلی دگرگون میکند و بنیان ازدواجشان را به لرزه درمیآورد. فیلم «پیشنهاد وسوسهانگیز» محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی آدریان لاین و با بازی رابرت ردفورد، دمی مور و وودی هارلسون، داستانی جذاب و بحثبرانگیز درباره عشق، وفاداری و فداکاری در برابر وسوسههای مادی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کونراد والدورف، مردی مرفه و بیهدف که تمام زندگیاش را در هتل مجلل والدینش سپری کرده، ناگهان با قطع تمامی منابع مالی خود توسط پدر و مادرش مواجه میشود. در طول یک هفته سرنوشتساز، او باید با واقعیت زندگی مستقل روبرو شود و در این میان عشق به زنی مرموز به نام بیاتریس، زندگی او را دگرگون میکند. کونراد که اکنون مجبور است برای اولین بار با چالشهای مالی و عاطفی دست و پنجه نرم کند، درگیر مثلث عشقی پیچیدهای با بهترین دوستش، درک، میشود. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر گلات و با بازی جیسون بیتمن، اولیویا وایلد و بیلی کروداپ، هفتهای را به تصویر میکشد که در آن یک مرد خودشیفته باید معنای واقعی مسئولیتپذیری و عشق را بیاموزد.
خلاصه داستان: کلر پس از مرگ دوست صمیمی خود لورا، برای حمایت از همسرش دیوید و نوزادشان تصمیم میگیرد به آنها سر بزند. اما در یکی از این ملاقاتها، او با صحنهای غیرمنتظره مواجه میشود: دیوید در حالی که لباسهای زنانه به تن دارد و آرایش کرده، مشغول مراقبت از نوزاد است. این کشف شوکهکننده، زندگی کلر را به کلی تغییر میدهد و او را درگیر رابطهای پیچیده و مرموز با دیوید میکند. دیوید که حالا خود را ویرژینی صدا میزند، رازهایی دارد که به تدریج برملا میشوند. فیلم «دوستدختر جدید» به کارگردانی فرانسوا اوزون در سال ۲۰۱۴ و با بازی رومان دوریس، آناایس دموستیه و رافائل شخص، داستانی عمیق درباره هویت جنسی، دوستی و پذیرش را روایت میکند که مرزهای عشق و وفاداری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: «رنگینکمان» (The Rainbow) فیلمی بریتانیایی به کارگردانی کن راسل است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام از دی. اچ. لارنس ساخته شده و داستان زندگی اورسولا برنگون (با بازی سامانتا گریس) را روایت میکند؛ دختری جوان در انگلستان دوران ادواردی که در جستجوی هویت و عشق واقعی است. اورسولا که در خانوادهای مذهبی و محدود بزرگ شده، به تدریج با قراردادهای اجتماعی و خانوادگی درگیر میشود و در مسیر بلوغ، روابط عاطفی پیچیدهای را با مردان مختلف تجربه میکند، از جمله عشق به یک سرباز (با بازی پل مکگان) و یک معلم مدرسه. این فیلم که به عنوان پیشدرآمدی بر «عشاق» (Women in Love) ساخته شده، به کاوش در موضوعاتی چون تمایلات جنسی، آزادی فردی و موانع اجتماعی در برابر خودشکوفایی زنان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «نیکلاس نیکلبی» به کارگردانی داگلاس مکگراث و محصول سال ۲۰۰۲، بر اساس رمان کلاسیک چارلز دیکنز ساخته شده است. چارلی هونام در نقش نیکلاس نیکلبی، جوانی نجیبزاده است که پس از مرگ پدرش، مسئولیت سرپرستی مادر و خواهر کوچکش کیت (رومولا گارای) را بر عهده میگیرد. آنها برای کمک به عموی ثروتمندشان، رالف نیکلبی (کریستوفر پلامر)، به لندن میروند، اما رالف که مردی خسیس و بیرحم است، نیکلاس را به مدرسهای دورافتاده در یورکشایر میفرستد که توسط مدیر شرور آن، واکفورد اسکوییرز (جیم برودبنت)، اداره میشود. نیکلاس در آنجا با ظلم و ستم بیپایانی روبرو میشود و پس از نجات پسری یتیم به نام اسمایک (جیمی بل)، همراه با او از مدرسه فرار میکند. آنها به گروه نمایشی خیابانی به رهبری برادران چریبل (ناتان لین و بری هامفریز) میپیوندند و ماجراهای پرمخاطرهای را در جستجوی عدالت و خانواده از سر میگذرانند. این فیلم با بازی ستارگانی چون آن هاتاوی، تام استارریج و الن کامینگ، داستانی حماسی از فداکاری، عشق و مبارزه با بیعدالتی را به تصویر میکشد.