خلاصه داستان: جان-فرانسوا، یک مرد متأهل در اواسط سن، در یک تعطیلات تابستانی در منطقه آلب، با دو خواهر جوان و زیبا، کلر و لورا، آشنا میشود. او به طور خاص مجذوب کلر میشود و تصمیم میگیرد تا با استفاده از رفتارهای هنرمندانه و مهارتآمیز، به دستیابی به هدف خود یعنی لمس زانوی کلر، بپردازد. در طول داستان، جان-فرانسوا با تعارض بین تمایلات جنسی و احساسات اخلاقیاش دست و پنجه نرم میکند و سعی میکند تا تعادل بین این دو را حفظ کند. در نهایت، او موفق میشود تا به هدف خود برسد، اما این موفقیت با پیامدهایی همراه است که او را به فکر فرو میبرد.
خلاصه داستان: در سال 1997، دو مرد جوان چینی، لاي یو-فاي و هوک-فاي، به هنگ کنگ میروند تا زندگی جدیدی برای خود پیدا کنند. آنها در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند و در رستورانهای محلی کار میکنند. در این فضای محدود، روابط عاطفی آنها شکل میگیرد و به تدریج به یک رابطه عاشقانه تبدیل میشود. با این حال، زندگی در هنگ کنگ برای آنها چالش برانگیز است و مشکلات مالی و اجتماعی آنها را بهم میزند. در این بین، لاي یو-فاي به دنبال فرصتهای بهتر برای آینده خود میگردد، در حالی که هوک-فاي با مشکلات شخصی و احساسی خود دست و پنجه نرم میکند. این فیلم به دنبال روابط عاطفی و تلاش برای زنده ماندن در یک شهر بزرگ است.
خلاصه داستان: در سال 1970، فیلم "مثلث پیتزا" داستان عشق مثلثی بین یک خانم متأهل و دو مرد مجرد را روایت میکند. این فیلم بهطور زنده و واقعگرایانهای نشان میدهد که چگونه عشق میتواند در هر شرایطی رخ دهد و انسانها را به تصمیمات غیرمنتظرهای وادار کند.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک جادوگر زیبا به نام الین به دنبال عشق واقعی است و برای جلب مردان از طریق جادوگری استفاده میکند. با این حال، تلاشهای او برای یافتن عشق منجر به عواقب مرگباری میشود و او به طور تدریجی به یک قاتل تبدیل میشود. فیلم به دقت به دنیای جادوگری و روانشناسی زنان در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان "دوقلو بورگندی"، دو زن جوان در یک جهان خیالی از رابطههای بیمهر و عاشقانه درگیر میشوند. یکی از آنها، استادی در رشته فرمولنویسی حشرات، و دیگری دانشآموز جوانی که به عنوان خدمتکار در خانه او کار میکند. رابطه آنها بر اساس کنترل و تسلیم بوده و هر دو به طور فزایندهای به این رابطه وابسته میشوند. اما با گذشت زمان، خستگی و ناامیدی در میان میآید و آنها مجبور میشوند به دنبال راهی برای نجات رابطهشان باشند.
خلاصه داستان: در یک جامعه محافظهکار، یک زوج جوان با مشکلات جنسی روبرو میشوند و برای حل این مشکلات به مشاوره روانی مراجعه میکنند. در طول این مسیر، آنها با چالشهای فرهنگی و شخصی روبرو میشوند و تلاش میکنند تا رابطه جنسی خود را بهبود بخشند.
خلاصه داستان: در سال 1912، در یک روز تابستانی گرم، خانواده تیرنن در خانهی خود در کنکورد، ماساچوست، گرد هم جمع میشوند. جیمز تیرنن، یک هنرپیشهی سابق، با همسرش مری و دو پسرش جیمی و ادموند، در حالی که به دنبال یکدیگر پنهان میکنند، با گذشته و حقیقتهای دردآور زندگی خود مواجه میشوند. مری، که به خاطر اعتیادش به مورفین در حال تلاش برای بهبودی است، و جیمی و ادموند، که با بیماری و مشکلات شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند، همگی در یک چرخهی از دروغ، پشیمانی و ناامیدی گیر افتادهاند. در طول روز، حقیقتهای تلخ زندگی آنها به تدریج آشکار میشود و خانواده به سفری طولانی و دردناک به درون خود و گذشته شان وارد میشوند.
خلاصه داستان: یک دختر نابینا به نام ریکا پس از تصادف مرگباری که خانوادهاش را از بین برد، زندگیاش را از دست داده است. او تنها به یادآوری آن شب وحشتناک و تصادفی که همه چیز را تغییر داد، میپردازد. اما زمانی که او با ریکو، مرد جوانی که پیشینهای تاریک دارد، آشنا میشود، او آرامش و امیدی را در زندگیاش احساس میکند که سالها آن را ندیده بود. ریکا به تدریج به یاد میآورد که آن شب چه اتفاقی افتاده و متوجه میشود که ریکو میتواند کلید گذشتهاش باشد.
خلاصه داستان: در سفری به مصر، هانا، یک مردمسال سیساله، به شهر لوکسور میآید تا از گذشتهاش به عنوان یک باستانشناس دیدن کند. در این سفر، او با افرادی از گذشرهاش ملاقات میکند و با خاطرات و احساساتی که مدتها درون خودش نگه داشته بود، مواجه میشود. در حین گشت و گذار در آثار باستانی و خیابانهای این شهر، هانا به تأمل و بررسی زندگی خود میپردازد و سعی میکند تصمیمات گذشتهاش را درک کند و آیندهاش را بازنگری کند.