خلاصه داستان: در اثر یک تصادف، زندگی یک زن یهودی متعهد در یک جامعه محافظهکار در مونترال با یک مرد بیدین از کانادا به هم میریزد و این رویداد باعث تغییرات عمیقی در زندگی هر دو میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۳۹۷، در شهر تهران، سه شخصیت اصلی داستان - سهیلا، مهدی و رضا - درگیر یک رابطه پیچیده و پر از درد و رنج میشوند. سهیلا، زنی جوان و جسور، با مهدی ازدواج میکند اما رابطه آنها به زودی دچار مشکلاتی میشود. رضا، دوست صمیمی مهدی، وارد داستان میشود و با سهیلا رابطهای عاشقانه برقرار میکند. این رابطه سهگانه منجر به یک سری اتفاقات دراماتیک و غیرمنتظره میشود که سرنوشت هر سه شخصیت را به طور جدی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: یک جوان به نام جاک در پاریس زندگی میکند و به عنوان یک عکاس شروع به کار میکند. او به دنبال عشق و معنای زندگی است. یک شب، جاک با یک دختر جوان به نام لوآن ملاقات میکند و بین آنها عشقی شدید شکل میگیرد. اما این رابطه به زودی با مشکلاتی روبرو میشود و جاک مجبور میشود با تنهایی و دلتنگی خود مواجه شود. در طول چهار شب، جاک سعی میکند خود را درک کند و به دنبال پاسخی برای سوالات زندگی خود باشد.
خلاصه داستان: داستان دو دختر نوجوان به نامهای لیلی و جرارد است که در یک تابستان گرم در نیویورک به دنبال تجربههای جدید و آزادی از محدودیتهای خانوادگی هستند. آنها قصد دارند عذریت خود را از دست دهند و در این راه با چالشهای احساسی و رمانتیکی روبرو میشوند. روابط آنها با یک پسر جوان به نام دیوید پیچیده میشود و دوستی طولانی مدت آنها در معرض خطر قرار میگیرد. در حالی که هر یک به دنبال کشف هویت و استقلال خود هستند، با پیامدهای تصمیماتشان و تغییرات در روابط خانوادگی و دوستانهاشان مواجه میشوند.
خلاصه داستان: قصه در سال 1999 در آرژانتین رخ میدهد. بنیامین اسپوزیت، یک بازنشسته قضاتی، تصمیم میگیرد رمانی بنویسد که بر اساس یک پرونده قتل قدیمی است که او را به مدت 25 سال پس از وقوع آن آزار میدهد. او به دفتر قضایی بازمیگردد تا پرونده را مرور کند و در این راه به خاطراتش از ریکاردو مورالس، قربانی، و ایرن منسارد، همکارش که او عاشقش بود، برمیگردد. او به دنبال پاسخهایی برای سوالاتی است که سالها پیش بدون پاسخ ماندهاند و در تلاش است تا عدالت را برای قربانی برقرار کند.
خلاصه داستان: در سریال "عشق در شهر بزرگ"، چندین زوج در شهر بزرگ زندگی میکنند و در حالی که با چالشهای روزمره و مسائل شخصی روبرو هستند، به دنبال عشق و رابطههای معنادار هستند. داستان به دنبال روابط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی این شخصیتها است و نشان میدهد که چگونه عشق در میان شلوغی و استرس زندگی شهری میتواند رشد کند و تغییراتی در زندگی آنها ایجاد کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، زویی، یک دختر جوان با استعداد در زمینه هنر، با شکست عشقی سخت روبرو میشود. این شکست باعث میشود او به دنبال معنای واقعی زندگی و عشق خود باشد. در این سفر، زویی با چالشهای مختلف روحی و جسمی مواجه میشود و با کمک دوستان و خانوادهاش، یاد میگیرد که چگونه دوباره به خود و دیگران اعتماد کند. در نهایت، زویی کشف میکند که عشق واقعی نه در دستآوردن کسی است، بلکه در پذیرش و احترام به خود و دیگران.
خلاصه داستان: در روز ولنتاین، مجموعهای از افراد زندگی در لس آنجلس با هم پیوند میخورند و روابطشان با یکدیگر در معرض آزمایش قرار میگیرد. این روز عشق و علاقه، باعث میشود خاطرات قدیمی بیدار شوند و احساسات نهفته در قلبها برانگیخته شوند. در این میان، عشق، تنهایی و پیوندهای انسانی به تصویر کشیده میشوند و هر کدام از شخصیتها در پی یافتن معنای واقعی عشق در این روز ویژه هستند.
خلاصه داستان: زندگی جیم و آنی که ازدواج کردهاند و دو فرزند دارند، در یک شب تعطیلات جنسی میان خود و یکدیگر فیلم تهیه میکنند. اما فیلم آنها به طور ناخواسته در دسترس دیگران قرار میگیرد و این واقعه باعث ایجاد شرایطی طنزآمیز و پیچیده میشود. آنها مجبور میشوند با سرعت اقدام کنند تا فیلم را پیدا کنند و از دسترس دیگران دور کنند تا زندگی شخصی خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دو نفر که زندگی مشترک طولانی دارند، با چالشهای روزمره و اختلافات شخصیتی، به تأمل در روابط و تعهدات خود میپردازند. آنها تلاش میکنند تا درک بهتری از نیازها و احساسات یکدیگر داشته باشند و راهی برای نزدیکتر شدن و بازسازی ارتباط پیدا کنند. در این سفر، آنها با خاطرات گذشته و آرزوهای آینده مواجه میشوند و در نهایت تصمیم میگیرند که آیا باید با هم ادامه دهند یا جدا شوند.