خلاصه داستان: قصه دختری به نام ایرین است که برای جلب توجه همکلاسی خود، پسر مهربانی به نام کورو ساکورا، تصویری دروغین از یک دوست پسر درست میکند. اما او به زودی فهمید که کورو در مورد دوست پسرش میداند و او را تهدید میکند تا او را به عنوان "سگ" خودش نگه دارد. در حالی که ایرین تلاش میکند این رابطه غیرعادی را مدیریت کند، او به تدریج نسبت به کورو علاقهمند میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد این رابطه را ادامه دهد یا خیر.
خلاصه داستان: کت، یک جوان ثروتمند و بیمار، با میلدا، یک دختر فقیر اما زیبا، رابطه عاشقانهای برقرار میکند. میلدا به دنبال امنیت مالی و کت به دنبال عشق، تصمیم میگیرند با کمک کت، مبلغ زیادی از ثروت خود را به مادر بیمار میلدا بدهند و سپس ازدواج کنند. اما پلن آنها با وقوع اتفاقات غیرمنتظره و آشکار شدن رازهایی که در زندگی آنها پنهان بوده، به هم میخورد و روابط آنها دچار تغییرات اساسی میشود.
خلاصه داستان: رانجن آتشفشان، یک مرد جوان در وادی کشمیر، با خوابی عجیب مواجه میشود که او را به یک دوره زمانی گرفتار میکند. هر روز دقیقاً همان اتفاقات تکرار میشود و او مجبور میشود با این وضعیت سر و کار داشته باشد. در این بین، او با معضلات شخصی و عاطفیاش درگیر میشود و تلاش میکند رمز این چرخه عجیب را بشکند.
خلاصه داستان: بعد از یک روز ملاقات تصادفی در قطار، روبی و رزالی یکدیگر را به یک رابطه عاشقانه پرشور و آتشین میکشانند. رزالی، یک هنرمند پرشور و مستقل، و روبی، یک دختر جوان خجالتی، در یک رقص پرهیزناپذیر از عشق و عصبانیت درگیر میشوند. اما زمانی که رزالی تصمیم میگیرد از رابطهشان دست بردارد، روبی نمیتواند این واقعیت را تحمل کند و به جستجوی بیرحمانهای برای بازگرداندن عشقش میپردازد. این فیلم حساس و احساسی، بر اساس رمان معروف مارلین کیتس، داستان یک عشق نابودکننده و پیامدهایش را روایت میکند.
خلاصه داستان: جین، یک زن جوان در اواسط سی سالگی، با مشکلات زندگی روزمره و شکستهای شغلی دست و پنجه نرم میکند. او به طور اتفاقی با تیم، یک هنرمند خیابانی که به صورت مکانیکی بزرگ در میدانهای شهر نمایش میدهد، آشنا میشود. این دو نفر با وجود تفاوتهای زیاد شخصیتی، به یکدیگر کمک میکنند تا دوباره به زندگی خود اعتماد کنند و به دنبال آرزوهایشان بروند.
خلاصه داستان: جوزف ماکگرت، یک دریانورد ثروتمند از خاور، برای ازدواج با پریس، دختر یک ملکالطفی بزرگ، به غرب دوردست سفر میکند. در این سرزمین خشن و بیقانون، او با خشونت و خشونتطلبی مردم محلی مواجه میشود و باید خود را با فرهنگ و شرایط جدید وفق دهد. در حالی که درگیریهای خونین بر سر مرزها و آب بین خانوادههای همسایه ادامه دارد، جوزف با شجاعت و اصالت خود، تلاش میکند تا صلح برقرار کند و عشقش را در این سرزمین ناهمگون حفظ کند.
خلاصه داستان: در این سریال، سه زوج مختلف در مراحل مختلف زندگیشان با چالشهای عمیق رابطهای روبرو میشوند. کاگنی و دیوید، زوجی متأهل با سه فرزند، به دلیل کمبود رابطه جنسی، به مشاوره میروند. جیمی و هاوی، زوج جوان و شاد، به زودی با مشکلات عمیقتری از انتظار مواجه میشوند. در همین حال، رومن و پالوما، زوجی در اواسط سیسالگی، تلاش میکنند تصمیم بگیرند آیا باید بچه دار شوند یا خیر. این سه زوج با مشاور رابطه جنسی به نام مای، به دنبال راهحلی برای مشکلاتشان هستند.
خلاصه داستان: در سال 1992، سه دوست جوان در پاریس به دنبال زندگی هنری و آزادانه هستند. جولین، نویسندهای آرمانگرا که از خانوادهای ثروتمند سرچشمه میگیرد، رودولف، فیلمساز آزمایشی که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند، و آلیس، هنرمند نقاشی که به دنبال الهام در هنر خود است. زندگی آنها پر از شور و شوق، عشق و دردسرهای مالی در یک محله فرهنگی و هنری در پاریس است. در حالی که به دنبال رویاهای هنری خود هستند، با چالشهای واقعیت روبرو میشوند و باید تصمیم بگیرند که آیا آرمانهایشان ارزش فداکاریهایی که انجام میدهند را دارد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان پس از ازدواج، به خانهای جدید منتقل میشوند. زن جوان، به دلیل مشکلات بینایی، شوهرش را به عنوان یک مرد زشت و کوتاه قامت میبیند. این تصور اشتباه او را به یک سری ماجراهای طنزآمیز میکشاند که در نهایت به درک بهتر از واقعیت و تقویت رابطهاشان منجر میشود.
خلاصه داستان: در داستان «معبد اردکهای وحشی»، یک جوان به نام تاروکو به یک معبد بوذایی در ژاپن میرود و با یک راهب مسن آشنا میشود. او به تدریج در زندگی معبد جا میگیرد و با مراقبتهای راهب، احساس صلح و آرامش میکند. اما زندگی او در معبد بههم میخورد وقتی که یک زن جوان به نام ماساکو به معبد میآید. ماساکو با داستان دردناکی از گذشتهاش، توانسته است قلب راهب را به خود جلب کند و او را به خدمتگزاری خود وادارد. تاروکو با کمک ماساکو، آتش حسادت در قلب راهب میافروزد و او را به قتل عامدانهای میکشاند. پس از قتل، تاروکو و ماساکو با هم فرار میکنند و در جنگل پنهان میشوند. در نهایت، تاروکو به دست ماساکو کشته میشود و او به تنهایی در جنگل میماند.