خلاصه داستان: روزگاری در کولاکهای کولومبی، روزاریو تیخرس زنی جوان و زیبا بود که با سوء استفاده و خشونت روبرو شد و تصمیم گرفت با تبدیل شدن به یک قاتل حرفهای از ستمگران انتقام بگیرد. او با کمک دو دوست ثروتمند خود، خوان و اسکار، وارد دنیای خطرناک جنایت میشود و با هر قتل، آزادی و عدالت خود را به دست میآورد. اما عشق و خیانت و مرگ در انتظار اوست و روزاریو باید تصمیم بگیرد که آیا آزادی با قیمت زندگی ارزشش را دارد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰، روزنامهنگاری جوان به نام روز به دنبال یک داستان جذاب برای نشریهاش میگردد. او به یک مسابقه تایپ سرعت در یک شهر کوچک دعوت میشود و با مهارتهای شگفتانگیز یک تایپیست جوان مواجه میشود. روز تصمیم میگیرد او را آموزش دهد و او را به مسابقات ملی و بینالمللی تایپ برساند. در این مسیر، روابط آنها عمیقتر میشود و هر دو با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو میشوند.
خلاصه داستان: در سال 1987، فرانکی، یک نوجوان 15 ساله، در یک روستای کوچک در ایرلند زندگی میکند. او با خواهر بزرگترش، مادرش و پدرش در یک خانه ساده زندگی میکند. فرانکی با مشکلات مالی خانواده و فشار جامعه روبرو است. او به دنبال شناخت هویت جنسی خود است و با احساسات متضادی در این زمینه دست و پنجه نرم میکند. فرانکی با دوستانش درگیر فعالیتهای مختلفی مانند دوچرخهسواری و بازیهای ویدئویی میشود. او با یک پسر دیگر در مدرسه آشنا میشود و بین آنها رابطهای عمیق و احساسی شکل میگیرد. این رابطه منجر به درک بهتری از خود فرانکی میشود و او را به سمت پذیرش هویت جنسی خود سوق میدهد.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک خانواده کوچک در روستایی دورافتاده زندگی میکنند. مادر خانواده، که به عنوان یک شخصیت محوری داستان مطرح میشود، با استفاده از مهارتهای خاص خود، تلاش میکند تا خانواده را در برابر مشکلات مالی و اجتماعی محافظت کند. در حالی که پدر خانواده به دنبال راه حلی برای مشکلات مالی است، مادر با استفاده از هنر پخت و پز و تهیه غذاهای خوشمزه، به دنبال کسب درآمد و حفظ وحدت خانواده است. این فیلم به دنبال نشان دادن قدرت عشق، وفاداری و تلاش در مواجهه با سختیهای زندگی است.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ میلادی، لولا دختر جوانی عاشق استیو، پسر همسایه خود است. او آرزو دارد با او ازدواج کند، اما او بر این باور است که باید تا قبل از ازدواج با او رابطه جنسی نداشته باشد. لولا تصمیم میگیرد با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار کند تا به استیو ثابت کند که او یک شریک جنسی عالی خواهد بود.
خلاصه داستان: میگم من یک راهنما هستم ولی من یک راهنما نیستم یک دختر نوجوان به نام میگان به یک اردوگاه تربیتی فرستاده میشود تا از همجنسگرایی خود رهایی یابد. در این اردوگاه او با یک دختر دیگر به نام گراهام آشنا میشود و احساساتی عمیق نسبت به او پیدا میکند. این احساسات باعث میشود او به زندگی و عشق خود فکر کند و در نهایت تصمیم میگیرد که به دنبال خوشحالی واقعی خود باشد. فیلم به طرز طنزآمیزی به موضوعات هویت جنسی و انتظارات جامعه پرداخته و نشان میدهد که عشق واقعی نمیتواند به راحتی کنترل یا تغییر شود.
خلاصه داستان: "Read My Lips" یک فیلم جنایی و درام روانشناسی محصول سال 2001 است که به کارگردانی جاک اودیار ساخته شده است. داستان در اطراف لوسی، یک زن جوان ناشنوا و کارمند دفتری، و پائول، یک مجرم جوان گذشتهای پرآشوب دارد. لوسی که در دنیای سکوت زندگی میکند، با پائول که اخیراً از زندان آزاد شده، آشنا میشود. این دو شخصیت، با وجود تفاوتهای زیادشان، یک همکاری خطرناک را آغاز میکنند که منجر به یک سری وقایع خونین و پرماجرا میشود. فیلم به دقت روابط قدرت، اعتماد و فریب در میان این دو شخصیت میپردازد و نشان میدهد که چگونه دو نفر از دو دنیای متفاوت میتوانند در یک شبکه خطرناک قرار گیرند.
خلاصه داستان: در این فیلم رمانتیک، سه دوست خوب که در یک شهر کوچک زندگی میکنند، در یک روز معمولی در یک مغازه قدیمی، یک پرده عروسی مرموز را کشف میکنند. هر کدام از آنها تصمیم میگیرند که این پرده را در مراسم عروسی خود بپوشند، اما به زودی متوجه میشوند که این پرده قدرت خاصی دارد و باعث اتفاقات عجیب و غیرمنتظرهای در زندگی آنها میشود. در حین آمادهسازی برای مراسم عروسی، آنها با چالشهای مختلفی روبرو میشوند که باعث میشود روابطشان با همسران آیندهشان و یکدیگر تست شود. در نهایت، آنها یاد میگیرند که عشق واقعی مستلزم اعتماد، درک متقابل و گاهی قربانی کردن است. این فیلم با لحن خندهدار و ساده، به مفهوم واقعی عشق و دوستی پرداخته و تماشاگر را با یک پیام مثبت در پایان فیلم به یادگار میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «برنامه ازدواج» داستان زوج جوانی به نامهای لوسی و فلِویا را روایت میکند که برای بهبود روابطشان، یک اپلیکیشن رباتیک را نصب میکنند که آنها را برای رفتارهای مثبت جایزه میدهد. اما این اپلیکیشن به مرور به یک ابزار کنترل و وسواس تبدیل میشود و رقابت بین آنها به یک بازی خطرناک تبدیل میشود که روابطشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در سال 2019، فیلم کمدی-رمانتیک «دختری برای روز عشق» (The Perfect Date) داستان بروکس راتیگان را روایت میکند که به منظور پسانداز برای دانشگاه، اپلیکیشنی رویآوری برای اجارهی «رفیق موقت» راهاندازی میکند. او به عنوان «رفیق شخصی» برای دختران مختلفی استفاده میشود تا در قرارهای عشقی و رویدادهای خاص حضور پیدا کند. اما او به زودی میفهمد که تظاهر کردن شخصیتهای مختلف برای همه کاری کردنی نیست و در نهایت باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً میخواهد خودش باشد یا ادامه دهد با نقشآفرینی.